اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ     اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ     اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِ­الْمُؤْمِنینَ وَابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ     اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمینَ     اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ        اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ عَلَیْکُمْ مِنّى جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِکَ عَلَیْنا وَ عَلى جَمیعِ اَهْلِ الْاِسْلامِ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُکَ فِى السَّمواتِ عَلى جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَیْکُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ و لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ وَ اَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتى رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فیها      
1388,04,01 ساعت 2:10 PM

آقای موسوی! من یک دانشجوی ایرانی هستم ، رای من را پس بدهید!

 آفای موسوی، اینها درد دل فرزند و خواهر یک شهید و یک دانشجوی ایرانی است که به تو رای داده اند ولی حاضر نیستند رای به تو گلوله ای شود برای آتش زدن مساجد شهر و البته پشیمان شدند از رایی که به تو دادند.

  

 

میر حسین موسوی این روزها با انتشار بیانیه های پی‌درپی ساز و کار قانونی مراجعه به شورای نگهبان را که در اندیشه امام خمینی (ره) و میثاق ملی مورد تاکید قرار گرفته را نپذیرفته و بر تمکین به رای ملت و رای قانون بی توجهی می کند.
کاربران محترم خبرگزاری فارس در واکنش به این بیانیه ها و اقدامات غیر قانونی میرحسین موسوی در روزهای اخیر که موجب ایجاد اغتشاشات خیابانی و آشوبها شده است، خواستار پایبندی وی به قانون و ولایت فقیه شده اند و در موارد متعددی کسانی که در این انتخابات به وی رای داده بودند، از اقدامات اخیر وی ناراضی هستند.
در همین راستا بخش قابل توجهی از کاربران فارس خواستار پس گرفتن رای خود به موسوی شدند.
بخش سوم این اظهارنظرها به شرح زیر است:

*من یک دانشجوی ایرانی هستم ، رای من را به من پس بدهید!

دوسه ماه پیش چقدرخوشحال بودم ازاینکه بالاخره می توانم درتعیین سرنوشت خویش مشارکت کنم. طی یک ماه گذشته چقدر پرشور وپراحساس سعی درجلب نظر اطرافیانم داشتم تا کاندیدای محبوب من را بپذیرند.سرخوش بودم از اینکه بهتراز همه حتی بهتراز پدرومادرم ، مسائل را می فهمیدم . من یقین داشتم که درد را درست شناخته ام و درمانش راهم یافته ام .
این اعتماد به نفس زیادی ، باعث شده بود تا درهر فرصتی حتی زمانهای نامربوط مثل وسط کلاس درس و ... نظرم را در این باره اعلام کنم . دران موقع اصلا به این فکر نمی کردم که در عین ادعای دموکراسی طلبی دارم نظرم را به دیگران تحمیل می کنم.
روشی که من درپیش گرفته بودم این بود که با سروصدای بسیار و اظهارنظر شخصی ، دیگران را وادار به تبعیت از خودم بکنم .
جو کلاس را چنان به کمک چند هم فکرم فیلتره می کردم که اگر مخالفی هم داخل کلاس بود جرات اظهار نظر نداشته باشد. این وضع روز به روز تا 22 خرداد شدیدتر می شد به نحوی که من و دوستانم تمام جو خودساخته را به صورت یک حقیقت انکار ناپذیر باور داشتیم واصلا یک درصد هم احتمال پیروزی رقیب را به ذهنمان راه نمی دادیم.
آخر تمام محیط پیرامون من و دوستانم ، طرفدار رنگ سبز بودیم و بس . همه ایران ، از کنج دهات و شهرستانها گرفته تا خانه همسایه مان در فلان شهر ، از کوچه و خیابان گرفته تا بازار و مسجد وکارخانه ، همه و همه برای من خلاصه شده بود در کلاس و سلف و سرویس خوابگاه . همه مردم وطنم خلاصه شده بودند در همکلاسیها و هم خوابگاهیها ونهایتا چند کارمند دانشگاه واینها هم که همگی با من هم فکر و هم رای بودند.
به هرکجا که می رفتم فضا همانی بود که من می خواستم و یا بهتر بگویم همانطور بود که من دوست داشتم ببینم.
نمی خواهم کسی غیر از خودم رامقصربدانم اما حالا که فکر می کنم می بینم دوست صمیمی ام « محسن » هم در ایجاد این فضای مجازی در پیرامون من و دیگران نقش داشت . اوهم به گمانم تحت تاثیر دیگرانی بود که خارج از محیط دانشگاه جزو کله گنده های احزاب بودند و اغلب خبرها را از انها می گرفت البته یکی دو بار هم اورا دیدم که از دفتر رئیس سابق دانشگاه بیرون امد ووقتی از او درباره کارش می پرسیدم ، به الطاف الحیل طفره می رفت .
الان که کلاهم را قاضی می کنم می بینم تقصیر خودم بود که ساده لوحانه کلید گنج خانه فکر و اندیشه ام را سفید امضا به دست او سپرده بودم و او هرانچه می خواست را به خورد ذهن پرسشگر من می داد.
یکی دو بار بعد از مناظره ها سوالات جدی در ذهنم پدید امد ، از او با احتیاط پرسیدم ، او با زیرکی جوابی مسخره امیز از استینش بیرون اورد و پرسشم را در نطفه خفه کرد.
خلاصه اوضاع بر این منوال گذشت و من در فضایی تک رنگ ، سبز سبز سبز سوار بر موج احساس و تصور و رویا پای صندوق سرنوشت رسیدم . باورم این بود که حتما کاندیدای من برنده است چون او طالب اجرای قانون است و از دیکتاتوری و قانون گریزی بیزار است . یادم می امد که در دوره نوجوانیم یار بارانی او که ان زمان رئیس جمهور بود ، مدام فریادش به اسمان بلند بود که : « زنده باد مخالف من » ویا این عبارت معروف که : « اجرای قانون بد ، بهتر از بی قانونی است.» ویا اینکه در سخنرانیهایش در مجامع بین المللی خطاب به رقبای داخلی اش فریاد می زد « اقلیت باید رای اکثریت را بپذیرند و خواسته انها را گردن نهند.» و ...
اخر مگر می شود کسی که این همه از قانون و اجرای ان و مسالمت و تسامح سخن می گفت را مردم نخواهند ؟ ! در ان روز سرنوشت باور من این بود که هرگز .
ساعت یازده شب ( که هنوز صندوقها باز نشده بود و تازه رای گیری به پایان می رسید ، محسن از طریق همان دوستان حزبی اش خبر اورد که : « سبز پیروز شد ، جشن بگیرید و پایکوبی کنید!! » در ان لحظه حقیقتش را بخواهید من هم همراه بچه ها دلی از عزا دراوردیم و... اما اکنون افسوس می خورم که چرا در ان لحظه با خود نیاندیشیدم که اخر از کجا این خبر امده ؟ اقای چیز که رقیبش را متهم به « خرافه پرستی » می کرد ! چطور الان خودش از درون صندوقهای لاک ومهر شده انهم، گسترده در سراسر کشورپهناور ایران ، اینقدر دقیق خبر می دهد؟!!! تنها یک را محتمل است و ان اینکه خود ایشان اهل خرافه باشد و با از ما بهتران سر و سری داشته باشدکه اینچنین در حضور خبر نگاران پیشگوئی می کند .
روز بعداز رای گیری ، زمانی که نتیجه رسمی اعلام شد ، اول شوکه شدم بعد دمق و نهایتا خیلی ناراحت و عصبانی . اخر تمام ساخته های ذهنی من در هم ریخته بود .باورم نمی شد . مگر ممکن بود مردم غیر از ان چیزی که من فکر می کردم تصمیم گرفته باشند ! هرکه را که من دیده بودم ، رنگ شده بود ، حتی امامزاده های کشور هم همه رنگ سبز را برای بیرق و ضریح خود برگزیده بودند . چطور ممکن بود مردم غیر از این را انتخاب کرده باشند!!؟
خلاصه شدم یک بشکه باروت و « محسن » جرقه را زد که « تقلب شده » . خودمانیم این محسن عجب اعجوبه ایست ، وقتی موتورش گرم می شود ، خودش هم دادستان است، هم وکیل مدافع و هم قاضی ! البته نمی دانم چرا پای اجرای حکم که می شود امثال من را جلو می اندازدوخودش بند جیم را اجرا می کند !؟
ان شب هم کف خیابان، پای شعله موتوری که در جلوی چشمان صاحب کتک خورده اش که ناله می کرد و می گفت: « من کارگر شهرداری ام ، به خانه بر می گشتم » داشت می سوخت ، ناگهان سختی قلوه سنگی را در دستم حس کردم ، صدای محسن را می شنیدم که فریاد می زد : « چرا ایستاده ای ؟ بزن . بشکن . »
اولش خواستم مثل همیشه دستور محسن را اجرا کنم اما لختی درنگ کردم ، چهره پدر زحمت کشم را در صورت خون الود ان مرد دیدم ، دستان پینه بسته عمو ودائی کشاورزم را در دستان لرزان و زخمی ان مرد دیدم ، نگاهم به پنجره خانه های اطراف افتاد خودم را در نگاه هراسان جوان کنکوری که در ان نیمه شب خود را برای امتحان سرنوشتش اماده می کرد دیدم ، با خودم گفتم سنگ را بر سر کدام یک بکوبم ؟ اینها همه خودم هستند وبستگانم .
در ان شب به خانه باز نگشتم و تا طلوع صبحی دیگر با خودم اندیشیدم و به خود گفتم: « کجای کار اشتباه کردی؟ »
کار تو که سنگ پرانی و فحاشی نبود ! تو جایگاهت حوزه فکر و اندیشه بود . تورا با اوباش و ارازل چه کار ؟!!
یادم امد که روز اول ورود به دانشگاه چه امال و ارزوهایی در سر می پروراندم . می خواستم دنیا را عوض کنم . می خواستم همه ظلمها و تباهیها را بر اندازم . قصد داشتم به دنبال عدالت باشم و ازادی را برای هموطنانم فراهم سازم . دلم می خواست پیشرفت خودم و جامعه ام را نظاره کنم و... اما حالا من را چه شده است که سر از کوی و برزن بی ادبی در اورده ام ؟
اخر من که به دنبال مدعیان قانون و قانونگرائی حرکت کردم . من که هنگام انتخاب ، انانی را برگزیدم که حرفشان این بود که : « ادب مرد به ز دولت اوست . » کجای کار اشتباه کردم که اینچنین سرنوشتی برایم رقم خورد؟
از ان شب که منتهی به « طلوع صبحی دیگر» شد ، من ماندم و فکر و اندیشه ازاد و فطرت حقیقت طلبم .
دانستم که من باید حقیقت را خودم دریابم.

*آقای موسوی سلام.
به عنوان فرزند و خواهر شهید می خواهم چیزی را به خدمتتان عرض کنم. آقای موسوی من به تو رای دادم. ولی این درست نیست که رای من گلوله شود برای براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و همین طور گلوله شود به سوی مساجد شهرم.
اکنون که تو را عین بنی صدر یافتم رایم را که به تو داده بودم پس می گیرم و آنرا با شاخه گلی از مهربانی تقدیم احمدی نژاد مهربان این یاور مظلومان و حامی مقام معظم رهبری می کنم.تو با فریب رای مرا و امثال مرا در دانشگاه برای خودت دزدیدی و حالا با آن گلوله درست کردی برای دریدن قلب جوانان وطنم .
خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست
حسین حسین شعار ماست شهادت افتخار ماست
فلاح از تهران

*نیروی انتظامی باید با شدت عمل با آشوبگران مقابله کند و میرحسین موسوی و دوستان و همدستانش را به عنوان سردسته اغتشاشگران دستگیر و مراجع قضایی آنها را محاکمه نمایند

*باید برای این آقا که با نام الله اکبر و نام های اسلامی یا حسین به میدان انتخابات ریاست جمهوری آمده و خیانت میکند اشد مجازات را تعین کرد.
سکوت نکنید و موسوی را به سزای اعمالش برسانید.
فرزند شهید

*جالب است آقای موسوی، مسوول تمام خونها وخسارات خود شمایید وبرای جانباختگان که خودکشته اید سوگواری می کنید واقعا خداوند چه زود دستهای پلید را رسوا می کند. این یک برنامه 90سیاسی زنده است که همه مردم آن را به وضوح می بینند

*زمستان میرودو روسیاهی به ذغال میماند. ایشان در مدیریت اول انقلاب چه کارهائی که نکرده است . چهره او غلط انداز است ومردم فکر میکردندآدم محترمی است.چون وی درشروع انقلاب با کجرویها انقلاب را به اینجا رسانده من لقب خشت اول را به او اعطا و لقب ثریا را نیز به دوست او خاتمی میدهم. خشت اول گرنهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج . باید برای حفظ انقلاب و تضمین آینده ای روشن به رئیس جمهور اجازه داد که این دیوار را خراب ودیواری صاف وقائم بنا کند . همانطور که دیدیم شفافیت وصداقت رمز پیشرفت است که باعث شد 40میلیون رای داده شود.

*موسوی مسئول دنیوی و اخروی مرگ هر ایرانی است. به هوش بیا اقای سبز .

*موسوی و همدستانش باید جواب خون جوانان ایران را بدهد

*باید اعلان عمومی شود تا کسانی که از این آقای ... شکایت دارند به فلان سایت مراجعه کنند و آقای هاشمی شاهرودی دستور پیگیری ودادگاهی موسوی را بدهد.
تا کی جوانان ما را تحریک می کند و تا کی فضای کشور را می خواهد ناامن کند وخودش وهمسرش در سد لتیان و در ویلای اختصاصی ... خوش گذرانی کند ؟
اگر راست می گفت آنروز که شورای نگهبان دعوت کرد مردانه می رفت

*با سلام
خواهشمند است به این بازی خاتمه ورزید

*خداوند رحمت کند ایت ا.. دستغیب را در یکی از سخنرانیها بحث زاهد مستجاب الدعوتی را مطرح کرد که نهایتا با کشتن دختر پادشاه در لحظه اخر در چوبه دار به سفارش شیطان با چشم بر او سجده کرد و تنها روزنه امیدی که به بخشش خدا بود را از دست داد وای بر احوال این دو اقا که با این حرکتها و خود رائیها و قدرت طلبیها اخرش به کجا خواهند رسید

*همش باعث این کشتار موسوی است باید جلوشو بگیرید

*نام موسوی به عنوان یک خائن به ملت در تاریخ نظام اسلامی ثبت خواهد شد.او مسئول خون تمام کسانی است که در این اغتشاشات جان خود را از دست دادند.اگر امام(ره) بودند حتما حکم دستگیری وی را شخصا صادر می کردند.خداوند به قلب مظلوم مقام معظم رهبری رحم کند که اینچنین توسط اراذل موسوی خون می شود.

*نیروی انتظامی و رهبری با اقدامات شجاعانه خود دلگرمی مردم را به خود بیشتر کردند .

*به جای نوشتن چنین مطالبی وایجاد تحریک و دعواهای سیاسی وخیابانی ، ضمن متقاعد کردن رئیس جمهور و وزیر کشور مجوزهای لازم را جهت برپایی تجمعات قانونی در مراکزخارج از شهر مانند استادیوم آزادی فراهم کنید تا ضمن اعتراض قانونمند ، بهانه را نیز از دست فرصت طلبان ومعاندین بگیرید .
این ایام می گذرد ولی دوستی دوستان واقعی نظام اسلامی بایستی پایدار بماند.
میر حسین سرمایه معنوی امام راحل و این کشور وخادم ملت بوده وبا این مطالب ارائه شده و تخریب ایشان ، سرمایه معنوی سالهای دفاع مقدس را به دست خودتان نابود نکنید .

*ما هم خسته شده ایم و مایلیم به زندگی عادی برگردیم. از این که مجبور باشیم ساعت معینی به خانه برگردیم و همه کارها نصفه و نیمه بماند خسته شدیم. کاش زودتر تمام شود...

*ساکاشولی ایران کور خونده اینجاکشور امام زمان است

*حق با موسوی است دولت باید خسارت مردم را بدهد و عوامل حمله به مردم و تجمعات باید محاکمه شوند

*به قول آن مثل قدیمی " تا مرد سخن نگفته باشد عیب وهنرش نهفته باشد " ای کاش آقای موسوی دهانش را باز نمیکرد تا خاطره نخست وزیری ایشان با همان جلد زرینی که امام و رهبری برای افکار و کارهای ایشان درست کرده بودند ، در اذهان باقی میماند و روزهای مکدر را نمیدیدیم این تحریکات را نمیدیدیم این بی اعتنایی به رهبری را نمیدیدیم این چراغ سبز به دشمنان را نمیدیدیم این هزینه کردن برای براندازی را نمیدیدیم و این حرفها را نمیشنیدیم

* ای میر حسین
تو اگر راست میگویی بیا در صداوسیما و مجددا مناظره کن البته در مورد انتخابات. که فکر کنم چیزهای باقیمانده ته زنبیلت رو خالی کنی

*کاری که منافقین دراول انقلاب با مردم کردند موسوی ویارانش مثل محمد خاتمی وغیره کردند وهیچ جایی درمیان مردم ایران ندارند وباید محاکمه بشوند.

*آقای موسوی شما از جون مردم چی میخوای چرا نمیزاری مردم به راحتی زندگی کنند چرا نمیزاری مردم آسایش خوبی داشته باشند همه مردم میدونن که ریشه اغتشاشات شما هستی دست از کارای غیر قانونی بردار . تا کی میخوای به این کارای غیر قانونی ادامه بدی خیلی متاسفم برات

*ما در دوران ریاست جمهوری مقام معظم رهبری مطالب فراوانی از نا فرمانیها و تخلفات آقای موسوی شنیده بودیم لکن باورش مشکل بود ولی متأسفانه برخوردهای ناشایست وغیر قانونی ایشان جای تردید نگذاشت وبما فهماند او یک عنصر خود خواه ومستکبر قانون گریز و مخالف با اصول قطعی نظام (که فلسفه تشکیل نظام اسلامی بود) میباشد که بامتهم کردن مسئولین خدوم نظام بالاخص رئیس جمهور محترم راه منافقین کوردل را می پیماید.

*واقعا باید میرحسین دستگیر و با او برخورد شود.

*کسی که ادعا میکند یار امام بوده پس چرا قلب مقام معظم رهبری را خون میکند

*در تعجبم چرا این آقا را دستگیر و محاکمه نمی کنند ؟ اگر قرار باشد دستش رو شود که تا کنون شده و همه رسوائی ها را به بار آورده است

*سلام
بنده به موسوی اگر بعنوان یک شهروند قبول دارد اعلام می کنم که ما از کارهای تو بدمان می آید و شاکر و خوشحالیم که انتخاب نشدی

*ما سوالمون اینه که چراموسوی رو بازداشت نمی کنند

*آقای موسوی باید بداند که مردم وکیل نیاز ندارند و خودشان آگاه هستند و خوب و بد را خوب تشخیص میدهند. آقای موسوی به دامان مردم و انقلاب برگرد! این را بدان که جریانات زمان بنی صدر در حال تکرار است.

*واقعا خجالت آوره بس کنید بخاطر پست و کرسی بیش از این مردم را به کشتن ندهید

*با تشکر از ایثار و زحمات نیروهای انتظامی و بسیج و مردم که امنیت را دوباره به تهران تقدیم کردند. آیا آقای موسوی تفاوت اعتراض و اغتشاش و خرابکاری را نمیداند واقعا متاسفم از عملکرد وی و خودبزرگ بینی های ایشان. امیدوارم با خلوص نیت و برای قرب الهی یک مروری به عملکرد خودش در این انتخابات داشته باشد.

*آقای موسوی، دیگر از رسم مردانگی خود دور می شوید و مردم را سپر بلای خود می کنید از لجاجت دست بردارید و خود را بیش ازاین ضایع نکنید قانون فصل الخطاب ادعای قانون گرائی تان باشد

*با سلام چرا دستگاه قضایی اقدام لازم را در این باره انجام نمی دهد ؟

*مسئولین محترم خبرگزاری فارس!
چرا مطالبی را که خوانندگان ارسال می کنند درج نمی کنید؟ حتما باید فرد ارسال کننده مطلب اسم و رسم داشته باشد تا مطلبش درج شود. من هم یک فوق لیسانس هستم که فقط اسم و رسم مرسوم در جامعه را ندارم.
مطلب زیر در مورد نئومنافقینی مثل موسوی است که امیدوارم درج کنید

یک نفر بیانات مقام معظم رهبری را برای موسوی ترجمه کند.

گمان می رود در خانه و اردوگاه موسوی کسی نیست چرا که در خانه اگر کس است یک حرف بس است. بیانات و اوامر دردمندانه مقام معظم رهبری در جمعه تاریخی تهران، چنان روشن و با قدرت بیان شد که که همه ملت از پیر و جوان و خرد و کلان آن را با جان و دل شنیدند و سرلوحه کار خود قرار دادند اما ظاهراً موسوی و حامیان قانون گریز و ولایت ستیزش هنوز در توهم اردوکشی های خیابانی سعی دارند حماسه تاریخی ملت را در 22 خرداد، در کف خیابان ها خدشه دار کنند. به نظر می رسد یک نفر باید بیانات مقام معظم رهبری را برای موسوی ترجمه کند تا آن وقت روشن شود که هنوز هم می خواهد در مقابل انقلاب بایستد و این چنین بر قانون ستیزی و محاربه با نظام اسلامی بپردازد؟!
بزرگان گفته اند آدم های کوچک دیگران را به زحمت می اندازند و آدم های بزرگ خودشان را و ما فهمیدیم چه کسانی در این مملکت بزرگند و چه کسانی کوچک.
مطمئن باشید که موسوی به اردوگاه دشمنان نظام پیوسته و بیانات مقام معظم رهبری در حمایت از ایشان تلاش های دردمندانه برای بازگرداندن ایشان به آغوش نظام بود اما با این روندی که در پیش گرفته بعید به نظر می رسد که از این منجلابی گرفتار شده بیرون آید. حیف از آن همه وقت گران بهایی که مقام معظم رهبری برای دیدار با ایشان صرف کردند و خودشان را به زحمت انداختند تا بلکه الفبای قانون گرایی را به ایشان بیاموزند اما افسوس که این ها مصداق اصابعهم فی اذانهم هستند.
بیانات موسوی چنان وقیحانه صادر میشود که همه به نیات سوء قانون گریزی و ولایت ستیزی او پی می برند. ندیدن این همه آشوب، اغتشاش، خسارات میلیاردی به اماکن عمومی و اموال مردم، کشته شدن دهها انسان بیگناه، به آتش کشیده شدن مساجد، مجروح و مصدوم شدن صدها مامور انتظامی و امنیتی و ... همه نشانه های بسیار روشنی هستند که در نتیجه اعمال برخی حامیان موسوی به جامعه ما تحمیل شده اما ظاهرا موسوی قرار نیست این همه نشانه های روشن از به آشوب کشیدن جامعه توسط خود و اطرافیان و حامیانش را ببیند و در توهم قدرت از دست رفته اش در پای صندوق های رای چنان غرق شده است که حتی تمام منافقین و معارضین قسم خورده انقلاب در خیابان های تهران به رژه روند، او آن ها را مردم مظلومی خواهد خواند که به نتیجه انتخابات معترض هستند.

* موسوی ملعبه بازیگران شبکه های بیگانه شده. دست رادان را می بوسم که با اخلال گران جدی بر خورد می نماید

*بنده با خیلی از کسانی که تشویق به آشوب و در گیری می کنند صحبت کرده ام در این چند روز با کمال تأسف اکثر آنها از اول در انتخاباتها شرکت نکرده اند و در این انتخابات هم بیشتر آنها شرکت نکرده اند به هر دلیلی با نظام مشکل دارند و آزادی می خواهند از نوع غربی آن که باید گفت که آیا اکثریت باید از شما تبعیت کنند یا شما از اکثریت؟ و موضوع بعدی این است که اینها فکر می کنند که اختلاف سلیقه یعنی قبول نداشتن نظام که کاملا " اشتباه می کنند بنده با تعدادی از دوستانم که به موسوی رای داده اند صحبت کردم در روزهای اخیر به دلیل عدم تبعیت از رهبری نظرشان از موسوی بر گشته است و متوجه سوء نیت آنها شده اند خداوند آنها را هدایت کند و به مسیر راستی و دوستی ایران و مردم و....نماید انشاا..

*منم قبول دارم اینها و غرب یک مشت تروریست هستند که باید عوامل این اشوب ها رو به جرم نفاق در ملاعام اعدام کنند

*واقعا موسوی ادم ... هست از یک طرف در گفته های خود به قانون اساسی تکیه می کند ولی خودش اصول قانون اساسی را قبول ندارد از جمله اصل ولایت فقیه و دیگر اصولی راجع به انتخابات وشورای نگهبان.
مسئولین هر چه سریعتر باید با این ادم برخورد کنند .من به عنوان یک فرد شهروند واقعا خونم بجوش می اید وقتی که این آقا صحبت یا بیانیه صادر می کند چطور می تواند این منافقین و ارازل و اوباش را همردیف شهدا قراردهد.

*بسیاری از بزرگان اخلاق دعایشان این بوده وهست که خدایا مارا عاقبت به خیر بگردان واقعا برای موسوی وخاتمی و.... متاسفم حالا که مردم انها را انتخاب نکرده اند به خاطر هوای نفس و علی رغم اینکه خودشان به خوبی می دانسته ومیدانند که مردم به او و دار ودسته اش رای نداده اند حرفهای خودش را زیر پا گذاشته و قانون واخلاق و عزت ایران را که دم از آن میزدند بازیچه جاه طلبی های خودش و خاتمی و.... کرده است خوب است به خود بیایند و از ملت شریف ایران عذر خواهی کنند شاید خداوند متعال گناه بزرگ انها را ببخشد

*اقای مهندس موسوی تو نه تنها در مقابل قانون ایستادگی می کنی بلکه در مقابل ولایت فقیه ایستادگی میکنی پس در مقابل نظام ایستاگی میکنی

*بسم الله

زمستون میره اما روسیاهیش به زغال میمونه.
اصلاحات آمریکایی با رای هوشیارانه مردم مرد.دست و پا زدن عده ای به قیمت ازبین رفتن امنیت نمیتونه اونو برگردونه.

*به نظر من که موسوی را باید به عنوان عامل اصلی قتل و اغتشاشات اخیر دستگیر و محاکمه کنند .خانواده مادر و دختری که در مهد کودک کشته شدند که خودشون علیه موسوی مدعی اند چگونه در امار اراذل و اوباش طرفدار موسوی جای می گیرند ایا اینگونه اظهار نظر موسوی وقاحت ندارد

*من هم به سهم خودم از این اقدام شجاعانه قانونی و مردم مدارانه نیروهای امنیتی تقدیر میکنم و امیدوارم تا بازگشت آرامش کامل این این وضع ادامه داشته باشد

*موسوی از مردم بعنوان ابزار جهت رسیدن به خواسته های که بیگانگان از موسوی و... خواسته اند استفاده می کند وخون بهای این همه خونها بعهده موسوی وخاتمی است

*بسمه تعالی
البته فراموش نکردیم که شگردهایی که منافقین درسالهای 60 از آن برای انحراف افکار عمومی استفاده میکردند تا مردم را درمقابل نظام قرار دهند . بنده به آقایان می گویم که این نحوه صحبت کردن دیگر رنگ باخته است .شاید چند روزی پشت این نقاب مخفی بمانید ولی مطمئن باشید که چهره واقعی شما هم مانند منافقین سال 60 برای مردم هویدا خواهد شد وآن وقت دیگر برگشت دیر است . پس تا دیر نشده خود را به صف نظام ملحق کنید وبه نصایح رهبر فرزانه انقلام گوش کنید واز راه قانون وارد شوید وگرنه باید پاسخگوی عمل خود باشید.

*اقایان تو روخدا سرچشمه را بخشکانید این رای ما به موسوی اشتباه بود قاطعانه برخورد کنید ما ارامش میخواهیم

*باید با عوامل اشوب برخورد شود

*از مقامات امنیتی درخواست داریم میر حسین موسوی را به عنوان رهبر اغتشاش گران دستگیر کند تا اقتدار نظام دیده شود.

*این میرحسین بعد از 7 روز تازه یک اسباب بازی پیدا کرده (اصل 27 قانون اساسی) اما یکی نیست بهش بگه : قانون اساسی یک اصل 40 هم داره.اون رو اول بخون بعد 27 رو تفسیر کن.

*من تا به حال گمان می کردم اغتشاشگران عمدتا ضد انقلاب هستند. اکنون که دیدم مساجد را نیز آتش زده اند، فهمیدم اینان ظاهرا ضد اسلام نیز هستند. از شما خواهش می کنم اطلاع رسانی کنید که برای شکایت از اغتشاشگران و در راس همه رهبر آنان موسوی چگونه باید اقدام کرد؟

*خدارا شکر که پرده ها افتاد و این مهره ی بی ظرفیت رییس جمهور کشورمان نگردید تا دستاوردهای انقلاب را یک شبه بر باد فنا دهد . به امید ظهور هر چه زودتر آقا امام زمان و ریشه کن نمودن ظلم و فساد توسط ایشان.

*به نام خدا - با تشکر از نیروهای نظامی ، انتظامی و مردمی که در برگرداندن امنیتِ صدمه دیده به جامعه؛ که از طرف تعدادی معدود،( البته نسبت به مردم طرفدار آرامش) خدشه دار شده بود ؛ نهایت تلاش و مجاهدت را نمودند.
با آرزوی هدایت برای کسانی که خود را مدعی قانون گرائی معرفی کردند ولی در عمل نشان دادند کمترین توجه را به قوانین جاری کشور و مجاری قانونی آن ندارند.

*مشکل این آقایان رای و تقلب و شورای نگهبان نیست ، مشکل این آقایان اسلام است ، اینها با اصل اسلام مشکل دارند ، کتاب گفتگوی تمدن های آقای خاتمی هم در همین راستا است ، در راستای محو اسلام از عرصه زندگی و جامعه ، اینها دیدند با تکیه بر فلسفه هرمنوتیک هایدگر و گادامر و با تکیه به سروش ها و تقسیم دین به شریعت و فهم از شریعت ، نمی توانند اسلام را از عرصه زندگی ها خارج کنند ، بنابراین دست به اغتشاش می زنند ، عاملان اغتشاش هم خود همینها هستند ، توصیه من به آقای موسوی این است که فریب اصلاح طلبها را نخورد ، اینها کسانی نیستند که پشت آقای موسوی را بگیرند ، اینها فکر کردند می توانند به اسلام صدمه ای بزنند ، دو سه تا رو علم کردند تا بیانه و فتوا بدهند ، با این کارشون ما را یاد جنگ صفین می اندازند که ای وای قرآن ، ای وای جنگ با قرآن ، ای بابا دوران قرآن بر نیزه کردن هم تمام شده است ، امروز ملت به علی مینگرند ، نه به نیزهای قرآن بر سر ، قطعا این بازی ها و این بیانیه های امثال موسوی و خاتمی و اون بابا که فتوا می دهد و می گوید که شرع چه گفته است ، هیچ کدام از روی دلسوزی برای اسلام نیست ، اینها دشمن اسلامند ، به هیچ جا هم نمی رسند ، اینها دارند در خشم خود میمیرند ، خدا چه زیبا فرموده : « موتوا بغیضکم » در خشم و نفرتتان بمیرید ، آری این است پیام خدای احد و واحد به امثال این آقایان ، پیام دیگر خدا به آنها این است که « زهق الباطل » باطل نابود شد ، اصلا باطل از همان بدو تولدش باطل شد ،در آخر می گویم که این واقعه فقط پالایش نظام است و این آقایان چهره اصلی خود را نشان می دهند و کار انقلاب اسلامی را در تشخیص دشمنانش ساده می کند ، دستشان درد نکند ، خدمت بزرگی کردند . ( مجید آقاخانی )

*نیروی انتظامی باید بداند که چه با این آشوبگران مدارا کند ویانه بهر حال مورد اتهام موسوی ودارو دسته اش قرار میگیرد بنابر این لازم است برخورد قاطعانه با این عوامل آشوب داشته باشد که در غیر این صورت اقتدارش از نظر مردم زیر سوال خواهد رفت

*ان شاءالله شکایات شهدا و امام از موسوی هم بماند برای روز جزا.

*من به سادگی این شخص یقین داشتم ولی الان کم کم دارم به نفاق او فکر می کنم.

*لطفاً نظر منم بزارین : من چند روزه کلافم اصلاً این حرفای موسوی همشون دروغ بوده هر چی گفته بر عکسش رو عمل کرده به احمدی نژاد گفته بود که شما مجموعه ای افراط ها و تفریط ها هستید و لی خدا وکیلی موسوی دیگه روی هیتلرم سفید کرده ما نفهمیدیم قانون رو دوست داره یا نه ، غیر قانونی تظاهرات میکنه بعد جالبه انتقاد میکنه که مجوز چرا نمی دین . هر انتقادی کرده بود خودش انجام داده گذاشته گردن احمدی نزاد جالب اینجاست که حالا بدهکارم شدیم غیر مستقیم میگه ما تو این اغتشاشات دخیلیم ، رو نیست که .... من میگم جناب آقای موسوی بی خیال شو شما با امام زمان داری میجنگی این مملکت مال امام زمانه فکر نکن داری حقتو می گیری خودتم میدونی که دروغ میگی، تو شهر کوچیک ما ، من خودم روز رای گیری از دوستام شنیدم که آقایون از جاهایی پیر مرد پیرزنهای بی سواد رو می آوردن برای موسوی رای بگیرن . البته شما مطمئنن می گین اینا از ما نیست از شما هستن . خدا شما رو به راه راست هدایت کنه. شما فوق العاده اید بخدا

*قبل از انتخابات همه از آقای سبز خاطره خوشی داشتند اما الان جز سیاهی چیزی برایش نمانده . این همان حکمت خداست.

*این رفتار های غیر قانونی آقای موسوی مظلومیت مقام معظم رهبری دردوران نخست وزیری موسوی وحقانیت آقای دکتراحمدی نژادرابه همگان نشان داد

*خوش بود گر محک تجربه آید به میان ...این روزها حوصله هیچ کاری را ندارم وهمه اش به خودم فحش میدهم که چرا رای دادم یا اینکه چرا به موسوی رای ندادم تا شاید رای می اورد والان اون 20هموطنم زنده بودند دیدین چکار سرمون اوردن وبا کشور اروممون چکار کردن واگذارت به جدت اقای موسوی

*دوستی قبل از انتخابات می گفت: کشور به حکیمانی خردمند نیاز دارد

حکیمانی خردمند!
شهر را به آتش کشیده
مردم سالاری را ارج نهاده
عزت جهانی برایمان به ارمغان آورده اند!
با شعار کرامت انسانی!
قانون گریزی نگران شان کرده است
و خواب روز و شب را از آنان گرفته است ...

*جناب آقای موسوی با سلام و احترام، آیا وقت آن نرسیده که شما از افراد و احزابی که در 8سال دوره به اصطلاح اصلاحات کشور، نظام، اسلام، امام، مردم و رهبری را به بیگانگان فروختند و رنگ ننگ را بر خود زدند تبری جویید و آیا واقعا وقت آن نرسیده تا شما نامه هایتان را به آنها ندهید تا آنها عقده هایشان را تحت قالب الفاظ رنگارنگ و عوام فریب و با امضای شما ننویسند و شما را به مقابله مستقیم با کلیت نظام اسلامی بکشانند؟ به امید بازگشت شما به خط قانون مداری

*با عرض تأسف باید گفت که نرود میخ آهنین درسنگ! در خانه اگر کس است یک حرف بس است! این آقا خودش را به اون راه زده! فکر کرده مردم نمی فهمند! دست پیش گرفته که پس نیفته! همه این چیزایی که گفتید می دونه اما نمی خواد قبول کنه! لهم قلوب لایفقهون بها...

*سلام
من طرفدار موسوی هستم و خواهم بود
اگه شما ها که میگین تقلب نشده پس چرا دوباره رای گیری نمی کنید؟
تا برای طرفداران موسوی ثابت بشه که تقلب نشده
فقط کاری کنید که بعدش پشیمون نشید
اگه الان کسی جلوی شما رو نگیره اخرت اونجا کسی هست که جلوی شما رو که می گیرد
از خدا میخوام که به همه انسانها سلامتی بده
همین
موفق باشین

*خدایا پیش تو توبه می کنم از رای دادن به این سید

*رهبرا از تو به یک اشاره
از ما به سر دویدن ...

آقای موسوی کاری نکنید که به سرنوشت کسانی دچار شوید که مجبور به فرار از کشور شدند !

*شما اگه واقعا " بی طرفید نظر منم بزارید.چرا صدا وسیما اینقدر سانسور میکنه و دروغ میگه ؟اگه ترسی نداره چرا نمیذاره موسوی بیاد و حرفاشو بزنه؟

*آقای موسوی قبل از انتخبات گفته بودند من یک اصلاح طلب اصولگرا هستم.می خواستم بدونم اگر در آمریکا یک نفر بگوید من جمهوریخواه دموکرات هستم چند نفر آدم عاقل بهش رای می دهد؟!

*این آقایون نگاهی به کشورهای اطراف بکنند ببینند که به علت نداشتن ولی فقیه به چه بلایی گرفتارند چرا نعمت را نمی دانند از آقای موسوی میخواهم از حصار تنگ اطرافیان بیایند بیرون و با عینک دیگری نگاه کنند.  


 

مقام سابق آمریکایی فاش کرد:
توطئه علیه انقلاب ایران با دلارهای آمریکایی

خبرگزاری فارس: یک سیاستمدار اسبق آمریکایی با اشاره به برنامه‌ریزی‌های آمریکا برای بهره‌گیری از تنش‌های بوجود آمده در ایران، خطاب به مدعیان تقلب در انتخابات ایران گفت: آیا شما باور می‌کنید که مردم ایران به کسی رای داده باشند که ایران را به کشوری تبدیل کند که تحت نفوذ آمریکا باشد؟

  

 

 

به نقل از پایگاه اینترنتی "کامن دریمز "، پل کریگ رابرتز، سیاستمدار سابق آمریکایی اخیرا با انتشار گزارشی تحلیلی به افشای نقش دولت آمریکا در طراحی آشوب‌های پس از انتخابات در ایران پرداخته که این گزارش مورد توجه وسیع نشریات انتقادی آمریکا قرار گرفته‌است.
رابرتز با بیان این مطلب که خاطره تلخ دخالت‌های پیشین آمریکا در تجربه‌های دموکراتیک ایرانیان، هنوز در ذهن این ملت باقی مانده است؛ این پرسش‌ها را مطرح کرد که " رسانه‌های آمریکایی به چه میزان به انتخابات کشورهایی مثل ژاپن، هند، آرژانتین و یا دیگر کشورها توجه نشان می‌دهند؟ " و یا "چه تعداد از مردم آمریکا و یا خبرنگاران آمریکایی می‌دانند که چه کسی در راس کشورهایی مثل انگلستان، فرانسه و یا آلمان است؟ چه کسی می‌تواند اسم رهبران سیاسی سویس، هلند، برزیل، ژاپن و یا حتی چین را نام ببرد؟ "
این در حالی است که هم‌اکنون بسیاری از آمریکاییان می‌دانند که رییس‌جمهور کنونی ایران، محمود احمدی‌نژاد است و این آگاهی به این خاطر است که رسانه‌های آمریکایی هر روز اقدام به ایجاد هجمه تبلیغاتی علیه احمدی‌نژاد می‌کنند و وی را خطرناک معرفی می‌کنند.
رابرتز سپس با اشاره به توافق تمامی مسئولین جمهوری اسلامی ایران در جلوگیری از نفوذ آمریکا می‌افزاید: بد جلوه دادن احمدی‌نژاد در رسانه‌های آمریکایی، نشان‌دهنده نادانی ایالات متحده آمریکا است. زیرا رییس‌جمهور ایران تنها تصمیم گیرنده این کشور نیست و هیچ یک از رهبران سیاسی ایران نمی‌خواهند که انقلاب ایران توسط پول‌های آمریکایی و در پوشش انقلاب‌های رنگین مورد آسیب قرار گیرد.
این دیپلمات سابق آمریکایی سپس به سوابق سیاه آمریکا در سرکوب نهضت‌های مردمی ایرانیان اشاره کرده و تصریح می‌کند: ایرانیان تجربه بسیار تلخی از دولت ایالات متحده دارند؛ اولین انتخابات دموکراتیک آنها که پس از خروج کشورشان از اشغال و وضعیت تجزیه در دهه 1950 میلادی برگزار شد، توسط دولت آمریکا محکوم به شکست شد؛ در حقیقت آمریکا به جای نمایندگان انتخاب شده توسط مردم یک دیکتاتور را به قدرت رساند که مخالفینی را که خواستار استقلال ایران و برکناری حاکمان دست نشانده آمریکا از قدرت بودند شکنجه می‌کرد و به قتل می‌رساند.
در ادامه این مقاله آمده: "آمریکای ابرقدرت "، هیچ گاه رهبران اسلامی ایران را به دلیل انقلاب این کشور در اواخر دهه 1970 میلادی نمی‌بخشد! زیرا این انقلاب موجب اخراج دولتی شد که در واقع دست نشانده و تحت نفوذ آمریکا بود. از سوی دیگر دانشجویان ایرانی پس از انقلاب کارکنان سفارت آمریکا را که بعدها " لانه جاسوسی " نام گرفت گروگان گرفتند و با به هم چسباندن اسناد خرد شده، مشارکت آمریکا در انهدام دموکراسی ایران را اثبات کردند.
این مقاله سپس با اشاره به دخالت‌های بی مورد آمریکا در انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر ایران می‌نویسد: رسانه‌های تحت کنترل دولت آمریکا که می‌توان آنها را وزارت تبلیغات و پروپاگاندای آمریکا نامید به انتخاب مجدد محمود احمدی‌نژاد واکنش نشان داده و با پخش بدون وقفه گزارش‌ها از اعتراضات داخلی ایران کوشید تا بروز تقلب در انتخابات ایران را به جهانیان القا کند.
اما رسانه‌های آمریکایی در حالی می‌کوشند انتخابات ایران را بدون هیچ دلیل و مدرکی بی‌اعتبار معرفی کنند که تنها واکنش این رسانه‌ها به تقلبات مستندی که در جریان اولین دور انتخاب جورج بوش به ریاست‌جمهوری آمریکا وجود داشت، رد این مطلب بود.
این سیاست‌مدار سابق آمریکایی در ادامه گزارش خود خاطرنشان می‌سازد: سران کشورهای وابسته‌ای همچون بریتانیای کبیر و آلمان نیز به خط عملیات تبلیغات روانی آمریکا وارد شده‌اند. بطوریکه دیوید میلیبند، وزیر خارجه بدنام انگلستان در دیدار وزرای اتحادیه اروپا در لوکزامبورگ، نسبت به صحت پیروزی احمدی‌نژاد ابراز تردید کرد.
رابرتز می‌افزاید: البته مشخص است که میلیبند هیچ منبع اطلاعاتی مستقلی ندارد و خیلی ساده دستورالعمل‌های واشنگتن را دنبال می‌کند، به طوریکه تنها به ادعای بدون پشتوانه کاندیدای شکست خورده انتخابات ایران استناد می‌کند؛ کاندیدایی که از سوی آمریکا بر احمدی‌نژاد ترجیح داده می‌شد.
از سوی دیگر آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان نیز از سفیر ایران خواست تا " شفافیت بیشتری " در انتخابات ایران ایجاد شود.
رابرتز سپس با اشاره به برخی اظهارات افراطی برخی گروه‌های تندروی آمریکایی که انتخابات ایران را کودتا نامیده بودند این سوال را مطرح کرد که منبع اطلاعاتی رسانه‌های آمریکایی و دولت‌‌های وابسته به آمریکا چیست؟ این دیپلمات سابق آمریکایی در پاسخ به این سوال می‌گوید: این منبع چیزی نیست جز اظهارات کاندیدای شکست خورده ایران که آمریکا نیز ترجیح می‌داد وی پیروز انتخابات ایران باشد.
این در حالی است که نتایج منتشر شده از نظرسنجی مستقل صورت گرفته توسط " مرکز غیرانتفاعی نظرسنجی عمومی " و موسسه " نیو امریکن فادنیشن "، چند هفته مانده به انتخابات ایران از برتری احمدی‌نژاد خبر داده بود. در بخشی از گزارش این نظرسنجی آمده: " متخصصان زیادی انتخابات ایران را غیرمعتبر و خدشه‌دار معرفی می‌کنند اما این در حالی است که نظرسنجی عمومی ما، سه هفته قبل از برگزاری انتخابات نشان داد که احمدی‌نژاد با در اختیار داشتن بیش از نیمی از آرا، از رقبای خود پیشی می‌گیرد.
نویسنده مقاله سپس با اشاره به کمک‌های آمریکا به اغتشاش‌گران در ایران می‌نویسد: گزارش‌های زیادی وجود دارد که از برنامه دولت آمریکا برای بی‌ثبات‌سازی ایران خبر می‌دهند. گزارش‌هایی وجود دارد که حاکی از کمک مالی دولت آمریکا به بمب‌گذاری و کشتار در داخل ایران است.
طبق یکی از این گزارش‌ها، ژنرال " میرزا اسلم بیگ "، رییس سابق ارتش پاکستان روز دوشنبه طی گفتگوی رادیویی اعلام کرد: اسناد بی چون و چرایی وجود دارد که از دخالت آمریکا در قضایای انتخابات ایران دلالت دارد. این " اسناد ثابت می‌کند که سازمان سیا، 400 میلیون دلار در داخل ایران به منظور بروز یک انقلاب مخملی پس از برگزاری انتخابات، هزینه کرده است. "
این دیپلمات سابق آمریکایی سپس با اشاره به برخی سوابق پیشین آمریکا در پیروزی انقلاب‌های مخملی در کشورهایی همچون گرجستان و اوکراین می‌نویسد: قطعا چنین احتمالی نیز مطرح است که کاندیدای شکست خورده ، یعنی میرحسین موسوی به عنوان اجرا کننده خواسته‌های آمریکا خریداری شده و پول دریافت کرده باشد.
این دیپلمات سابق سپس این سوال را مطرح می‌کند که: " آیا موسوی، و یا کاندیدای آمریکا در انتخابات ایران که بطور سختی نیز شکست خورده است، توسط واشنگتن انتخاب شده تا نقش یک حکمران دست نشانده آمریکا را در ایران بازی کند؟ "
دستیار سابق وزارت خزانه‌داری آمریکا می‌افزاید: در صورتی که از نقطه نظر عاقلانه به انتخابات ایران بنگریم باید از ایرانیان پرسید که اگر کشور شما از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی بطور مداوم تهدید به جنگ و یا حتی حمله هسته‌ای شود، آیا شما ترجیح می‌دهید که بهترین مدافع خود را رها کنید و کسی را انتخاب کنید که از سوی آمریکا و اسراییل ترجیح داده شده است؟
وی سپس خطاب به مدعیان تقلب در انتخابات ایران می‌گوید: آیا شما باور می‌کنید که مردم ایران به کسی رای داده باشند که ایران را به کشوری تبدیل کند که تحت نفوذ آمریکا باشد؟
رابرتز در بخش دیگری از گزارش خود با تاکید تاریخ کهن و فرهنگ بالای ایرانیان می‌نویسد: درصد کمی از جوانان ایرانی به دلیل برخی لذت‌جویی‌های شخصی، وابسته به غرب هستند که این افراد به راحتی توسط پول‌های آمریکا سازمان‌دهی می‌شوند تا با دولت ایران و موازین اسلامی این نظام به مخالفت بپردازند.
در حقیقت آمریکا از ایرانیان غرب‌گرا برای بی‌اعتبار ساختن انتخابات و دولت ایران بهره می‌برد.
وی با اشاره به این مطلب که نتیجه انتخابات ایران موجب سخت‌تر شدن کارهای اوباما شده است، می‌افزاید: من به عنوان کسی که تمامی قضایا را از داخل دولت آمریکا می‌بینم می‌گویم که باور دارم هدف نهایی آمریکا از بکارگیری رسانه‌های وابسته برای مخالف نشان دادن دولت ایران با مردم این کشور و بی‌اعتبار نشان دادن انتخابات ایران است. 


 

نشست هفتگی سخنگوی وزارت خارجه 2 و پایانی
CNN رسماً هک کردن سایت وزارت خارجه را آموزش می‌دهد

سخنگوی وزارت خارجه کشورمان با بیان اینکه CNN رسما نحوه هک کردن سایت وزارت خارجه و دولت ایران را آموزش می‌دهد، پرسید: آیا این جنگ سایبری با یک دولت مستقل توسط یک رسانه نیست؟ 


 

به گزارش خبرنگار سیاست خارجی، حسن قشقاوی سخنگوی وزارت خارجه کشورمان در ادامه نشست هفتگی خود با خبرنگاران در پاسخ به سؤالی درباره اظهارات نتانیاهو که خواستار زوال جمهوری اسلامی شده، گفت: رژیم صهیونیستی حداقل مثل بعضی از غربی‌ها به ظاهر سعی می‌کرد در چند روز قبل خیلی موضعی اتخاذ نکند اما از زمانی که احساس کردند اوضاع تحت کنترل است و آرامش حفظ می‌شود، از دیروز به میدان آمده و صهیونیست‌ها تحریکات مستقیم را برای مقابله با آرامش و ثبات در کشور آغاز کردند.
قشقاوی با تاکید بر اینکه اینها راه به جایی نخواهند برد، افزود: ملت ایران ظرفیت بلندی دارد و این انتخابات اولین انتخابات نیست.
وی با بیان اینکه به طور متوسط در 30 سال بعد از انقلاب هر سال یک بار انتخابات داشتیم، گفت: اینها بحث‌های خانوادگی است و همه در چارچوب خانواده بزرگ ایرانی هستند. با سازوکارهای قانونی دموکراتیک می‌توان مسائل را حل کرد و حل نیز خواهد شد.
سخنگوی وزارت خارجه درباره خسارات وارد آمده به نمایندگی‌های دیپلماتیک ایران در خارج از کشور و به ویژه آلمان و واکنش وزارت خارجه در این زمینه که سؤال یکی از خبرنگاران بود، اظهار داشت: سیستم نرم‌افزاری و کنترل امنیتی بر خلاف کشورهای جهان سوم در کشورهای اروپایی بسیار شدید است و آزادی بیان و رفتار در غرب تقریبا زیر صفر می‌باشد.
قشقاوی اضافه کرد: فکر نمی‌کنیم بدون نظر پلیس و هیئت حاکمه با توجه به کنترل‌های شدیدی که به بهانه مقابله با تروریسم و کله سیاه‌ها صورت می‌گیرد، کسی بتواند به یک مرکز دیپلماتیک حمله کند و این خلاف کنوانسیون‌های دیپلماتیک است و کشور پذیرنده موظف است آسایش و امنیت دیپلمات‌ها را حفظ کند.
سخنگوی وزارت خارجه با اشاره به برخورد دوگانه غربی‌ها در این زمینه اظهار داشت: در چارچوب‌های قانونی و حقوقی بین‌المللی اعتراض و اقدامات خود را صورت خواهیم داد.
وی در پاسخ به پرسشی در خصوص آراء ‌ایرانیان خارج از کشور با بیان اینکه هیچ چیز پنهانی وجود ندارد، گفت: آمار توسط وزارت کشور اعلام شده است.
سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به سؤال دیگری با اشاره به حضور 117 خبرنگار ثابت خارجی در تهران، خاطرنشان کرد: برخی از دخالت‌های رسانه‌ای آنها غیرقابل قبول است.
قشقاوی با بیان اینکه 2 سال قبل بعد از کشته شدن 2 نوجوان آفریقایی تبار در فرانسه حجم خشونت‌‌هایی که در پاریس و دیگر شهرها صورت گرفت، صدها برابر آن خشونتی بود که اذعان می‌کنند در تهران است، افزود: آیا BBC تحت عنوان بحران فرانسه نوشت. آیا CNN برنامه عادی خود را قطع کرد و در 24 ساعت 20 ساعت به بحران فرانسه پرداخت؟
وی با ذکر این نکته که CNN رسما نحوه هک کردن سایت وزارت خارجه و دولت ایران را آموزش می‌دهد، پرسید: آیا این جنگ سایبری با یک دولت مستقل توسط یک رسانه نیست؟ آیا این دخالت نیست آن هم به صورت یک ژورنالیسم کاملا غیرحرفه ای، عجولانه و شتابزده؟
به گفته سخنگوی وزارت خارجه آنها می‌خواهند ارتباط دولت با مردم قطع شود.
قشقاوی با بیان اینکه ستاد جنگ روانی در CNN و BBC تشکیل شده، ‌اظهار داشت: BBC فارسی و صدای آمریکا سردمدارانشان فرزندان کسانی هستند که خدمه عبدالبها در حیفا هستند. اینها رسماً فرزندان معنوی نتانیاهو و لیبرمن هستند و هدف‌شان تضعیف انسجام ملی است.
وی با بیان اینکه این برنامه مصوب در پارلمان انگلستان و کنگره آمریکا وجود دارد، خاطرنشان کرد: آنهایی که با آنها کار می‌کنند همه در این جهت هستند یا در جهت تضعیف انسجام ملی و یا تجزیه درازمدت و به برکت آگاهی ملت ایران چنین آرزویی را عملی نخواهند کرد.
خبرنگار دیگری پرسید که آیا اخراج سفرای برخی کشورهای غربی جزو گزینه‌های ایران است؟ که قشقاوی پاسخ داد: نفیا و اثباتا نمی‌توانم چنین چیزی را اعلام کنم.
یکی از خبرنگاران با بیان اینکه اتفاقات چند روز اخیر خیلی‌ها را آزرده از قشقاوی خواست که از نیروهای نظامی بخواهند حداکثر خویشتنداری را داشته باشند که وی در این باره گفت:‌ اولویت هر کشور توسعه یافته، دارای جامعه مدنی و سیستم دموکراتیک، «امنیت» است. آنچه مسلم است این است که هیچ گونه اقدام خشونت‌آمیز و حرکت نظامی به آن گونه وجود ندارد.
وی با بیان اینکه شاهد برخورد پلیس با مردم در کشورهای مدعی حقوق بشر بوده‌ایم، گفت: بیاید آن را با تحمل‌پذیری پلیس ایران مقایسه کنید. اگر کسی در غرب اقدام به تظاهرات غیرقانونی کند، محاسبه مالی می‌کنند ولی نسبت به ما برخورد گزینشی و استاندارد دوگانه دارند.
قشقاوی افزود: حساب یک مشت فرصت‌طلب با مجموعه ملت ایران که جزو خانواده ایران هستند، ‌فرق می‌کند و ما به تک تک آراء 40 میلیون ایرانی احترام می‌‌گذاریم و وزارت خارجه موضع بیطرفی در این زمینه دارد.
سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به سؤالی، افزود: غربی‌ها اقدام به مداخله می‌کنند و ما به عنوان وزارت خارجه اصلاً تمایلی نداریم در این بحث وارد شویم. براساس فرمایش پیغمبر اسلام و اصول اسلامی، «امنیت» مقدم بر انتخابات، دموکراسی و آزادی بیان است.
یکی از خبرنگاران به مصادره‌ دارایی‌های ایران توسط دولت انگلیس اشاره کرد که قشقاوی با بیان اینکه این خبر و اقدام جدید نیست، گفت:‌ بر اساس مکانیسم تحریمی که از نظر ما غیرقانونی و خلاف قواعد بین‌المللی است صورت گرفته و بعد از انتشار این خبر از سفارت ایران خواسته‌ایم که موضوع را بررسی و نتیجه را اعلام کند.
خبرنگاری در باره اقدامات ایران برای تامین نیازهای بهداشتی و درمانی عراق سؤال کرد که قشقاوی پاسخ داد: در تمام تبادل هیئت‌های عالیرتبه بین دو کشور موضوع گسترش همکاری‌ها و استفاده از امکانات ایران برای حل مشکلات برادران و خواهران عراقی‌ بخصوص در حوزه بهداشت و درمان مورد توجه و اهتمام جدی است.
سخنگوی وزارت خارجه با بیان اینکه در ایران امکانات فراوانی تحت عنوان توریسم‌درمانی وجود دارد، گفت: مساعدات خوبی به اتباع عراقی داده می‌شود. این موضوع در دستور کار است که بتوانیم با صدور تجهیزات و ساخت بیمارستان‌ها با همکاری عراق به مردم این کشور کمک کنیم. این امکان برای ما وجود دارد که مجروحین عراقی را بپذیریم البته بر اساس قرارداد باید به پیش برود.
سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به سؤال خبرنگاری در خصوص خواستگاری یکی از شاهزاده‌های سعودی از فائزه هاشمی و اینکه با توجه به اخبار مطرح شده مبنی بر دستگیری فائزه هاشمی روابط ایران با عربستان به چه نحو به پیش خواهد رفت و آیا وهابیت در ایران آزاد می‌شود؟ اظهار داشت:‌ ایشان همسر و فرزند دارد و فکر نمی‌کنم این حرف درستی باشد. 


 

ادبیات موسوی نشان می دهد که وی اعتقادی به قانون ومسیرهای قانونی ندارد
سخنگوی انجمن روزنامه نگاران مسلمان گفت: نوع ادبیات "میرحسین موسوی" نشان می دهد که ایشان علاقه مند به پیگیری امور از طریق خیابان ها هستند واعتقادی به قانون و مسیرهای قانونی ندارند.

به گزارش روز دوشنبه خبرنگار اجتماعی، "بیژن مقدم" در نشست خبری انجمن روزنامه نگاران مسلمان افزود: متاسفانه وقایع اخیر و بیانیه های صادره شده از سوی آقای موسوی نشان می دهند که وی به قانون اساسی هم وفادار نیست.
وی اظهار داشت: بیانیه های که به نام آقای موسوی صادر می شود نشان می دهد که ایشان اعتقادی به ساختارهای قانون اساسی کشور ندارند و حاصل این اعتقاد نیز اتفاقاتی است که در چند روز اخیر در کشور رخ داده و خسارت های که اموال عمومی و شخصی مردم وارد شده است.
مقدم با اشاره به انعطاف بالایی شورای نگهبان در خصوص رسیدگی به شکایات نامزدهای معترض در خصوص انتخابات دهم ریاست جمهوری،‌ افزود: فضای حاکم بر شورای نگهبان در بررسی اعتراضات، بازشماری حدود 10درصد صندوق ها بسیار خوب است و کارهای که در زمینه بررسی شکایات در این دوره از انتخابات برای رفع هرگونه شبهه احتمالی انجام شده در طول تاریح انقلاب اسلامی بی سابقه است.
وی با انتقاد جدی از "عدم حضور میرحسین موسوی در جلسه شورای نگهبان با این استدلال که نظراتش اثری ندارد"، اظهار داشت: این گونه اقدامات علامت سئوال جدی در مورد شخصیت آقای موسوی ایجاد کرده چراکه وی همواره براساس سوابق موجود و همچنین در دوران تبلیغات
تاکیدی جدی بر قانونمندی داشتند و دولت فعلی را دولتی قانون گریز می خواندند.
سخنگوی انجمن روزنامه نگاران مسلمان با اشاره به اینکه وقایع اخیر خسارت های فراوانی را متوجه مردم و کشور کرد، گفت: البته این وقایع برکاتی هم داشت و شخصیت واقعی میرحسین موسوی برعکس اظهارت ، سوابق و دیدگاه های گذشته وی بر همگان روشن شد.
وی در در پاسخ به سئوال خبرنگار در خصوص اینکه پس از فرمایشات مهم مقام معظم رهبری در نماز جمعه این هفته تهران، انتظار همگان از آقای موسوی چیست، خاطرنشان کرد: انتظار این است که آقای موسوی که زمینه ساز سواستفاده برخی از شرایط فعلی شده اند، با حرکتی هوشمندانه و هوشاری در مقابل دشمنان و بدخواهان این اقدامات را جبران کنند.
مقدم گفت: همه کسانی که در چارچوب انقلاب و نظام فکر می کنند، قلبا آرزو دارند موسوی را در خانواده انقلاب ببینند و این هم بستگی به خود آقای موسوی برای استفاده از فرصت باقیمانده در این روزهای تاریخی دارد.
سخنگوی انجمن روزنامه نگاران مسلمان همچنین افزود: درهمین ارتباط شخصیت های انقلاب و نظام نیز می توانند برغم دلخوری های که بعضا برایشان ایجاد شده، مانند همه صحته های پرمخاطره انقلاب نقش و وظیفه محوری خود را ایفا کنند که در این میان از آیت الله هاشمی رفسنجانی انتظار می رود با حضورشان به آرامش شرایط جامعه کنند.
مقدم همچنین در پاسخ به پرسش دیگر خبرنگار در خصوص اقدامات رسانه های خارجی در زمینه سازی برای ایجاد آشوب و اغتشاش در کشور، اظهار داشت: بخشی از اقدامات رسانه های غربی و آمریکایی در چارچوب وظیفه ذاتی آنها در جهت مخالفت و مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران است که سعی می کنند با بزرگنمایی مشکلات و رفتاری مداخله جویانه و تحریک آمیز، زمینه ادامه آشوب و اغتشاش در کشور را فراهم کنند.
مدیرمسئول روزنامه جام جم گفت: آنچه که در این میان مهم است فهم درست اتفاقات اخیر از سوی رسانه های داخلی است که بدانند اگر حقی وجود دارد نباید در پشت آن اراده باطلی شکل بگیرد و در پناه این حرف حق به حقوق شهروندان، بیت المال و کشور تعرض کرد.
مقدم با اشاره به اینکه حرف حق در این زمینه آزادی بیان و حق اعتراض برای نامزدهاست، افزود: اعترضا همیشه بوده و این هم یک حق است و اشکالی هم ندارد و براساس قانون اساسی و مسیرهای مشخص شده قانونی قابل شنیدن، بررسی و تحمل است، اعتراض به نحوه برگزاری انتخابات همواره بوده و در زمان امام راحل هم سابقه دارد و چیز جدیدی نیز نیست.
وی تاکید کرد: ولی امروز شرایط کاملا عوض شده و کسانی در خیابان ها به دنبال به اصطلاح رای خود هستند که اصلا در انتخابات شرکت نکرده اند و براساس خطوط هدایت شده دشمنان انقلاب به دنبال اشوب و درگیری و ایجاد تفرقه در میان مردم هستند.
مقدم افزود: امروز شاهدیم که ماهیت اعتراض به صورت کلی چه در داخل و خارج کشور عوض شده و این اقداملات با نیت و اهدافی خاص دنبال می شود که همگان به ویژه رسانه ها باید با حفظ هوشیاری و آرامش بخشی به جامعه، به وظیفه روشنگری خود عمل کنند.
وی اظهار داشت: از همین روست که می گوییم علامت سئوال جدی در برابر شخصیت میرحسین موسوی بوجود آمده که آیا ایشان قصد داشتند رییس جمهور نظامی شوند که با ساختارهای قانونی و قانون اساسی آن آشنا هستند و یا اینکه به دنبال این بودند که همه ساختارهای قانونی کشور را عوض کنند.
وی با اشاره به اظهارت و سوابق آقای موسوی در زمان مسدولیتشان و همچنین دوران تبلیغات انتخابات، افزود: ضروری است همگان مطالب و دیدگاه های وی را در خصوص ولاین فقیه مطالعه کنند که بخش عمده ای از این مطالب اعتقاد ایشان بوده که در تضاد جدی با رفتار امروزشان است.
به گفته وی، هنر این نیست که نظر ولایت فقیه را در مواردی که اختلافی وجود ندارد بپذیریم، هنر آن است نظر ایشان را زمانی که دارای اختلاف سلیقه هستیم پذیرا باشیم.
سخنگوی انجمن روزنامه نگاران مسلمان تصریح کرد: لازم است آقای موسوی پایبندی خود را به قانون اساسی و مبانی اعتقادی نظام را براساس سوابق گذشته خود به ویژه پس از فرمایشان مقام معظم رهبری به همگان نشان دهند.
وی با اشاره به اینکه اولین اصل برای ریاست جمهوری التزام به قانون اساسی است، افزود: رفتارهای اخیر آقای موسوی خلاف این موضوع را نشان می دهد و خیلی از افرادی که دلسوزانه و از روی اعتقاد از آقای موسوی حمایت کرده اند، امروز دچار چالش جدی شده اند.
این فعال سیاسی و رسانه ای کشور افزود: در این میان رسانه ها نقش مهمی در زمینه آرامش بخشیدن به جامعه و روشن کردن زوایای مختلف وقایع اخیر برای افکار عمومی دارند و باید در جهت ایجاد وحدت ملی و وفاق و همدلی در کشور گام بردارند.
وی با تقدیر از اقدام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در اخراج خبرنگار شبکه بی بی سی از کشور، گفت: این رسانه در چارچوب فعالیت های قانونی رسانه ای، نقش موثری افزایش تنش ها و شورش های خیابانی را برعهده گرفته بود. 

 
                                           وقاحت هر چه تمام تر  
                      روز به روز چهره ی منافقانه شان بیشتر برملا می شود‌ ! 
                                              خوب است بدانید : 
          
                آقای خامنه ای! مردم شما را سر جای تان می نشانند - ابراهیم نبوی
 
جناب آقای سید علی خامنه ای
اظهارات امروز شما همه اتفاقات رخ یافته روزهای اخیر را متوجه حضرتعالی می کند. از سوی دیگر دیروز اعلام شد که سرکار خانم رجایی، همسر شهید رجایی، نخست وزیر و رئیس جمهور محبوب آیت الله خمینی را در حرم حضرت معصومه دستگیر کرده اند و وی را به زندان برده اند، چرا که او نیز مانند میلیونها ایرانی دیگر به ظلم و بی عدالتی که بر این ملت رفته است، اعتراض کرده بود و دولت تحت امر شما صدای او را هم نتوانست تحمل کند. حق نخست وزیر محبوب آیت الله خمینی و نخست وزیر سابق خودتان بر اساس شواهد بسیار و قرائن بیشمار، در انتخاباتی پرشکوه و بی نظیر غصب شده و شما پیش از آنکه حتی پیرمردهای منصوب خودتان انتخابات را تائید کنند، بی صبرانه بر دروغی بزرگ مهر تائید زدید و با همین کار، هم از وظیفه قانونی تان تخلف کردید و هم شرط " عدل" را که از شروط اصلی ولی فقیه است، زیر پا نهادید. اینها همه به کنار، سووالی بزرگتر مطرح است، شما می دانید چه می کنید؟ می دانید به کجا می روید؟

آقای خامنه ای!
مرا به عنوان یکی از نویسندگان سرشناس ایرانی می شناسند، برخی بر این کلمه " خوب" را هم می افزایند، یکی از اینها روحانی شریفی است که هفت سالی قبل که از زندان بیرون آمده بودم گفته بود "آقا گفته اند تو و فلانی نویسنده های خوبی هستید، چرا نمی نویسید؟" و این زمانی بود که تازه از زندان بیرون آمده بودم به جرم نوشتن و روزگارم بخاطر حفظ حرمت همان قلمی که خدای به آن قسم خورده بود و قاضی شما بی حرمتش کرده بود، ویران بود و هنوزم بر این باور بودم که قلمم می تواند جز هدیه کردن لبخندی به ملت شاید کاری دیگر هم بتواند بکند. خوانده بودم روایت شاعرانه و مسحور کننده عبدالفتاح عبدالمقصود را از زندگی " علی بن ابیطالب" و قصد کرده بودم که سه چهار سالی از زندگی ام را بگذارم برای نوشتن زندگی امام حسین. 
این وسوسه تنها در من کافر نبود که سرگذشت آن بزرگان را بسیاری از هم قبیلگان من نوشته اند، از همان عبدالفتاح عبدالمقصود بگیر تا شاعران و نویسندگان بزرگ ایران و عرب و حتی نویسنده بزرگ ایرانی مرحوم غلامحسین ساعدی که می خواست " مقتل" را بنویسد و ما همگی بیش از آنکه اهل شریعت باشیم، سرگشتگانی بودیم که با خدای خویش عاشقانه به مهر و قهر بودیم، نه چون رفقای شما که بندگی و بردگی منش و روش شان در مواجهه با خدای است. من به قول آن پیر، بینوا بندگی سربه راه نبودم، و راه بهشت مینوی من بزروی طوع و خاکساری دیگران نبود، اما جای آفتاب را می دانستم و کلمه را می شناختم و می دانستم که آن کسی می تواند راوی شرق باشد که خورشید عشق در دلش طلوعی کرده باشد، نه آنان که تمام روحشان را شب گرفته است و کلمات شان غروب می کند وقتی که روایت را آغاز می کنند. اما نشد، نشد و نشد آن کار که بشود. داروغگان و شحنگان دستگاه داغ و درفش چنان کردند که رخت بر بستیم از وحشت زندان سکندر و خراجات سنگین تان را هم تاب نیاوردیم و حالا گرفتاری ماست و این غول های بیابان. که می بینید هر چه باشند از آن راهزنان خیابانی چکمه پوش و چماق به دست شریف تر اند. 
باری، شرح خویش را دادن مقصد من نیست، اما بهانه ای است که فراموش نکنید که کدام کس با شما سخن می گوید. چند سالی قبل نیز کاری کرده بودید و من نیز به خشم چیزی نوشته بودم و اسباب زحمت برای من شد و چنان که گفته اند اسباب کینه برای شما. که می گویند کینه های تان سخت است و از دل برون نمی رود، وقتی که آمد. و لابد باید که باز حکایت این روزها را می شنیدم و تصویرش را که در هر رسانه بازتابیده می دیدم و لب سکوت به دندان می گزیدم و راه خاموشی برمی گزیدم...... اما و اما، که این بار گوئی کار چنان از دست بشده است که سکوت معنا نمی دهد، وقتی سه میلیون نفر نفرت شان از بی عدالتی و ظلم را در حد فاصل انقلاب و آزادی در سینه حبس می کنند و تنها به اشارت انگشت داستان پیروزی دزدیده شده شان را می گویند. 

خون را بنا نبود بریزید که ریختید و حد را بنا بود نگه دارید که نگه نداشتید و حرمت را بنا بود حفظ کنید که بی حرمتی کردید و با بی انصافی و بی هیچ عدالتی حق ملتی را پایمال کردید. پایمال کردید حق میلیونها آدم را و بعد مرد دروغگوی شهر بی شرمانه یک ملت بزرگ و شریف را " خس و خاشاک" نامید، همو که غلام حلقه بگوشی بود و خریدیدش، به قیمت فروختن همه آنان که از بزرگان آن قبیله بودند. نمی گویم که عقل، نمی گویم که عدل، نمی گویم که شرافت، نمی گویم که درایت، نمی گویم که هشیاری، نمی گویم که مصلحت داری، نه، اینها را بگذاریم و بگذریم، می پرسم که قیمت را چرا درست حساب نکردید؟ 
می گویند هر چیزی قیمتی دارد، و می گویند هر چه بگیری چیزی می دهی. حساب نکردید این که می گیرید قیمتش چقدر است در مقابل همه آنچه می دهید؟ این غلام بچه ای که در بازار مکاره دروغ و فریب مفت هم گران است، به چه قیمت خریدید؟ به قیمت سرشکستن و زبان بریدن و زخم زدن بر تن ملت خودتان؟ به قیمت کشته شدن خلقی شریف و مردمی آزاده که تنها حق شان را بر اساس قول خودتان می خواهند؟ به قیمت طعن و لعن و نفرین میلیونها انسان که از ترس قداره بندهای چکمه پوش و ریشوهای بی ریشه قمه به دست و نفر بر های ضد شورش در سکوت راه می روند و هیچ نمی گویند تا حداقل در این ساعات سکوت کمی به خودتان فکر کنید؟ 
این غلام بچه را خریدید به قیمت به آسمان رفتن صدای آلله اکبر میلیونها آدمی که حق شان را ظالمانه نقض می کنید؟ یک بی لیاقت بی ادب را چون موجودی وحشی به جان این ملت انداختید و سگان را رها کردید و سنگ های بنای حکومت خودتان را بستید و رئیس مجلس خبرگان تان را در حصر نگه داشتید؟ حداقل حق همسایگی ده بیست ساله و رفاقت چهل ساله با هاشمی را نگه می داشتید، یعنی واقعا به هیچ رفیقی نیاز ندارید؟ آن شنیدم که گفته اید آنان که به خیابان می آیند مسوول جان شان خودشان هستند، چرا؟ آیا خیابان های کشور ملک طلق مرحوم ابوی شماست؟ آیا مردم حق ندارند در خیابانهای شهر از حق شان دفاع کنند؟

آقای خامنه ای!
شما که به آخرت اعتقاد دارید! نمی خواهم به روزهای محشری که در تهران به راه افتاده فکر کنید، به روز محشر آن جهان که باور دارید؟ نمی خواهم به آشکار شدن اسرار یک دروغ ساده لوحانه که ملتی باورش نمی کنند و سرانجام آشکار خواهد شد باور کنید، حداقل به " یوم تبلی السرائر" که اعتقاد دارید؟ چطور می توانید در آن قیامتی که لابد باورش دارید با استاد و معلم تان آیت الله خمینی مواجه شوید و بگوئید که تمام اهل بیت اش را از بیت تان راندید؟ و هر که او از خود می شمرد، جزو غیرخودی ها بشمار آوردید؟ چطور می توانید با او مواجه شوید و بگوئید که در حکومت عدل شما همسر رئیس جمهور محبوب او رجایی را زندانی کردید؟ چطور می توانید با او مواجه شوید و بگوئید حق نخست وزیر او را که محبوب ترین رجل اجرایی کشور نزد آیت الله خمینی بود، انکار کردید و حق مرد صدیقی مانند موسوی را پایمال کردید و دروغگویی چاپلوس را بناحق به جایش گماردید؟ 
چطور می توانید با او مواجه شوید و بگوئید که هاشمی رفسنجانی را که امین ترین اصحاب خمینی بود، در حکومت تان دزد خواندند و فرزندانش را ممنوع الخروج کردند و شما هیچ نگفتید و خوشحال هم شدید؟ چطور می توانید با سردارانی که برای دفاع از ایران در جنگ بشهادت رسیدند مواجه شوید و به آنها بگوئید که خانواده های آنان که امانت شان نزدتان بودند، از خود راندید و مشتی دروغگوی ریاکار را به آنها ترجیح دادید؟ چطور می توانید به آیت الله خمینی بگوئید که بهترین شاگردانش را در تنگنا گذاشتید و یک مشت روحانی قدرت طلب را تنها به این دلیل که شما را دوست می داشتند، بر آنان ترجیح دادید؟ لابد زمانی هست که تا پیش از آن روز به همه این سووالات پاسخ بدهید. شاید به من بگویند که همچون منی که به هیچ چیز اعتقاد ندارم چرا نگران شمایم، نه، من نگران شما نیستم، فقط می خواهم بگویم که همه چیز به این آسانی تمام نخواهد شد. آنها که بارگه داد بودند، از ایوان مدائن شان هیچ نماند، شما می خواهید با این خیابان پاستور چه کنید؟

جناب خامنه ای!
در این روزها صداهایی در شهر بلند است. بشنوید. سی سال قبل مردی دیگر بر صندلی اقتدار این کشور نشسته بود که صدای ملت را دیر شنید، دیر شنید و وقتی شنید قول داد که انتخابات بعدی را عادلانه برگزار کند. اما کار به جایی رسید که برای یافتن گوری هم در این دنیای پر قبرستان سرگردان بود. البته چنان کرده ایم و کرده اید که مردمانی برایش دایم آرزوی آمرزش می کنند و صدبار توبه می کنند که چرا چنان کردند. اما وقت همیشه نیست. گاهی پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد. وقتی توفان آغاز شد، نه از تاک نشان می ماند و نه از تاک نشان. من نگران تغییر حکومت نیستم، نگران خونهایی هستم که ریخته خواهد شد، اگرچه اکنون نیز خون بر سنگفرش های خیابان نشسته است. از عاقبت ظلم بترسید. 
ظلم را مردمان برنمی تابند، آتش شان می زنید زبانه می کشند، می زنیدشان فریاد می زنند، بر سرشان می ریزید رودی می شوند و جاری می شوند و کاری می شود که دیگر از هیچ کاره ای هیچ کاری نیاید. با ظلم حکومت کردن نمی شاید. شاید گفتنش بد نباشد و این سخن را هرگز فراموش نکنید که آن بیت، حصن حصینی نیست که تا ابد آباد بماند و آن حرم را چنان محترم نگاه نداشته اید که وقتی شمشیردارتان همه را بزند، مردمان مقیم حرم بمانند. حکومت جمهوری اسلامی از مسیری دشوار گذشته است، باور نکنید که هماره و با هر ظلمی که بر مردمان برود، تسلیم و رام می مانند. در این انتخابات از صد نفر از بزرگان همین حکومت حداقل هفتاد نفرشان پشت سر میرحسین موسوی بودند و به زحمت بیست نفرشان پشت سر احمدی نژاد، مردم به موسوی رای دادند، شما با تائید تقلب بزرگ انتخابات چنان کردید که هفتاد درصد حکومت هم توسط خودتان حذف شده است. بترسید که اگر هر فرمانی بدهید، حتی اعضای نزدیک به شما هم امرتان را مطاع ندانند.

آقای خامنه ای!
آنچه در این انتخابات رخ داد، تنها یک دروغ بزرگ نبود. دروغی چنان بزرگ و موهن که اثباتش از انکارش بسیار ساده تر است. آنچه مردم را عصبانی کرد و به خیابان کشید، وقاحت و بیشرمی بی حد رئیس جمهور در انکار همه واقعیت ها جلوی دوربین تلویزیون بود، او بدون اینکه به شعور مردم احترام بگذارد، حتی به قدرت محاسبه ریاضی مردم هم بی احترامی کرد. آنچه در این انتخابات مردم را عصبانی کرد این بود که رئیس جمهور اینقدر ارزان رای و فکر مردم را می خواست بخرد. آنچه در این انتخابات مردم را عصبانی کرد این بود که او به چشم مردم هم دروغ گفت و به آنان گفت چیزی را که می بینند اتفاق نیفتاده است. آنچه در این انتخابات اتفاق افتاد این نبود که چرا در شمارش آرای مردم تقلب شد، این بود که چرا آرای مردم اصلا شمارش نشد. آنچه مردم را عصبانی کرده است این است که رئیس جمهور میلیونها ایرانی مخالف خودش را خس و خاشاک نامیده است. آقای خامنه ای! ما آدمیم، خس و خاشاک نیستیم.
از سوی دیگر آنچه در این انتخابات رخ داد این بود که بعد از ۲۸ سال به روی جمعیت خیابانی شلیک شد، فقط بخاطر اینکه آنان حق قانونی شان را می خواستند. پلیس مردمی را کشت که در کمال سکوت و آرامش چهار ساعت در خیابان راه رفته بودند. شوربختانه دولت در این چهار سال آنقدر پول نفت داشته است که همه اراذل و اوباش را به لباس شخصی های دولتی تبدیل کرده است. آنها هستند که با قمه و باطوم به جان مردم افتاده اند. 
در این انتخابات حرمت شهدای جنگ هم شکسته شد، حرمت کسانی که مردم آموخته بودند که آن بزرگان فداکار حافظ ناموس مردم بودند. در این انتخابات حرمت روحانیت و مرجعیت هم شکسته شد. ما به این حرمت نیاز داشتیم و داریم، همیشه باید خانه ای باشد که بتوان از دست ظلم به آن پناه برد. آنچه در این انتخابات رخ داد این بود که به ۲۶ سال از زندگی سی ساله جمهوری اسلامی و به تمام رهبران آن، جز شخص شما، بی احترامی شد. و البته تاریخ به یاد ندارد که حکومتی چنین با خود بیرحمی کرده باشد، تنها بخاطر اینکه انتخاب شخصی دیگر را تاب نمی آورد. آقای عزیز! آنچه بی حرمت شد چنان بزرگ است که براحتی نمی توان از آن گذشت. اما از همه چیز مهم تر این است که شما، با حرمت شکنی روحانیت و دانشگاه و ملت و مجلس و انقلاب و جمهوری اسلامی خودتان را بی حرمت کردید، آیا ادامه عمر دولت احمدی نژاد ارزش این همه بی حرمتی را داشت؟ آیا بخاطر این دولت بی لیاقت که هر روز میلیونها نفر نفرینش می کنند، تا کجا حاضرید بمانید؟

آقای خامنه ای!
بسیاری از سرداران جنگ، بزرگانی اند که حاضر نیستند دروغی به این بزرگی را بپذیرند، آنها اوباش گردن کلفت نیروی ضد شورش نیستند که مثل سگ هار به جان ملت بیفتند، مطمئن باشید در روزی که دور نیست، آنان در کنار مردم خواهند ایستاد. آنانی که بخش از جان شان را برای دفاع از ملت فدیه کرده اند، روبروی ملت نمی ایستند. کارکنان دولت نیز غلامان حلقه به گوش رئیس جمهور نیستند، حتی به کارکنان وزارت اطلاعات تان هم اعتماد نکنید، آنها هم حاضر نیستند از دروغی به این بزرگی دفاع کنند. و از همه مهم تر ملتی هستند که راه خیابان ها را یاد گرفته اند. این ملت دیگر از هیچ کس نمی ترسند. 
متاسفانه یا خوشبختانه چنان راه حضور همه رسانه ها را بسته اید که دیگر هیچ صدایی جز صدای ملت در شهر شنیده نمی شود. نه صدای آمریکا، نه صدای انگلیس، نه صدای اسرائیل و نه حتی صدای روشنفکران، فقط صدای پارازیت دولت حاکم بر رسانه هاست. اما صدای مردم بلند است، بلند تا آسمان. به چه زبان باید بگویند؟ در شعارها می گویند، نمی شنوید؟ سه میلیون نفر با سکوت و انگشت های نشانه شده حرف می زنند، نمی شنوید؟ بر کاغذهایی که در دست شان است، می نویسند، نمی خوانید؟ بر دیوارهای شهر نظرشان را نوشته اند، نمی بینید؟ آیا شبها صدای مرگ بر دیکتاتور و الله اکبر را نمی شنوید؟ چگونه باید بگویند تا بشنوید؟ آنان حق شان را می خواهند، آنها به مردی که یک سال وزیر خارجه و هشت سال نخست وزیر دوران جنگ و بیست سال عضو مهم ترین ارکان قدرت بود، با شادمانی تمام رای داده اند و حالا هم حاضرند تا پای جان از رای شان دفاع کنند. آنها برای دفاع از عدالت شهید داده اند. نمی بینید؟
کاری که باید بکنید کاری ساده است، باید حق مردم را به آنان برگردانید، همان چیزی که هر انسان شریفی از آن دفاع می کند. انتخابات را باید باطل کنید تا مردم آزادانه انتخاب شان را بکنند. این همه چیزی است که مردم می خواهند، اگر این را ندهید، آن وقت ممکن است مجبور بشوید چیزهای بزرگتری را بدهید. مردم ایران با شنیدن خطبه های نماز جمعه شما عصبانی و خشمگین شده اند ولی متانت شان را از دست نمی دهند، آنان به راهپیمایی های گسترده شان ادامه می دهند. آنها بدون نفرت و خشم حق شان را می گیرند. آقای خامنه ای! مردم بزرگوار ایران قدرتمند تر از آن هستند که فرض می کنید، آنها به خیابان آمده اند، در خیابان می مانند، حق شان را می گیرند و شما را هم سر جای خودتان می نشانند. 
در جهان گورستانهای بی شماری است که در آن مردانی خفته اند از قبیله سیاست، که چیزی شبیه به همین حرف های شما را زده اند، آنان یک چیز را فراموش کرده بودند، و آن اینکه شترهای مرگ در کاخ و بیت رهبران هم می خوابند. هیتلر و استالین و پل پت و لنین و شاه و آیت الله خمینی مردند، شما هم بالاخره می میرید. وقتی مرگ بزرگان فرا می رسد دو واکنش در عموم مردم ایجاد می شود، گروهی برمزار مرد بزرگ می گریند و گروهی دیگر نفرینی ابدی را نثارش می کنند. 
آقای عزیز! تا مرگ نرسیده است و دچار نفرین ابدی مردم نشدید، حرف تان را پس بگیرید و بگذارید همان خامنه ای معمولی باشید، آدمی که مردم او را یک آدم بی قدرت، پر کینه و بدون موضع مشخص می دانند، یک رهبر ضعیف که شاید بشود تحملش کرد. اما اگر هوس کنید که ادای بزرگتر از خودتان را در بیاورید و دستور کشتن بدهید، ما باورتان نمی کنیم، شما این کاره نیستید برادر. مردم هم اینقدر ترسو نیستند، مردم ایستاده اند و اگر باد بکارید توفان مردم را درو خواهید کرد. 

                                         
تلویزیون العربیه و علیرضا نوری زاده 
علیرضا نوری زاده که سال ها در اسراییل زندگی کرده و اکنون ساکن لندن است و برای سرویس های امنیتی اسرائیل و انگلیس کار میکند مهره اصلی ارتباط لندن ، تل اویو و العربیه در امور ایران است. نوری زاده که پس از یک رسوائی اخلاقی در مقابل دوربین یک شبکه تلویزیونی ، مجبور به کناره گیری از کار رسانه ای شده بود 
 
هدایت خبری شبکه العربیه توسط اسرائیل
شبکه تلویزیونی العربیه که توسط حکام فاسد سعودی و در راستای اهداف صهیونیست ها در منطقه خاورمیانه راه اندازی شده ، در هفته های اخیر بر شدت فعالیت هایش علیه منافع ملی کشورمان افزوده است.
مدیران این شبکه خبری ارتباط خوبی با اسرائیل دارند . العربیه که از حمایت مالی یهودیان عرب برخوردار است ضربه به جمهوری اسلامی را در راس برنامه های خود قرار داده است.
ارتباط مستقیم با گروههای تروریستی منطقه مانند القاعده. ریگی، منافقین و ..در اخبار این شبکه خبری کاملا آشکار است.
استفاده از نام مجعول برای خلیج فارس از دیگر حرکات مذبوحانه این شبکه تلویزیونی است.
 
العربیه در جریان جنگ غزه به عنوان ستون پنجم برای اسرائیل عمل میکرد و موقعیت نیروهای مقاومت را به اسرائیلی ها گزارش میداد و همین امر باعث دستگیری و اخراج خبرنگار العربیه از منطقه غزه شد.
برخی منابع عربی در منطقه ، از خبرنگاران العربیه در مناطق  مختلف خاورمیانه از جمله ایران به عنوان جاسوسان اسرائیل ( در پوشش خبری) نام میبرند.

العربیه برای ایفای نقش خود در مورد ایران از عناصر مورد وثوق اسرائیل و انگلستان استفاده میکند.

علیرضا نوری زاده که سال ها در اسراییل زندگی کرده و اکنون ساکن لندن است و برای سرویس های امنیتی اسرائیل و انگلیس کار میکند مهره اصلی ارتباط لندن ، تل اویو و العربیه در امور ایران است.

نوری زاده که پس از یک رسوائی اخلاقی در مقابل دوربین یک شبکه تلویزیونی ، مجبور به کناره گیری از کار رسانه ای شده بود ، با تلاش بی بی سی و صدای آمریکا واسرائیل  برای خوش خدمتی به اربابان صهیونیست اش به عرصه رسانه ای بازگشت.

نوری زاده از خبرنگاران روزنامه های زنجیره ای در دوران خاتمی که اکنون در خارج از کشور زندگی میکنند به عنوان منبع استفاده میکند.تا اخبار ایران را با استفاده از سر پل های ارتباطی اش در تهران و لندن، در اختیار  دستگاههای اطلاعاتی اسرائیل و انگلیسی قرار دهد.

وی علاوه بر انعکاس اکاذیب  به عنوان خبرواقعی در این شبکه تلویزیونی و حضور دربرنامه های تفسیر خبری در مورد ایران ، شناسایی عناصر مطلوب برای تهیه خبر و گزارش از ایران را بعهده دارد.
نوری زادهای اخیر اخبار راست و دروغ آشوب های تهران را از روی وبلاگ های فارسی در نقاط مختلف دنیا برداشت کرده و پس از ترجمه به عنوان اخبار ویژه در اختیار اتاق خبر العربیه قرار میدهد.

برخی عوامل نا آگاه در تهران بطور غیر مستقیم در خدمت العربیه هستند.

ماشاا.. شمس الواعظین روزنامه نگار ساکن تهران و   همچنین محمد علی ابطحی( مسئول دفتر سابق خاتمی) از جمله کسانی هستند که مورد توجه العربیه قرار دارد و در مصاحبه های مستقیم وتلفنی از آنان استفاده میشود.

این شبکه خبری از ماشا ا... شمس الواعظین به عنوان دکتر! شمس الواعظین "کارشناس مرکز مطالعات خاورمیانه " نام میبرد!!!! 

                             فرح دیبا هم با اغتشاشگران ابراز همدردی کرد   
 
همسر شاه مخلوع ایران با ارسال پیامی که در شماره روز دوشنبه روزنامه "بیلد" آلمان چاپ شده است،با آشوبگران و اغتشاشگران در در ایران ابراز همدردی کرد.

در این پیام کوتاه آمده است: من با افرادی که توسط پلیس کتک می خوردند ، اظهار همدردی می کنم.
همچنین "مینو براتی" چهارمین همسر "یوشکا فیشر" وزیر خارجه پیشین المان نیز در پیامی در باره اتفاقات اخیر در ایران با ادعای اینکه مردم این کشور تغییر می خواهند، مردم ایران را به ناآرامی و خونریزی بیشتر دعوت کرده است ". 

 
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo