دو سیم کارت در یک گوشی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 27 تیر ماه سال 1387 ساعت 22:25
 

 

اعتکاف

 

 

خلوت با دوست


انسان در پی دستیابی به کمال، به دنبال انتخاب است و اعتکاف انتخابی نیکوست، انتخاب همنشینی با قدسیان و فرشته خویان. معتکف، با پیوندی محکم و ناگسستنی با مبدا هستی، در پی نزدیکی به محبوب، با چشیدن طعم شیرین وصل، چشمه سار جان را از زلال حضور، لبریز می‌سازد و با خطاب "ارجِعی اِلی رَبّکَ" به منزلگاه دوست می‌شتابد و با او خلوتی معنوی را می‌آزماید.


اعتکاف سنت اسلام. عاشقان واله و شیدا، در سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه رجب، پرده نشین وادی سلامت گشته و در کوثر بخشایش جان و تن شسته و صورت و سیرت از پلیدی و رذیلت می‌زدایند.


مؤمنان در این ایام، مرغ جان را در حریم امن دوست به پرواز آورده و با دلی لبریز از ذکر و دعا، به ضیافت رب الارباب بار یافته و سر بر آن آستان بی‌نیاز می‌سایند و .... تا یار که را خواهد و توفیق که را باشد.


عاکفان کوی دوست، با حضور در صحن و سرای دوست، پله‌های سلوک را پیموده و پله پله به خدا نزدیکتر می‌شوند. معتکف روزه‌اش، نمازش، حضورش در مسجد و دیگر اعمالش مایه تقرب است. در خانه دوست، سفره‌ایی از مغفرت و بخشایش گسترده شده و عاکف با صیقل روح و روان، زنگار گناه از دل می‌زداید و مهیای ضیافت بزرگ در ماه وصال می‌گردد. ماهی که عشاق از سفره پرفیض الهی، لقمه‌های راز بر می‌چینند.


اعتکاف پرورش جسم و جان است، انسان آمیزه‌ای است از این دو و نیازمند پرورش در ابعاد وجودی خود؛ انسان به دنبال سعادت و کمال است، روح انسان نیازمند نیایش است، مناجاتی شیرین و زیبا، هم کلامی موجودی ضعیف با منشا قدرتها. تنوع عبادات به دلیل نیازهای گوناگون انسانی است، هر عبادتی جوابگوی نیازی از اوست. نماز، زنگار غفلت از روان می‌زداید و صیقل روح و روان است. روزه، پالایشگاه خلوص و نردبان صعود است. حج، شرکت در آزمون الهی و قطع تعلقات و دلبستگی دنیوی است. عبادات مالی؛ چون خمس و زکات و صدقات، دمیدن روح ایثار و گذشت در وجود آدمی است. اما اعتکاف، آمیزه‌ای از چند عبادت با فضیلت است. روزه که خود عبادتی ارزشمند است شرط اعتکاف است. حضور در مسجد و خواندن نماز هم شرط آن است. عاکف سه روز در مسجد مقیم می‌گردد و جز برای ضروریات، کوی دوست را ترک نمی‌گوید. خود را از حلال باز می‌دارد تا با تمرین بندگی، جهاد با نفس را بیازماید. اعتکاف عهد مودّت و میثاق مجدد با پروردگار است.


ایام بیض در پیش است زمان عرشی شدن فرشیان؛ اعتکاف با همه فضیلتش، زن و مرد را به خود می‌خواند، انسان را می‌خواند تا در دنیای ‌های و هوی و دود و دم، معراج انسانیت را به تماشا بنشینیم. فرصت طلایی عمر در پیش است و ایام در گذر؛ پس همتی باید تا با حضوری سبز از همسفران کوی دوست گردیم.


 احکام اعتکاف


تعریف اعتکاف


1- اعتکاف، در لغت ‏به معناى توقف در جایى است و در احکام عبارت است از ماندن در مسجد به قصد عبادت خداوند با شرایطى که خواهد آمد.


2- انسان مى‏تواند در حال اعتکاف، بنشیند، بایستد، بخوابد یا راه برود.


اقسام اعتکاف


3- اعتکاف بر دو قسم است، مستحب و واجب، که در اصل یک عمل مستحبى است ولى ممکن است ‏به سببى واجب شود مانند:


نذر، عهد یا قسم مثلا انسان نذر کند یا با خداى خود عهد کند یا قسم بخورد که اگر در فلان کار موفق شد یا از فلان بیمارى شفا پیدا کرد چند روز در مسجد معتکف شود.


زمان اعتکاف


4- در طول سال در هر زمانى که انسان بتواند حداقل سه روز در مسجد بماند و روزه بگیرد صحیح است ولى بهترین زمان براى اعتکاف ماه مبارک رمضان و دهه آخر آن است.


شرایط اعتکاف کننده:


1- عقل (از دیوانه صحیح نیست)


2- ایمان (از غیر مؤمن صحیح نیست)


3- قصد قربت (هرگونه ریا و خودنمایى، اعتکاف را باطل مى‏کند)


4- روزه دارى در ایام اعتکاف


5- اجازه گرفتن از کسى که اجازه او لازم است مثلا فرزند از والدین


شرایط اعتکاف:


1- زمان آن از سه روز کمتر نباشد


2- مکان آن در مسجد باشد


3- ادامه ماندن در مسجد و خارج نشدن از آن


نیت اعتکاف


1- اعتکاف همانند سایر عبادات باید با نیت و قصد قربت ‏باشد و هرگونه ریا و خودنمایى و قصد غیر الهى آن را باطل مى‏کند.


2- در نیت اعتکاف قصد وجه شرط نیست یعنى لازم نیست قصد کند که اعتکاف واجب است‏ یا مستحب.


3- از آغاز تا پایان اعتکاف باید با نیت و قصد قربت‏باشد بنابر این اگر به همین قصد اعتکاف را شروع کند صحیح است همچنین اگر به قصد اینکه فردا معتکف شود به مسجد برود و از اول وقت (طلوع فجر) در آنجا باشد صحیح است.


روزه اعتکاف


1- انسان در ایام اعتکاف باید روزه بگیرد، بنابر این کسى که نمى‏تواند روزه بگیرد مانند: مسافر، مریض و ... و کسى که عمدا روزه نگیرد، اعتکافش صحیح نیست.


2- لازم نیست که روزه، مخصوص به اعتکاف باشد بلکه هر روزه‏اى باشد صحیح است مثلا در ایام اعتکاف روزه قضا یا نذرى بجا آورد.


3- انسان مى‏تواند نذر کند در سفر روزه بگیرد و به نظر برخى مراجع معظم تقلید حتى هنگام سفر هم مى‏تواند نذر کند که روزه بگیرد و در این صورت اعتکافش صحیح است.


مدت اعتکاف


1- مدت اعتکاف حداقل سه روز است و در کمتر از آن صحیح نیست ولى در زیادتر از سه روز حدى ندارد.


2- این سه روز از طلوع فجر روز اول تا مغرب روز سوم است بنابر این اگر بعد از طلوع فجر حتی با چند دقیقه تاخیر به مسجد برسد آن روز جزو اعتکاف به حساب نمى‏آید و چنانچه قبل از مغرب روز سوم اعتکاف را قطع کند، افزون بر آنکه کار حرامى کرده اعتکاف نیز باطل است.


3- سه روز اعتکاف با شبهاى آن است که حداقل سه روز و دو شب است بنابر این نمى‏تواند شبها را از مسجد خارج شود یا نذر کند که سه روز بدون شبها در مسجد معتکف شود.


مکان اعتکاف


1- اعتکاف تنها در مسجد صحیح است بنابر این اگر کسى در خانه خود یا در حسینیه یا در حرم معتکف شود صحیح نیست و از مساجد نیز تنها در این مساجد،اعتکاف صحیح است.


مسجد الحرام


مسجد النبى صلى الله علیه و آله


مسجد جامع کوفه


مسجد بصره


و به قصد رجاء ( یعنى به نیت مطلوب بودن و به امید پاداش و ثواب) مى‏توان در مسجد جامع هر شهر معتکف شد.


2- اگر جاى شخص دیگرى را غصب کند یا عمدا بر فرش غصبى بنشیند هر چند گناه کرده است ولى اعتکافش باطل نیست.


تعریف مسجد جامع


تعریف مسجد جامع چیست؟


مسجد جامع مسجدى است که اغلب اوقات بیشتر از سایر مساجد جمعیت داشته باشد و یا مسجدى که براى اجتماع زیادى از اهالى آنجا ساخته شده و اختصاص به گروه خاصى یا اهالى محله‏اى نداشته باشد.


خروج از مسجد


1- در موارد ذیل معتکف مى‏تواند از مسجد خارج شود:


براى گواهى دادن در دادگاه.


براى تشییع جنازه، در صورتى که میت ‏یک نحو وابستگى به معتکف داشته باشد به طورى که شرکت در تشییع جنازه او از ضرورتهاى عرفى او  به حساب آید.


براى انجام سایر کارهاى ضرورى عرفى یا شرعى، خواه واجب باشد یا مستحب، مربوط به امور دنیوى باشد یا اخروى ولى مصلحتى در آن نهفته باشد.


2- در این موارد بر معتکف واجب است از مسجد خارج شود:


براى انجام غسل جنابت.


براى پرداخت طلب دیگران در صورتى که نتواند در مسجد آن را بپردازد.


براى انجام کار واجب دیگرى که لازم باشد از مسجد خارج شود.


3- کسى که خارج شدن از مسجد بر او واجب شده باشد ولى تخلف کند و خارج نشود هر چند گناه کرده است ولى اعتکاف باطل نیست، مگر کسى که با حال جنابت در مسجد توقف کند.


4- اگر به سبب فراموشى از مسجد خارج شود، اعتکافش باطل نیست.


محرمات اعتکاف


1- آنچه بر معتکف حرام است‏ بدین شرح است:


استفاده از عطریات و گیاهان خوشبو


خرید و فروش                                                         


مجادله در امور دنیوى و دینى در صورتى که به قصد غلبه بر طرف مقابل و اظهار فضیلت و برترى باشد.


استفاده شهوانى از جنس مخالف


استمناء (یعنى انسان با خود کارى کند که از او منى بیرون آید.)


2- معتکف باید روزها را روزه‏دار باشد و از هر کارى که روزه را باطل مى‏کند پرهیز کند و هر آنچه روزه را باطل مى‏کند اعتکاف را نیز باطل مى‏کند.


3- به جز مبطلات روزه سایر محرمات، اختصاص به روز ندارد و بلکه در شب نیز باید از آنها پرهیز کند.

 


 

مناجات

 

 

 

الهــــــــــی دستم بگیــــــــــــــــــر


مناجات نامه


الهـــــــی!  اگر طاعت بسی ندارم در هر جهان جـــز تـــــــــو کسی ندارم.


الهــــــی!  تو دوستان را به دشمنانت می‌نمایی، درویشان را غم و اندوه دهی، بیمار کنی و خود بیمارستان کنی، درمانده کنی و خود درمان کنی، از خاک آدم کنی و با وی چندان احسان کنی، مجلسش روضه رضوان کنی،


الهــــی!  از پیش خطر و از پس راهم نیست، دستــــم گیر که جز تــــو پناهــــم نیست.


الهــــی!  دستــــم گیر که دست آویز ندارم و عذرم بپذیر که پای گریــــز ندارم.


الهــــی!  خود را از همه به تو وابستم، اگر بداری تو را پرستم و اگر نداری خود پرستم نومید مساز بگیر دستم.


الهـــی!  ای دورنظر و ای نیکو حضر و ای نیکوکار نیک منظر، ای دلیل هـــر برگشته، و ای راهنمای هر سرگشته، ای چاره ساز هر بیچاره و ای آرنده هر آواره، ای جامع هر پراکنده و ای رافع هر افتاده. دست ما گیر ای بخشنــــده بخشــــــاینده.


الهـــی!  کار آن دارد که با تــــو کــــاری دارد. یــــار آن که دارد چون تــو یــاری دارد. او که در هر دو جهان تو را دارد هرگز کـــی تو را بگذارد.


الهـــی!  در سر گریستنـــــی دارم دراز. ندانم از حســرت گریــــم یا از نــاز.


الهـــی!  یاد تـــو در میان دل و زبان است و مهــــر تو میان سر و جـــان.


الهــی! یکتای بی‌همتایی، قیــوم توانــایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفایی، از شرک مبرایی، اصل هر دوایی، داروی دل‌هایی، بتو رسد ملک خدایی.


الهـــی! نـــام تـــو ما را جـــواز، مهــــر تو ما را جهــــاز، شناخــــت تو ما را امــــان، لطـــف تو ما را عیـــان.


الهـــی! ضعیفـــان را پنـــاهی. قاصــــدان را بر سر راهــــی. مومنـــان را گــــواهی. چه عزیـــــز است آن کـــس که تو خـــــواهی.


الهــی! ای خالــــق بی‌مدد و ای واحد بی‌عدد، ای اول بی‌هدایت و ای آخر بی‌نهایت. ای ظاهر بی‌صورت و ای باطن بی‌سیرت، ای حی بی‌ذلت ای بخشنده بی‌منت، ای داننده رازها، ای شنونده آوازها، ای بیننده نمازها، ای شناسنده نامها، ای رساننده گامها، ای مطلع بر حقایق، ای مهربان بر خلایق، عذرهای ما بپذیــــر که تو غنی و ما فقیر و بر عیب‌های ما مگیر که تو قوی و ما حقیر، از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت.


الهـــی! ای کامکاری که دل دوستان در کنف توحید توست و ای که جان بندگان در صف تقدیر تو است، ای قهاری که کس را به تو حیلت نیست، ای جباری که گردن کشان را با تو روی مقاومت نیست، ای کریمی که بندگان را غیر از تو دست آویز نیست. نگــــــاه دار تا پریشـــــان نشــــویم و در راه آر تا سرگــــردان نشویـــــم.


________________________________________


مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری و الهی نامه آیةالله حسن‌زاده آملی؛ بااندکی تصرف

 

 

 

پی نوشت : چقدر دلم خلوت می خواهد .... کاش لیاقتش را داشتم !!!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo