با عرض سلام به همه ی دوستان عزیز وبزرگوارم
دلم می خواد فریاد بزنم و بگم از مدعیان ! دلم گرفت از همه اونهایی که فقط مدعی اند و . . . دستم بر قلم بردم تا دغدغه دلم را بنویسم که به دل نوشته یکی از دوستان برخوردم که تماما حرف دل و دغدغه های من بود . لذا بر آن شدم تا حرف دلم را از قلم این دوست عزیز فریاد کنم
آری
دیگه دلم از دست همه گرفته...
از هویت های میز نشان
از بله های از سر اجبار
از طلبه هایی که طالب علم نیستند
از دانشجویانی که دانش جو نیستند
از تمام کرهایی که سمعکهایشان مارک مصلحت خورده
از اندامهای به مزایده گذاشته شده
از انسانهای ارزان قیمت
از اعتقادهای حراجی
از حرفهای مفت
از وعده های سر خرمن
از نادیدنی های دیدنی!
از صورتهایی که بوم نقاشی اند
از متهمانی که شاکی اند
از تمام کسانی که رسالت خون را تنها در رساندن اکسیژن به سلولها می دانند
از تمام خونهایی که رنگین ترند
از آنان که آزادگی را در اسارت بی بند و باری به بند می کشند
از آنان که عشق را به بهای love سه طلاقه کرده اند
از تمام کسانی که در لغت نامه های ذهنشان بین مظلوم و تو سری خور علامت تساوی است
از ولایت ناشناسان
از کوفیانی که دم به ساعت می گویند( این الطالب به دم المقتول به کربلا)
از کوفیانی که اهل کوفه نیستند
از کوفیانی که برای مهدی(عج) نامه می نویسند
از تمام آنان که فکر می کنند کوفیان شاخ داشتند
از تمام آنان که فکر می کنند طلحه یا زبیر یا عمرعاص یا ... دم داشتند
از سیاستمداران بی دین
از متدینین بی سیاست
از تمام آنان که دین و سیاست را از هم جدا می دانند
از آنان که شهدا را در موزه گذارده اند
از آنان که در هر میدانی دم از استقلال و پیروزی می زنند الا میدان جنگ
از عروسکهای بالماسکه
از وطن دوستان وطن گریز
از زنان مرد صفت
از مردان زن صفت
از همه آنان که شهدا را برای تیراژ می خواهند
از همه آنان که« نون والقلم و ما یسطرون» را نان تفسیر می کنند
از رای های ممتنع
از تمام آنانی که بین نماز و نرمش تفاوتی قائل نیستند
از همه چیز داران بی همه چیز
از امانت داران خائن
از کفهای روی آب
از زنگارهای روی آینه
از مسلمانان مسلمان کش
از پشتهایی که همیشه رو در روی خصم اند
از تمام آنان که به تقاضای مشروع مظلومگان « قبلت» نا مشروع می گویند
از آنانی که بی حجابند
از آنان که خود حجابند
از بلاهایی که از دماغ فیل نازل شده اند
از آنان که تاسوعا و عاشورا را تنها در تقویم جستجو می کنندو کربلا و کوفه و شام را تنها در نقشه!
از آنان که دیروز را دیدند و امروز را در حسرت دیروز به دیروزی تبدیل می کنند
که فردا حسرتش را خواهند خورد؟
از آنان که چشم به فردا دوخته اند و امروز را فراموش کرده اند
از آنان که پرچمند اما بیرق و علم نیستند
از آنان که کلفتی گردن خود را بیش از تیزی ذوالفقار می دانند
از آنان که باده ناب را با ده درصد الکل بالا می دانند
از چشمهایی که در صفین تنها قرآن سر نیزه را دیدند و در کربلا و کوفه و شام تنها قرآن سر نیزه را
ندیدند
از آنان که در صفین تنها قرآن سر نیزه را باور کردند و در کربلا و کوفه و شام تنها قرآن سر نیزه را باور
نکردند
از تمام آنان که قرآن را بر نیزه کردند
از من که منم، از تو که تویی، من و تو که ما نیستیم و ما که فنای در او نیستیم...
از خنجرهایی که بر پشت می نشیند
از آنان که نی را به گیتار می فروشند
از آنان که با شنیدن نام « خردل » به یاد چاشنی غذا می افتند
از آنان که با شنیدن نام « موج » تنها به یاد جزایر هاوایی می افتند
از آنان که با شنیدن نام « توپ » مارادونا در خاطرشان زنده می شود
از آنان که نمی بینند و می گذرند و از آنان که می بینند و می گذرند
از آنان که از آب زلال آب می خورند و از آب گل آلود نان
از تمام مجذوبین باغهای سبز که هیچ گاه توی باغ نیستند
از سگهای بی وفا
از اسبهای نانجیب
از خروسهای بی دم
از مورچه های تنبل و بی کار
از زنبورانی که همه چیز دارند الا عسل
از کلاغهای بی حیا
از قلندرانی که از قلندر بودن تنها سر تراشیدنش را بلدند
از اشترانی که از شتر بودن تنها کینه ورزیدنش را یاد گرفته اند
از خرسهایی که از خرس بودن تنها بخل ورزیدنش را فرا گرفته اند
از گاوهایی که هیچ ندارند الا دو شاخ
از شتر مرغها که نه می برند و نه می پرند
از آنان که درد دلشان را به درد شکمشان فروخته اند
از آنان که منتظرند محرم گردد یک مو زسر ... و از یاد برده اند
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
از آنان که چوبه محمل و سر زینب را دیدند و منبر و منطق او را نه
از آنان که غنایم جنگی را در زمان صلح از شهدا می گیرند
از آنان که حضور همه کس را حس می کنند جز خدا
از آنان که از همه شرم می کنند جز خدا
از تمام شهوترانانی که عجوزه سه طلاقه امیر المومنین (ع) را تنگ در آغوش گرفته اند
از رفیق
از آنان که بازی می دهند
از آنان که بازی می خورند
از بازی ها ! از بازی ها ! از بازی ها!
دلم از دست همه گرفتهبا تشکر از دوست بزرگوار و عزیزم ..
خــــــارج از برنـــــــــــامه :
-شما یک سری اعمال و رفتار دارید که نمی شود آن را در قالب شخصیت یک روحانی تعریف کرد. کارهایی می کنید و فضایی به وجود می آورید که باعث حمله به شما می شود. این سیاست شماست یا خودتان این طوری هستید؟
نه والا سیاست مان نیست. چه کسی دوست دارد که فحش بشنود؟ ولی اگر این چیزها هم نبود، جماعتی که من می شناسم بالاخره بهانه ای پیدا می کردند که فحش بدهند. چون خیلی از دوستان ما که این نوع رفتارهای اجتماعی را هم ندارند از این حملات بی نصیب نیستند. دعواهای سیاسی بدون اخلاق نهایتا به این جاها کشیده می شود.
- این که می گویند شما خارج از ایران شلوار جین و تی شرت می پوشید درست است؟
شلوار جین خیلی به من نمی آید و نمی پوشم. وقتی هم هوا گرم باشد تی شرت می پوشم.
- پس تا به حال شلوار جین نپوشیده اید؟
یادم نمی آید... چون سایزم هم سایزی نیست که بتوانم شلوار جین بپوشم. (می خندد) شروع این شایعات یک مبنایی داشت. آن موقع که دعواها خیلی داغ بود، معمولا آن هایی که کم می آوردند، تهمت می زدند.
- مگر شلوار جین پوشیدن تهمت است؟
بعد این را اضافه کردند که کنار دریا این اتفاق افتاده. البته این مشخص است که اگر بخواهم دریا بروم نه با عمامه می روم و نه با عبا، بلکه با لباس شنا می روم ولی چون دریای آن جا خیلی شلوغ بود هیچ وقت نرفتم.
گفتم: چطور؟ گفتند: ما مطالبی درباره این قضیه نوشتیم. آن آقا گفته بود که می خواهد فیلم را پخش کند. بعد آنها رفته بودند پیش ایشان و گفته بودند که این فیلم را بیاورید تا در مدرسه حجتیه پخش کنیم. چون خیلی مهم بود و او که با آنها احساس همبستگی داشته، گفته بود که من الکی گفتم و به آنها، به خاطر این رفتار خیلی بر خورده بود.
...- لباس دیگری را امتحان کرده اید؟ یعنی در مراسمی کت و شلوار پوشیده اید؟
اولین باری که در جلسه رسمی سازمان ملل حضور پیدا کردم با هم فکری آقای خاتمی کت و شلوار پوشیدم و جلوی دوربین هم نشستم. علت آن هم بحرانی بودن فضا بود. مجاهدین خلق تظاهرات کرده بودند، برنامه ها خیلی سخت بود، اولین سفر آقای خاتمی در اولین سال ریاست جمهوری شان بود، خیلی دوندگی این طرف و آن طرف داشت و چون همه برنامه ها دست من بود نمی شد با عبا و عمامه این طرف و آن طرف دوید. ضمن این که آقای خاتمی حفاظت خوب و محکمی داشت ما هم آخوند بودیم آن ها هم نمی فهمیدند و ما را به جای آقای خاتمی... (خنده)
البته یک بار برعکسش شد. در فرودگاه فرانسه یک گارد نظامی مفصلی چیده بودند، من بی هوا با یکی از دوستانم صحبت می کردم و از در بیرون آمدم تا کمی هوا بخورم به محض آن که بیرون آمدم گروه موزیکی که برای آقای خاتمی باید می زد فکر کرد آقای خاتمی آمده و شروع کرد به موزیک زدن. من خیلی زود برگشتم سرجایم و آن ها هم خیلی تعجب کرده بودند و صدای موزیک قطع شد.
...- راستی می خواهم از شما هم در مورد دست دادن آقای خاتمی با آن خانم های خارجی بپرسم.
من در آن سفر نبودم.
- بعد یواشکی از آقای خاتمی نپرسیدید که قضیه چه بوده؟
چرا هم یواشکی پرسیدم هم غیر یواشکی. آقای خاتمی هم که رسما تکذیب کرد.
- یعنی این فیلم واقعا ساختگی بود؟
من نتوانستم این فیلم را بگیرم چون فیلتر بود. آقای خاتمی خودش این فیلم را دیده بود، یک جلسه ای داشت مثل این چیزهایی که بازسازی می کنند مسیر را رفت و گفت که حالت دست من همیشه این طوری است آن یکی هم زیر عباست و از جلوی این خانم که رد می شوم کات می شود.
- آن موقع که روزنامه هم میهن هم انگشتر آقای خاتمی را چاپ کرد که در دستش بوده یا نه. من به این بحث هایش کاری ندارم شما خصوصی از آقای خاتمی در مورد این فیلم پرسیدید، چه گفتند؟
بالاخره که همه فیلم را تکذیب کردند من در این چند وقت کمتر دیده بودم که آقای خاتمی از این فضایی که به وجود آوردند این طور احساس ناراحتی بکند. ما- در این نوع فضا- خیلی پوست کلفت شده بودیم. ولی آقای خاتمی روحیه اش این طور نبود. در حوزه شخصی اش قبلا کسی صحبتی نکرده بود، به همین دلیل ماجرا ایشان را خیلی به هم ریخت.
...- به نظرتان آقای کروبی دوست داشتنی تر است یا آقای خاتمی؟
اگر این امکان وجود داشت که این دو را در هم ادغام کنند خیلی ترکیب خوبی می شد!
- چه خصوصیاتی از آن ها باید در این ترکیب جدید باشد؟
مثلا اگر همین بحث تایید صلاحیت ها باشد، آقای کروبی چند پرونده را به شورای نگهبان می برد و می گوید که آقا این ها آدم های خوبی هستند، تایید کنید! ولی آقای خاتمی این طور نیست. می رود و یک گفتمان در مورد حقوق انسان باز می کند و این که مشروعیت نظام از مردم است و از این نوع بحث ها. آقای خاتمی باورش نمی شد که در سطوح سیاسی کسی دروغ بگوید ولی آقای کروبی متوجه می شد و متناسب با آن عکس العمل نشان می داد!
... - موسیقی گوش می کنید یا رادیو؟
بیشتر وقت ها موسیقی گوش می کنم.
- چه موسیقی گوش می کنید؟
موسیقی با کلام را خیلی دوست دارم.
- صدای چه خواننده هایی را گوش می کنید؟
هر کسی که ترانه خوب بخواند. گاهی کلام در موسیقی پاپ به هم ریخته می شود، به خصوص در موسیقی های سال های اخیر. من معتقدم که کلام موسیقی باید قشنگ باشد اما گاهی بد به ادبیات لگد می زند.
- خواننده های امروزی را می گویید، مثل کسانی که رپ می خوانند؟
بله ... "تف به مرامت عوضی" بامزه است ولی عمر کوتاهی دارد. در بین خواننده هایی که این شعرها را می خواندند شما توجه کنید می بینید که عمر شعرهای قمیشی خیلی بیشتر از بقیه است چون موسیقی اش باوقارتر است.
- پس شما در ماشین تان سیاوش قمیشی گوش می کنید؟
بله.
- از خواننده هایی که ما بتوانیم چاپ کنیم کدام را گوش می کنید؟
یعنی قمیشی را نمی توانید چاپ کنید؟ فکر نمی کنم. من فکر می کنم سر قمیشی داریم خیلی اشتباه می کنیم، چون خواننده ای است که نه تا به حال چیز بدی خوانده و نه صدایش خلاف شرع است، بعد یک سری آدم های دسته دوم و سوم که تقلید می کنند را می آوریم و به عنوان صدای موسیقی مطرح شان می کنیم در حالی که خود قمیشی می تواند در ایران برنامه داشته باشد و کنسرت بگذارد و به کسی هم آسیبی نمی رساند. من این طوری اعتقاد دارم.
- یعنی اگر روزی سیاوش قمیشی بخواهد در ایران کنسرت بگذارد و شما کاری از دست تان بربیاید برایش انجام می دهید؟
حتما انجام می دهم. چون معتقدم که اشکال شرعی ندارد و شعرهایش پرمحتواست. واقعا شعری که راجع به جنگ (ترانه یغما گلرویی) می خواند خیلی خوب است.
من به این دلیل بحث سیاوش قمیشی را مطرح کردم که نام بعضی خواننده ها در ذهن افراد تداعی کننده ابتذال نیست. حتی در مقایسه با خواننده هایی که در داخل ایران می خوانند. خیلی خوب است که زمینه هایی برای شان فراهم شود.
متن کامل را در ستون گفت و گو بخوانید.
منبع : http://asriran.com/view.php?id=39301
برداشـــــــت کامـــــــلاْ آزاد .. .. !!









