سریال گمشدگان سریال گمشدگان
معروف‌ترین سریال جهان
پرفروش‌ترین سریال جهان
معافیت از خدمت سربازی
هم کار یاد بگیرید، هم حقوق بگیرید و هم از خدمت سربازی معاف شوید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 11 تیر ماه سال 1388 ساعت 16:50

 

 

 

آنگونه که انتشارات کاروان منتشر کرده است، آرش حجازی در 28 بهمن 1349 به دنیا آمد.در سال 1376، او انتشارات کاروان را تأسیس کرد و دو سال بعد، پائولو کوئلیو، نویسنده مشهور برزیلی او را مترجم رسمی آثارش به زبان فارسی معرفی کرد. در سال 1380، سردبیری ماهنامه فرهنگی- هنری «کامیاب» را بر عهده گرفت که پس از پنج شماره انتشار، متوقف شد. پس از «کامیاب» حجازی ماهنامه جشن کتاب را منتشر کرد که بیست شماره منتشر شد و پس از آن قالب آن تغییر کرد.اما نکته قابل تأمل درباره آرش حجازی حضور مشکوک وی در ایران در تاریخ 30 خرداد و سابقه او در انگلیس است.حجازی دانشجوی یکی از دانشگاه‌های جنوب انگلستان است که پنج روز قبل از مرگ ندا آقاسلطان (دو روز بعد از آغاز درگیری‌ها در تهران) وارد ایران شد و فردای قتل ندا آقاسلطان سریعا به انگلستان بازگشت. این در حالی بود که وزارت اطلاعات پس از آغاز درگیری‌ها و پیش از مرگ ندا آقا‌سلطان از احتمال حضور نیروهای بیگانه برای دامن زدن به آشوب‌ها و اغتشاشات خیابانی خبر داده بود. در جریان قتل ندا آقاسلطان وی همان فردی است که در هنگام شلیک گلوله به ندا، در فاصله نزدیکی از او قرار داشت و همانگونه که در ویدئوی قتل خانم آقا‌سلطان نیز مشخص است، ظاهرا سعی می‌کرد به وی کمک کند. با این حال پس از چند ساعت از قتل آقاسلطان، لحظه قتل این هموطن که در آن تحرک آرش حجازی نیز بسیار پررنگ بود، در رسانه‌های خبری دنیا مکررا پخش شد تا اینگونه رسانه‌های غربی همانند بی‌بی‌سی، نیویورک تایمز، دیلی تایمز و... «ندا آقا‌سلطان» را به عنوان سمبل اعتراض ایرانیان به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری معرفی کنند. حتی باراک اوباما با ادعای اینکه فیلم قتل ندا‌آقاسلطان را دیده است، در کاخ سفید به خبرنگاران گفت که دل او با دیدن فیلم «شکسته شد».
پس از حضور حجازی در انگلیس که با شانتاژ بی‌سابقه خبری رسانه‌های خارجی درباره قتل آقا سلطان همراه بود، بی‌بی‌سی (‌رسانه خبری وابسته به دولت انگلیس) گفت‌وگوی مفصلی از وی را با نام «پزشک ایرانی از ماجرای مرگ ندا می‌گوید» منتشر ساخت.حجازی در این گفت‌وگو سخنانی را به زبان آورد که با اظهارات کاسپین ماکان، نامزد خانم آقا‌سلطان که اتفاقا او نیز با بی‌بی‌سی گفت‌وگو کرده در تضاد بود. حجازی در توجیه حضورش در صحنه قتل، با توجه به آنکه در آن مکان هیچ‌گونه درگیری و اغتشاشی نبود، می‌گوید: «سر و صدا را در خیابان شنیدیم و تصمیم گرفتیم برویم و ببینیم چه خبر است. خیابان خسروی را تا انتها رفتیم و رسیدیم به خیابان کارگر، جایی که مردم جمع شده بودند. مأموران پلیس ضد‌شورش حدود 50 متر پایین‌تر با موتوسیکلت‌هایشان ایستاده بودند و مردم را عقب می‌راندند. ناگهان گاز اشک‌آور به میان مردم پرتاب شد و مردم وحشت کردند».حجازی گفت که همزمان با پرتاب گاز اشک‌آور، مأموران هم با موتوسیکلت به سمت جمعیت حرکت کردند و جمعیت در طول خیابان خسروی شروع به دویدن کردند؛ «ندا هم در میان آنها بود». او گفت در تقاطع خیابان خسروی و خیابان صالحی، جمعیت به تدریج متفرق می‌شدند و فقط چند نفر ایستاده بودند تا ببینند چه باید بکنند؛ «ناگهان صدای شلیکی شنیدیم. در همان لحظه من برگشتم و دیدم که خون از سینه ندا که در چند متری من ایستاده بود فواره می‌زند».اما کاسپین ماکان، نامزد خانم آقا‌سلطان در قسمتی از گفت‌وگوی خود در این رابطه اظهار داشت: وقتی که این اتفاق افتاد، ندا از درگیری‌ها دور بود، یعنی در خیابان‌های فرعی نزدیک امیرآباد بود. حدود یک ساعتی با استاد موسیقی‌اش در ماشین پشت ترافیک نشسته بود، از گرما و خستگی، کلافه و از ماشین پیاده می‌شود و آن اتفاق می‌افتد.
 

 

 

در چنین شرایطی رئیس‌جمهور کشورمان در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه ضمن مشکوک دانستن قتل ندا آقا‌سلطان، رسیدگی جدی به موضوع قتل و شناسایی عوامل جنایت را خواستار شد.
این در حالی است که روز گذشته یک منبع امنیتی از به‌دست آوردن سرنخ‌هایی از قاتل ندا آقا‌سلطان در بررسی‌های صورت گرفته پس از قتل وی خبر داده است. منابع آگاه امنیتی همچنان در حال بررسی نقش مبهم آرش حجازی در ماجرای قتل ندا آقاسلطان هستند. اینکه چرا وی 2 روز پس از آغاز اغتشاشات به ایران آمد؛ در صحنه قتل دختری که فورا در تمامی رسانه‌های ضدایرانی منعکس شد، نقش بسیار پررنگی داشت و نهایتا یک روز پس از این ماجرا به انگلستان برگشته و به تشریح ماجرای قتل آقاسلطان، آنگونه که مطلوب رسانه‌های ضدایرانی است، می‌پردازد. 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 10 تیر ماه سال 1388 ساعت 03:10

 

میرحسین موسوی در چندین شماره از بیانیه های خود بر به راه انداختن تجمع های خیابانی اصرار ورزیده و برپایی این تجمع ها را یک حق قانونی برای معترضین طبق اصل 27 قانون اساسی می داند. ایشان در بیانیه شماره 5 می نویسد: «ما به دست اندرکاران توصیه می کنیم برای برقراری آرامش در خیابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسی امکان تجمع های مسالمت آمیز را نه تنها فراهم کنند، بلکه چنین گردهمایی هایی را تشویق کنند.» موسوی در بیانیه شماره 6 که پس از حوادث تلخ 30 خرداد منتشر گردید، ضمن حمایت از آشوبگران و کسانی که با حمله ور شدن به مأموران و نیروهای انتظامی و امنیتی موجب سلب آرامش جامعه و وارد کردن خسارات سنگین به اموال عمومی و خصوصی شدند، می نویسد: «به کسانی که مردم را به خاطر اظهارنظر قانون شکن نامیده اند خبر می دهم که بی قانونی بزرگ عدم اعتنا و نقض اصل 27 قانون اساسی از سوی دولت در عدم صدور مجوز برای اجتماعات مسالمت آمیز است.»
نظر به اینکه در روزهای گذشته برخی از هواداران موسوی با استناد به اصل 27 قانون اساسی، بر راه اندازی تجمع های خیابانی اصرار کرده و خواهان صدور مجوز از سوی وزارت کشور برای برپایی راهپیمایی هستند، نقطه هدف و خواسته اصلی در برپایی چنین تجمع ها و اعتراضات خیابانی بررسی شده است.

اصل 27 قانون اساسی و تجمعات قانونی

براساس قانون، صدور مجوز برای برپایی راهپیمایی و انجام تجمع ها، در یک چارچوب مشخص و معین انجام می شود. طبق قانون، احزاب و گروه های قانونی که قصد برپایی چنین تجمع هایی را دارند، باید درخواست مکتوب خود را طی نامه رسمی به وزارت کشور ارسال داشته و در وزارت کشور پس از بررسی های اولیه و موافقت کمیسیون مربوطه، نماینده آن حزب و گروه سیاسی درخواست کننده باید با حضور در وزارت کشور و پرکردن فرم و امضای آن به نمایندگی از طرف حزب یا گروه خود، متعهد به رعایت قانون در برپایی این راهپیمایی یا تجمع گردد. بر اساس اخبار موثق، تاکنون کسانی که مردم را دعوت به تجمع و راهپیمایی کرده اند، هرگز این مسیر قانون را برای کسب مجوز طی نکرده اند. به عنوان مثال آقای موسوی در اولین بیانیه رسمی خود پس از اعلام نتایج انتخابات در روز شنبه 23 خرداد، مردم را به حضور در خیابان ها و اعتراض به نتیجه انتخابات فرا می خواند و با زیر پا گذاشتن قانون مربوط به تجمع ها و راهیپمایی ها، مقدمات آشوب ها و اغتشاشات خیابانی را فراهم می سازد. در نمونه ای دیگر از عدم رعایت مسیر قانونی برای اخذ مجوز، روز یکشنبه 24 خرداد آقای بهزادیان پور به عنوان رئیس ستاد آقای موسوی، طی نمابری که ساعت چهار بعداز ظهر به وزارت کشور ارسال می دارد، درخواست مجوز برای راهپیمایی روز 25 خرداد از میدان انقلاب تا آزادی نموده و یک مهلت یک ساعته برای وزارت کشور برای صدور مجوز یعنی تا ساعت پنج بعد از ظهر همان روز منظور می دارد! همزمان خبر درخواست مجوز و برپایی راهپیمایی از سوی ستاد میرحسین موسوی در روز دوشنبه 25 خرداد به هواداران اطلاع رسانی می شود. براساس قانون باید یک حزب یا گروه سیاسی قانونی و شناسنامه دار درخواست مجوز نماید و پس از صدور مجوز نسبت به برپایی راهپیمایی یا تجمع اقدام نماید و بدون دریافت مجوز، روز دوشنبه 25 خرداد راهپیمایی غیرقانونی انجام شده و این راهپیمایی در پایان از سوی عده ای به آشوب و اغتشاش کشیده می شود و بر اثر آن هفت نفر کشته می شوند. چه کسی پاسخگوی این خون ها می باشد؟ آشوب و اغتشاشات شنبه 30 خرداد نیز که منجر به کشته و زخمی شدن دهها نفر گردید به همین صورت است. مجمع روحانیون مبارز طی نمابری درخواست مجوز راهپیمایی کرده و قبل از اخذ مجوز برای تجمع و راهپیمایی به هواداران اطلاع رسانی می کند!
ابطال انتخابات هدف اصلی تجمع های غیرقانونی

بسیار جالب و تأمل برانگیز است که میرحسین موسوی مسئولان و همگان را به رعایت قانون و به ویژه اصل 27 قانون اساسی توصیه و دعوت می کند، لکن با قانون شکنی آشکار و غیرقابل انکار، به ایجاد آشوب و اغتشاش دامن زده و زمینه ها و بسترهای لازم برای تخریب اموال عمومی، برهم خوردن نظم و امنیت، کشته و زخمی شدن عده ای از همه بدتر بسترسازی برای مداخله بیگانگان در امور داخلی ایران را فراهم می سازد. به راستی میرحسین موسوی با این رفتارهای غیرقانونی که اصرار دارد مسئولان با صدور مجوز براساس اصل 27 قانون اساسی به آن پوشش قانونی دهند چه هدفی را دنبال می کنند؟ جواب روشن است. خواسته و هدف اصلی میرحسین، ابطال انتخابات است! آیا میرحسین مرجع صلاحیت دار برای ابطال انتخاباتی که 40 میلیون نفر در آن مشارکت داشته اند می باشد که چنین خواسته ای دارد؟ قانون چه می گوید؟ آقای میرحسین موسوی در طول تبلیغات انتخاباتی خود، چه در وقت قانونی تبلیغات و چه در ماه های قبل از آن، همواره بر این نکته تأکید داشت که قانون شکنی ها من را نگران کرده و من آمده ام تا قانون را پاس بدارم و در چارچوب قانون کشور را اداره نمایم. آیا میرحسین موسوی با قوانین کشور و با قانون اساسی آشنایی ندارند؟
ایشان به خوبی می داند که تنها مرجع قانونی و صلاحیت دار برای تأیید و یا ابطال انتخابات شورا نگهبان است. انتخابات ریاست جمهوری دهم، مانند تمامی انتخابات در 30 سال گذشته در چارچوب قانون انجام شده است. آقای میرحسین موسوی به عنوان یک رجل سیاسی مورد تأیید شورای نگهبان قرار گرفته و وارد عرصه رقابت شده و پس از اعلام نتایج انتخابات با کسب 13 میلیون رأی از 40 میلیون رأی نفر دوم شده است. حال اگر میرحسین موسوی بر این اعتقاد است که در انتخابات تقلب شده و به نتیجه انتخابات اعتراض دارد، راه پیگیری این اعتراض از نظر قانون کدام است؟
آیا قانون می گوید با اردوکشی های خیابانی و ایجاد اخلال در نظم عمومی و فراهم کردن بستر برای تخریب اموال عمومی و چوب حراج زدن بر اعتماد عمومی به نظام اسلامی، تلاش کنید تا به حق خود برسید؟ آقای موسوی حق دارد که به نتیجه انتخابات معترض باشد، ولی قانون راه پیگیری این حق را مشخص کرده است. ایشان اگر واقعاً معتقد است که حقی از ایشان ضایع شده، باید با دلیل، سند و مدرک قابل قبول به شورای نگهبان شکایت کرده و از طریق شورای نگهبان به عنوان عالی ترین مرجع نظارتی بر امر انتخابات به دنبال اثبات ادعای خود مبنی بر تقلب گسترده در انتخابات باشد. چرا موسوی این راه قانونی را طی نکرد و در مسیر غیرقانونی خسارت بار قدم برداشت؟

میرحسین موسوی دچار تناقض شده است

موسوی و هوادارانش با صراحت این گونه اعلام کرده و می کنند که رأی مردم با آنان بوده و براساس نظرسنجی های قبل از انتخابات 56 درصد آرا متعلق به آنان است. روز انتخابات و بلافاصله پس از پایان انتخابات قبل از شمارش آرا، میرحسین موسوی در دو نوبت (یک نوبت در مصاحبه با خبرنگاران داخلی و خارجی و یک نوبت با هوادارانش از آرای بالای بیست میلیون و حتی نزدیک به سی میلیون برای خود صحبت می کند و ایشان پس از اعلام نتایج، با صراحت می گوید با تقلب گسترده، آرای ایشان برای نامزد رقیب منظور شده است! دو نامزد دیگر نیز هر کدام ادعاهایی مبنی بر تقلب در انتخابات داشته و به گونه ای اعلام موضع می کنند و بیانیه صادر کرده و سخن می گویند که گویا آرای آنان نیز به نفع نامزد پیروز مصادره شده است! از سه نامزد معترض فقط جناب آقای رضایی شکایت کرد و با توافق شورای نگهبان مقرر گردید ده درصد صندوق ها بازشماری گردد. آقای رضایی مدعی بود بین 5/3 تا 9 میلیون رأی دارد! پس از بازشماری چندین صندوق رأی با حضور نمایندگان ایشان، مشخص گردید نه تنها آرای ایشان به نفع فرد دیگری منظور نشده، بلکه در یک مورد به صورت اشتباهی حدود 600 رأی برای ایشان بیشتر ثبت شده است. تنها نامزد معترض که شکایت کرده بود، پس از روشن شدن صحت شمارش آرا در شعب اخذ آرا، شکایت خود را از شورای نگهبان پس گرفت! اما آقای موسوی که مدعی نفر اول بودن دارد، تاکنون هیچ دلیل و مدرک قابل قبولی برای اثبات تقلب گسترده در انتخابات ارائه نکرده است. موضوع خیلی روشن است و هیچ پیچیدگی ندارد. ایشان مدعی است حداقل 10 میلیون رأی ایشان برای دیگری منظور شده است. این میزان رأی در یک فرض باید با یک برنامه ریزی قبلی و با سازوکار بسیار پیچیده در سراسر کشور و در تمامی شعب اخذ رأی جابه جا شده باشد که در این صورت باید گفت چند صد هزار نفر مجری و ناظر و حتی نمایندگان خود کاندیداها در شعب اخذ رأی، همگی با تبانی با یکدیگر علیه موسوی و به نفع احمدی نژاد در آرای مردم خیانت کرده و نسبت به جابه جایی حدود 10 میلیون رأی اقدام کرده باشند! آیا این فرض پذیرفتنی است؟ آیا می توان صدها هزار نفر را متهم به خیانت و تقلب کرد؟ در فرض دیگر، 10 میلیون رأی یک جا و در وزارت کشور جابه جا شده است! به عبارت دیگر شمارش در شعب صحیح انجام شده، لکن در تجمیع آرا و اعلام آن به مردم، تقلب صورت گرفته است. در هر دو فرض، با شکایت موسوی و درخواست بازشماری صندوق ها با حضور نمایندگان ایشان، اگر تقلبی صورت گرفته باشد، دست متقلب رو می شد. پس چرا موسوی شکایت نکرد؟ موسوی و هواداران دلایلی را برای تقلب در انتخابات ارائه کردند که نه تنها حقوقدانان و کارشناسان این دلایل را وارد نمی دانند، حتی مردم عادی هم این دلایل را چیزی شبیه طنز می پندارند. عدم تمدید ساعت انتخابات، چاپ تعرفه بیشتر، قطع پیامک ها در روز انتخابات، بیشتر شدن تعداد صندوق های سیار، برخورد نامناسب با برخی از نمایندگان کاندیداها، مشارکت بیشتر از 100 درصد در چندین شهر و چگونگی اعلام نتایج از سوی وزارت کشور، دلایلی است که آقای موسوی و برخی هواداران برای عدم سلامت انتخابات و تقلب در آن ارائه کرده اند و این موارد همگی به صورت مستدل و منطقی از سوی مسئولان وزارت کشور پاسخ داده شده است. با روشن شدن سلامت انتخابات و صحت شمارش آرا و حتی اذعان برخی از اطرافیان آقای موسوی مانند آقای آخوندی که زمانی معاون وزیر کشور بوده و اکنون در ستاد موسوی می باشد مبنی بر اینکه تقلب گسترده در انتخابات غیرممکن است، آقای موسوی میدان بازی و اعتراض را عوض کرده و اشکالات را متوجه مقدمات انتخابات نموده است. ایشان می گوید تبلیغات ناسالم بوده است. آقای احمدی نژاد در مناظره حرف هایی زد که آرای من را کاهش داد! آقای احمدی نژاد در سفرهای تبلیغاتی از امکانات دولت استفاده کرد! آقای احمدی نژاد در آستانه انتخابات حقوق بازنشستگان را افزایش داد! آقای احمدی نژاد در آستانه انتخابات سود سهام عدالت را پرداخت کرد! و آقای احمدی نژاد...!
هر کس این صحنه و رفتارها و مواضع میرحسین را در قبال انتخابات ملاحظه و تحلیل کند، نسبت به میرحسین چه قضاوتی خواهد داشت؟ بالاخره میرحسین معتقد است که مردم در انتخابات به او رأی داده اند و با تقلب آرای او به نفع رقیبش ثبت شده و یا اینکه نه، رأی مردم به احمد ی نژاد بوده و ایشان به مقدمات انتخابات اعتراض دارند؟ آیا این رفتارها نشان نمی دهد که میرحسین دچار تناقض شده است؟
اگر تقلب در شمارش بوده، چرا شکایت نمی کند و درخواست بازشماری صندوق ها را ندارد؟! اگر تقلب نشده چرا به رأی مردم احترام نمی گذارد؟ اگر به مقدمات انتخابات اعتراض دارد، چرا از انتخابات انصراف نداد. سوالات بسیاری وجود دارد که موسوی باید به آن پاسخ دهد و در رأس همه این سوالات، دلیل اصرار ایشان بر برپایی تجمعات خیابانی با هدف ابطال انتخابات است که مغایرت آن با قانون آشکار است.

تجمع خیابانی برای ساختارشکن، عین بی قانونی است

در دوره دوم خرداد که برخی از افراطیون جبهه اصلاحات به دنبال شکستن ساختارهای قانونی کشور و نوعی براندازی بودند، رهبر معظم انقلاب اسلامی با صراحت فرمودند: «ما براندازی قانونی نداریم.»
این سخن مقام معظم رهبری ناظر بر حرکت هایی بود که برخی از احزاب و گروه های سیاسی با ورود به ساختار قدرت سیاسی، به دنبال ساختارشکنی و عبور دادن نظام دینی به یک نظام سکولار بودند.
این رفتارها و حرکت ها که تحت پوشش و عناوینی چون جامعه مدنی، توسعه سیاسی و اصلاحات انجام می گرفت و هدفی جز براندازی خاموش نداشت، با واکنش جدی و قاطع مقام معظم رهبری و ملت مسلمان و انقلابی ایران مواجه گردید. به عنوان مثال در دوره دوم خرداد و اصلاحات با تأکید بر آزادی بیان و آزادی مطبوعات، روزنامه های زنجیره ای به وجود آمد که به تعبیر مقام معظم رهبری برخی از آنان پایگاه دشمن شدند و تمامی ارزش های نظام دینی و اصول و مبانی انقلاب اسلامی را به چالش کشیده و به هموار ساختن مسیر برای سکولاریزه کردن حکومت پرداختند. این حرکت در واقع تلاش برای ساختار شکنی و نوعی براندازی نرم است که به ظاهر با پوشش قانونی انجام می گیرد و در نهایت نتیجه آن علیه قانون می باشد.
اکنون آقای موسوی با استناد به اصل 27 قانون اساسی خواهان برپایی تجمعات قانونی و راهپیمایی هواداران است.
هدف راهپیمایی ابطال انتخابات به صورت غیرقانونی و صرفاً تحت فشار نیروهای اجتماعی است. بنابراین خواسته های ایشان و حامیان وی، نوعی ساختار شکنی و قانون شکنی بوده که این خواسته به ظاهر قانونی عین بی قانونی است. به همین دلیل رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه های نماز جمعه هفته گذشته با صراحت فرمودند، زیر بار بدعت های غیرقانونی نخواهند رفت و اجازه ساختارشکنی نخواهند داد.


عملیاتی کردن نظریه فشار از پایین، چانه زنی در بالا

آنچه بعد از انتخابات دهم در کشور از سوی موسوی و هواداران ایشان و به ویژه احزاب و گروه های سیاسی افراطی دوم خردادی مانند جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین، مجمع روحانیون و دفتر تحکیم (طیف علامه) رخ داد، در واقع عملیاتی کردن همان نظریه قدیمی و نخ نما شده حجاریان مبنی بر «فشار از پایین و چانه زنی در بالا» می باشد. حجاریان با هدف تغییر ساختارهای نظام دینی و سکولاریزه کردن کشور، معتقد بود اصلاح طلبان باید تمامی سنگرهای قدرت را یکی پس از دیگری فتح کرده و برای رسیدن به این مقصد باید هر نوع مانعی را از سر راه، با حرکت های اجتماعی از میان برداشت. حادثه کوی دانشگاه در تیر سال 1378 و تحصن نمایندگان مجلس ششم در سال 1382 با هدف به خیابان کشاندن مردم طراحی و اجرا گشت که به دلیل هوشیاری مردم، نتیجه ای برای دوم خردادی های ساختارشکن نداشت. در آستانه انتخابات مجلس هشتم در سال 1386، سعید حجاریان طی مصاحبه ای با صراحت اعلام کرد که همچنان بر این اعتقاد است که اصلاح طلبان باید براساس «نظریه فشار از پایین و چانه زنی در بالا» اصلاحات را به پیش برده و به نتیجه برسانند! تمامی شواهد و قرائن گویای این واقعیت است که گروه های افراطی دوم خردادی در انتخابات دهم، با ایجاد این باور در میرحسین موسوی که او پیروز انتخابات است و نظام اسلامی می خواهد حق ایشان و هوادارانش را پایمال نماید. با چنین تحلیلی، افراطیون میرحسین را در مسیری قرار داده اند تا با دعوت هواداران برای حضور در خیابان ها، زمینه های لازم برای پیشبرد مقاصد ساختارشکنان را فراهم سازد. ابطال انتخابات با تظاهرات خیابانی که یک امر غیرقانونی به شمار می آید، در صورت تحقق، مسیر را برای تحمیل هر نوع خواسته دیگری از سوی افراطیون به نظام اسلامی فراهم می سازد. این نکته مهمی است که میرحسین موسوی روز قبل از انتخابات در مصاحبه با مجله تایم و در پاسخ به این سوال که اگر انتخابات را ببازد، چه خواهد شد و چه می کند، با صراحت می گوید: «تغییر از مدتی قبل آغاز شده است. تنها بخشی از آن به پیروزی در انتخابات مربوط می شود و بخش های دیگر ادامه خواهند یافت و هیچ عقب گردی در کار نخواهد بود.» این تغییرات گسترده مورد نظر، همان تغییرات مورد نظر افراطیون دوم خرداد است که اینک پرچم آن را میرحسین به دست گرفته و قرار بود با حرکت های خیابانی و براساس مدل انقلاب های مخملی به نتیجه برسد که با هوشیاری مردم خنثی گردید.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 9 تیر ماه سال 1388 ساعت 21:28

چرایــــی طغیــــان دوم خرداد 

 

انتخابات دهم ریاست جمهوری به حماسه ای ماندگار در تاریخ انقلاب اسلامی تبدیل شد. قریب ۴۰ میلیون رأی ضمن استحکام پایه های نظام اسلامی مشروعیت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران را در منظر جهانیان به نمایش گذاشت. حضور حماسی مردم و نتیجه انتخابات بار دیگر باعث شگفتی و بهت همه ناظران بین المللی تحولات داخلی ایران شد و بار دیگر علاقه مندان انقلاب اسلامی در جای جای جهان زبان به تحسین مردم آگاه ایران گشودند. اما در این میان واکنش و اقدامات جریان شکست خورده در انتخابات باعث تعجب و تأسف دلسوزان انقلاب اسلامی در داخل و خارج گردید. امروز سوالی که برای برخی مطرح است این است که واکنش به نتیجه انتخابات از طرف جبهه دوم خرداد فراتر از یک شکست در عرصه رقابت سیاسی می باشد. به معنای دیگر جبهه دوم خرداد را چه شده است که برای مقابله با نتیجه انتخابات به اقدامات غیرقانونی روی آورده حتی حاضر است ننگ همراهی بیگانگان را خریده و راضی به زیر سوال رفتن این حماسه عظیم باشد و ابایی از رسیدن خسارت به جان و مال مردم ندارد و حاضر است دستاورد های عظیم انقلاب و این حماسه بزرگ را تضعیف نماید. برای پاسخ به این سوال لازم است به این مطلب پرداخته شود که جبهه دوم خرداد چه چیزی را از دست داده است که اینگونه برآشفته حتی عقلانیت خود را از دست داده است.
1- اولین مطلب قابل تأمل این است که جریان دوم خرداد برای بهروزی در این رقابت همه سرمایه های خود را به میدان آورد. هاشمی از طریق فرزندان خود نهایت سعی خویش را انجام داد. خاتمی به عنوان یک تبلیغاتچی و هماهنگ کننده جبهه دوم خرداد وارد عمل شد و موسوی که دو دهه در انزوا قرار داشت به صحنه آمد و امروز همه اینها اعتبار خود را از دست داده است. آیا همین مورد به تنهایی برای واکنش جبهه دوم خرداد کافی نیست. 


2- جریان رقیب اصولگرایان در مدت چهارسال حجم انبوهی از توهین و اهانت را متوجه رئیس جمهور منتخب مردم نمودند و در سیاه نمایی وضعیت کشور سنگ تمام گذاشتند اما در شکست رقیب موثر واقع نشد. 


3- جبهه دوم خرداد مدعی بود اصولگرایان به دنبال برگزاری انتخابات حداقلی هستند چون از آرای خاموش نگرانند. آنها مدعی بودند اگر آرای خاموش به میدان بیایند آنها حتماً پیروز انتخابات هستند. اما در این انتخابات با شکل گیری حماسه دوم خرداد و رأی چهل میلیونی این ادعا و یا به اصطلاح سرمایه آنها از دسته رفته است. 


4- جریان دوم خرداد برای پیروزی حاضر به دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی شد و فکر می کرد از این راه به نتیجه دلخواه خود می رسد. این انتخابات، ناکارآمدی استفاده ابزاری از مذهب و قومیت ها را نشان داد. 


5- رقیب اصولگرایان امیدوار بود که با دمیدن در افزایش مطالبات صنفی مانند کارگران و دانشجویان و دامن زدن به احساسات زنان و جوانان از این طریق برای خود راهی برای پیروزی بیابد که این چنین نشد. 


6- با انتخابات بیست و دو خرداد بیشترین حضور بعد از رأی به جمهوری اسلامی در سال 58 شکل گرفت. با این حماسه، شعار حماسه دوم خرداد رنگ خود را باخت و دیگر نمی تواند مستمسکی برای جبهه دوم خرداد برای کوبیدن رقیب به کار رود.
 

7- جریان دوم خرداد با انتخاب رنگ سبز اقدام به سوء استفاده از احساسات مذهبی مردم نمود و سعی داشت از اهل بیت و سیادت برای خود پیروزی کسب کند. این شیوه هم برای آنها کارساز نشد. 


8- نامزدهای دوم خرداد با نثار صریح ترین توهین ها به رئیس جمهوری قانونی کشور در ایام تبلیغات انتخابات نه تنها به آرزوی خود دست نیافتند، بلکه اخلاق انتخاباتی را هم باختند. 


9- جبهه دوم خرداد برای پیروزی بر رقیب حاضر شد ننگ همراهی و همسویی با بیگانه را به جان بخرد ولی نتیجه انتخابات مصداق این ضرب المثل شد که آش نخورده و دهان سوخته. 


10- جبهه اشرافی و امتیازطلب برای پیروزی در انتخابات و رسیدن به مناصب از دسته رفته در دوره چهارساله اصولگرایان هزینه های میلیاردی انجام داد به این امید که دوباره برخوان امتیاز برگردد ولی اینگونه نشد، آیا جا ندارد برای این خسران جیغ های بنفش بکشد. 


11- با نتیجه انتخابات نامزد اصلاح طلبان متهم است که با آمدن خود باعث شکست جبهه اصلاحات شده است. آنها می گویند اگر موسوی وارد صحنه نمی شد بهانه به دست خاتمی نمی افتاد که کناره گیری کند. آنها مدعی هستند اگر موسوی نمی آمد خاتمی می ماند و برنده انتخابات بود پس شکست برعهده موسوی می باشد. 


حال آقای موسوی باید جوابگوی شکست اصلاح طلبان نیز باشد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 2 تیر ماه سال 1388 ساعت 21:23

 

آقای موسوی! اکنون نوبت "ملت" است
دفتر پژوهش و بررسیهای خبری-سید حسین علوی*:این مظلومیت ملت ایران است.این مظلومیت کسانی است که بر استکبار ستیزی پافشاری کنند.این مظلومیت حزب الله است. این مظلومیت کسانی است که بر اساس دستور صریح مولای متقیان مردانه در برابر مفسدان و اشراف زادگان و باندهای ثروت و قدرت ایستادند و خم به ابرو نیاوردند.
 

۱- انتخاباتی برگزار شده، یک کاندیدا پیروز شده و کاندیدای دیگر شکست خورده است. چه کاندیدایی شکست خورده است؟ همان کسی که افرادی چون شیرین عبادی و سیمین بهبهانی و نهضت آزادی و اعضاء حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب و رسانه سازمان سیا (voa) و رسانه دولت فخیمه بریتانیا (bbc) و جمعی از وابستگان پیدا و پنهان صهیونیستها دل به پیروزی اش بسته بودند.
چه کسی پیروز شده است؟ اول چهل میلیون رای دهنده و دوم همان کسی که در طول چهار سال خون به دل صهیونیستها کرد. همان کسی که برای قلدرهای عالم پشیزی ارزش قائل نبود. همان کسی که چهار سال تمام برای نوکری فقرا و مستضعفان ،روز و شب دوید. همان کسی که چهار سال مایه آرامش قلب ولی فقیه بود و همان کسی که چهار سال در مقابل مافیای ثروت و قدرت و خاندانهای مفت خور و پر مدعا ، مردانه ایستاد، فحش خورد، تهمت شنید ، اما خم به ابرو نیاورد.
انتخاباتی برگزار شده، یک کاندیدا پیروز شده و کاندیدای دیگر شکست خورده است. کاندیدای شکست خورده اکنون چه می کند؟ او مدعی است که در انتخابات تقلّب شده است و پیروزی ، حقی بوده که مجریان انتخابات از او سلب کرده اند.
اکنون 11 روز است که میرحسین موسوی و هوادارانش با طرح یک ادعای دروغین تلاش می کنند تا باخت بزرگ اصلاحات امریکایی را توجیه نمایند. در طول این 11 روز آقای موسوی و هواداران قانون شکنش بارها این ادعای کلی را مطرح کرده اند که در انتخابات تقلب شده اما حتی یک مورد از ادعاهای خود را به صورت عینی و جزئی و مستند بیان نکرده اند. بارها از ایشان تقاضا شده تا صندوق یا صندوقهایی که مدعی تخلف در آنها هستند را مردانه نام ببرند تا آراء آنها باز شماری شود، لکن ایشان از پاسخ طفره رفته‌اند. به جای طرح شکایت شفاف و قانونی از مراجع ذیصلاح عده ای اوباش را راهی خیابانها کرده اند تا با آشوب و بلوا فضای جامعه را مغشوش کنند ، تا آب گل‌آلودی بسازند و مُردارماهیِ حرامی شکار کنند.
به راستی شکایت ایشان را به چه کسی باید برد؟ چه مظلومیتی از این بالا تر که تو پیروز انتخاباتی به بزرگی حماسه بیست و دوم خرداد باشی و هواداران منافع نامشروع غرب، شیرینی این فتح الفتوح تاریخی را در کام ملت تلخ کنند؟ آیا فریاد رسی نیست که از ملت پیروز ایران در مقابل این اقلیت پرمدعا دفاع کند؟ آیا یک مرد نیست که گریبان این فرد پرادعا را بگیرد و از او بپرسد؛ یا صندوقهای ادعایی را نشان بده تا بازشماری کنیم و یا اگر تا این حد دروغگویی باید در جایگاه اقدام کننده علیه امنیت ملی، همدستی با غارتگران بیت المال و آشوب طلبان و اراذل و اوباش و همگامی با سرویسهای جاسوسی آمریکا و انگلیس تنبیه شوی؟
آقای موسوی توانست با توسل به دروغ پراکنی و تهمت زنی وسیع علیه احمدی نژاد رای مناطق مرفه نشین پایتخت را کسب کند.
آقای موسوی! گوارای وجودتان! رایتان خوانده شد. شما با اختلاف ناچیزی در شهر تهران اول شدید. اما یادتان باشد، تهران مساوی با شهرک غرب و زعفرانیه و میرداماد و الهیه و فرشته نیست! تهران، شوش هم دارد، حضرت عبدالعظیم هم دارد. خانی آباد و کن و خراسان و امام حسین(ع) و شهدا و جوادیه و نارمک هم دارد. ضمنا تهران یک استان بزرگ است. کرج و دماوند و پاکدشت و ورامین و فیروزکوه هم جزء تهرانند. اگر نمی دانید یک سری به نقشه تقسیمات کشوری بزنید تا بدانید. در کل استان تهران شما با اختلاف اندکی دوم شده اید. آقای موسوی! تهران به جز جمعی مرفه ، پابرهنگان و مستضعفان جنوب شهری هم دارد. در ضمن ایران هم مساوی تهران نیست. خراسان جنوبی هم جزء ایران است. خوزستان و اصفهان و قم و لرستان و سمنان و یزد و شیراز و آذربایجان و ... هم جزء ایرانند. شما در کدام جزیره زیسته اید که ایران را از پنجره خانه نیاوران می نگرید؟
چرا فکر کرده اید اکثریت مردم «باید» به کسی رای دهند که میلیاردرهای هزارفامیل پشت سر اویند؟آیا این دیکتاتوری نیست؟! آیا دیکتاتورها همان اقلیت های تمامیت خواه و قلدری نیستند که در مقابل خواست اکثریت جامعه شورش می کنند و با کودتا قدرت را به دست می گیرند؟ آیا اقدامات چند روز اخیر شما مصداق روشن کودتا علیه اکثریت نیست؟! آیا اگر هواداران آقای احمد توکلی -که در انتخابات سال 80 از آقای خاتمی شکست خورد- ، پس از شکست به خیابانها می ریختند و مدعی تقلب گسترده در انتخابات می شدند، همین شما آنها را فاشیست نمی خواندید؟ حال چه شده که خودتان مرام فاشیستها را در هجمه به اکثریت بیست و چهار میلیونی ایرانیان تکرار می کنید؟ ملت ایران هرگز خیانت شما را فراموش نخواهند کرد. تاریخ گواهی خواهد داد که شما چگونه برای دلخوشی آمریکا و اسراییل،نظام اسلامی را متهم به تقلب کردید! تاریخ گواهی خواهد داد که هواداران شما شیشه بانک می شکستند. راننده تاکسی نگون بخت را به جرم چسباندن عکس احمدی نژاد با مشت و لگد از ماشین پیاده کردند و تمام هستی اش را که همان تاکسی بود ، در برابر چشمان ملتمسش به آتش کشیدند. تاریخ گواهی خواهد داد که شما در اغلب صندوقهای اخذ رای ناظر و نماینده داشتید و بدون اعتنا به گزارش نمایندگان خودتان نسبت به صحت انتخابات، گزارشات دروغین وابستگان سازمان سیا را ملاک ادعای عدم صحت در انتخابات قرار دادید.
2- اما سخن دیگر با متولیان قانونی انتخابات و امنیت کشور است.
الف) به برادران بزرگوار شورای محترم نگهبان خاضعانه عرض می کنم که از اتفاقات این روزها عبرت بگیرید. این نتیجه صحّه گذاشتن بر صلاحیت کسی است که از اول صاحب صلاحیت نبود. شما باید همان وقتی که امید بستن ضد انقلابیون نهضت آزادی از این فرد را دیدید در صلاحیت وی تردید می کردید. مگر امامتان نهضت آزادی را نامشروع و خطرناک تر از منافقین نخواندند؟ پس چرا حامی آنهارا تایید صلاحیت کردید؟
چرا به مصاحبه مهم آقای موسوی با مجله تایم بی توجهی کردید؟ آقای موسوی در آن مصاحبه صراحتا رهبری را تهدید کرده بود! موسوی وقیحانه به دشمن مژده داده بود که در صورت مخالفت ولایت با خواسته های نامشروعش مردم را به خیابانها خواهد کشاند.(2) او به صهیونیستها وعده داده بود که ماهیت ساختار قدرت در ایران را دگرگون خواهد ساخت. آیا این به معنای عدم التزام به ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی نیست؟
چرا چشمانتان را بر برنامه های غیرقانونی آقای موسوی بستید؟ چرا وقتی او شعار ممنوع کردن گشت ارشاد را سر می دادنیاندیشیدید که اساسا حوزه اقتدار نیروی انتظامی مربوط به ولایت فقیه است و مساله دخالت رییس جمهور در امور مربوط به رهبری عین تخلف از قانون اساسی و مترادف با دیکتاتوری است؟
چرا کسی را تایید کردید که پیوستن به کنوانسیون صهیونیستی رفع تبعیض از زنان را برنامه فوری پس از ریاست جمهوریش معرفی می کرد؟!
چرا کسی را تایید کردید که قرار بود کابینه دولت احتمالی اش را از کسانی مملو سازد که پیش از این در انتخابات مجلس هفتم خودتان ردّ صلاحیتشان کرده بودید؟
دلسوزی این برادر کوچکتان را درک کنید. اگر این فرد همان ابتدا با برخورد قانونی شورای محترم نگهبان مواجه می گشت اکنون تا این حد متجرّی نمی گشت که امنیت ملی را با توسل به اراذل و اوباش مخدوش کند. اگر موقع تایید صلاحیتِ چنین افرادی تنها به قانون عمل می شد اکنون هلهله سلطنت طلبان خائن در voa و bbc در برابر ملت مظلوم ایران، بلند نشده بود.
سروران بنده در شورای نگهبان به نیکی می دانند اینهایی که اکنون در خیابان با قمه به مردم حمله می کنند چه کسانی هستند. اینها همان اوباشی هستند که در آشوبهای تیرماه 78 با همین قمه ها به مردم هجوم آوردند.
حتما خبر دارید که سرپلهای آن آشوبها - همچون منوچهر محمدی، احمد باطبی، محسن سازگارا، علی افشاری و... - اکنون به استخدام رسمی سازمان سیا در آمده اند. مطمئن باشید طولی نخواهد کشید که عناصر اصلی کودتای مخملی ناکام اخیر نیز از دامان شیطان بزرگ سر بر خواهند آورد و مگر عطاءالله مهاجرانی را ندیدید که در استودیوی bbc به طور زنده برای اسلام و نظام تعیین تکلیف می کرد و باز مگر غلامحسین کرباسچی را در voa ندیدید که چگونه برای تلویزیون سازمان سیا خوراک تبلیغاتی مهیا می کرد؟اما تا به کِی باید از یک سوراخ دَه بار گزیده شویم ؟ آزموده را آزمودن خطاست.
انشاءالله تجربه نمک خوری و نمک دان شکنی این اقلیت دیکتاتور مآب ، آخرین تجربه رافت شورای نگهبان در برابر نامحرمان باشد. به نحوی که مطابق سیره نورانی امام راحل (رض) همان گونه با این دیکتاتورهای لیبرال برخورد شود که مطابق امر حضرت روح الله با پدران منافقین در نهضت آزادی برخورد شد.
ب) اما در مورد سران جریان موسوم به اصلاحات آمریکایی و دیگر طراحان پشت پرده آشوبهای خیابانی اخیر؛
آقایان به خوبی می دانند که اینجا ایستگاه آخر است. اگر تا پیش از 22 خرداد، اصلاحات آمریکایی در کُما بود ، اما اینک زیر خروارها خاک آرمیده است. چه اینکه این انتخابات هفتمین "نه" بزرگ ملت به هواداران منافع غرب در ایران بود.
اگر امروز این جماعت نقاب دموکراسی خواهی را کنار زده اند و بی پرده علیه اکثریت ملت به قمه کشی روی آورده اند از آن روست که یقین کرده اند دیگر هیچ انتخاباتی به کام آنان تمام نخواهد شد و این همانا راز بزرگ آشوبهای اخیر است.
بدون تردید برازنده ترین نام برای تحرکات اخیر اصلاح طلبان "خودزنی" است. گرگهایی که تا دیروز به نام جمهوریت ، در حال ستیز با اسلامیت نظام بودند ، اکنون پس از هفت شکست تاریخی در انتخابات های گونه گون با این حقیقت مشعشع مواجه گشته اند که ؛ نه مقبولیت جمهور را دارند و نه مشروعیت اسلام را ... و این عاقبت کسانی است که دل امام عصر (ارواحنا فداه) رامکدر ساختند. این عاقبت کسانی است که در روزنامه هایشان وقیحانه امام حسین و جدّش؛ حبیب الله را خشونت طلب خواندند. این عاقبت کسانی است که از همجنس گرایان و نهضت آزادی و شیرین عبادی و رضاخان قلدر و کشف حجاب و بهائیت و طالبان و سکولاریسم و در یک کلمه از "نفاق" حمایت کردند.
مشت محکمی که ملت در بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت بر دهان دیکتاتورهای لیبرال کوبید حاوی خبری بزرگ بود و آن اینکه ؛ اکنون لحظه پالایش انقلاب از نااهلان و نامحرمان است. اکنون،نوبت و گاه حزب الله است و الاانّ‌حزب‌الله‌هم‌الغالبون
... وحرف آخر آنکه ؛ اینک انقلابی دوباره است ؛ انقلابی چهل میلیونی. این پویایی انقلاب اسلامی است که هر بار هرزگی قدرت طلبان را مشاهده کرده بدون تعارف و رودربایستی سیلی عدالت را بیخ گوش عدالت ستیزان قدرت طلب نواخته است. این نوای دلنشین تشیع ناب است که دوباره جهان را عطرآگین ساخته . این فرهنگ عدل علوی است که بیست و چهار ملیون و پانصدو نود هزار رزمنده را برای نبردی چهارساله با منافقان و مفت خورها و اشراف آخرالزمان ، بسیج کرده است.
این نوزایی انقلاب اسلامی است و خس و خاشاکی که فضا را غبار آلود کرده اند با هزار زبان می خواهند به ما بگویند : انقلابتان زنده است! اما ما نیز در حد خس و خاشاکی خودمان در مقابلش خواهیم ایستاد.
باشد بایستید .... فانتظروا انّا معکم منتظرون 


 

منبع : خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 1 تیر ماه سال 1388 ساعت 14:10

آقای موسوی! من یک دانشجوی ایرانی هستم ، رای من را پس بدهید!

 آفای موسوی، اینها درد دل فرزند و خواهر یک شهید و یک دانشجوی ایرانی است که به تو رای داده اند ولی حاضر نیستند رای به تو گلوله ای شود برای آتش زدن مساجد شهر و البته پشیمان شدند از رایی که به تو دادند.

  

 

میر حسین موسوی این روزها با انتشار بیانیه های پی‌درپی ساز و کار قانونی مراجعه به شورای نگهبان را که در اندیشه امام خمینی (ره) و میثاق ملی مورد تاکید قرار گرفته را نپذیرفته و بر تمکین به رای ملت و رای قانون بی توجهی می کند.
کاربران محترم خبرگزاری فارس در واکنش به این بیانیه ها و اقدامات غیر قانونی میرحسین موسوی در روزهای اخیر که موجب ایجاد اغتشاشات خیابانی و آشوبها شده است، خواستار پایبندی وی به قانون و ولایت فقیه شده اند و در موارد متعددی کسانی که در این انتخابات به وی رای داده بودند، از اقدامات اخیر وی ناراضی هستند.
در همین راستا بخش قابل توجهی از کاربران فارس خواستار پس گرفتن رای خود به موسوی شدند.
بخش سوم این اظهارنظرها به شرح زیر است:

*من یک دانشجوی ایرانی هستم ، رای من را به من پس بدهید!

دوسه ماه پیش چقدرخوشحال بودم ازاینکه بالاخره می توانم درتعیین سرنوشت خویش مشارکت کنم. طی یک ماه گذشته چقدر پرشور وپراحساس سعی درجلب نظر اطرافیانم داشتم تا کاندیدای محبوب من را بپذیرند.سرخوش بودم از اینکه بهتراز همه حتی بهتراز پدرومادرم ، مسائل را می فهمیدم . من یقین داشتم که درد را درست شناخته ام و درمانش راهم یافته ام .
این اعتماد به نفس زیادی ، باعث شده بود تا درهر فرصتی حتی زمانهای نامربوط مثل وسط کلاس درس و ... نظرم را در این باره اعلام کنم . دران موقع اصلا به این فکر نمی کردم که در عین ادعای دموکراسی طلبی دارم نظرم را به دیگران تحمیل می کنم.
روشی که من درپیش گرفته بودم این بود که با سروصدای بسیار و اظهارنظر شخصی ، دیگران را وادار به تبعیت از خودم بکنم .
جو کلاس را چنان به کمک چند هم فکرم فیلتره می کردم که اگر مخالفی هم داخل کلاس بود جرات اظهار نظر نداشته باشد. این وضع روز به روز تا 22 خرداد شدیدتر می شد به نحوی که من و دوستانم تمام جو خودساخته را به صورت یک حقیقت انکار ناپذیر باور داشتیم واصلا یک درصد هم احتمال پیروزی رقیب را به ذهنمان راه نمی دادیم.
آخر تمام محیط پیرامون من و دوستانم ، طرفدار رنگ سبز بودیم و بس . همه ایران ، از کنج دهات و شهرستانها گرفته تا خانه همسایه مان در فلان شهر ، از کوچه و خیابان گرفته تا بازار و مسجد وکارخانه ، همه و همه برای من خلاصه شده بود در کلاس و سلف و سرویس خوابگاه . همه مردم وطنم خلاصه شده بودند در همکلاسیها و هم خوابگاهیها ونهایتا چند کارمند دانشگاه واینها هم که همگی با من هم فکر و هم رای بودند.
به هرکجا که می رفتم فضا همانی بود که من می خواستم و یا بهتر بگویم همانطور بود که من دوست داشتم ببینم.
نمی خواهم کسی غیر از خودم رامقصربدانم اما حالا که فکر می کنم می بینم دوست صمیمی ام « محسن » هم در ایجاد این فضای مجازی در پیرامون من و دیگران نقش داشت . اوهم به گمانم تحت تاثیر دیگرانی بود که خارج از محیط دانشگاه جزو کله گنده های احزاب بودند و اغلب خبرها را از انها می گرفت البته یکی دو بار هم اورا دیدم که از دفتر رئیس سابق دانشگاه بیرون امد ووقتی از او درباره کارش می پرسیدم ، به الطاف الحیل طفره می رفت .
الان که کلاهم را قاضی می کنم می بینم تقصیر خودم بود که ساده لوحانه کلید گنج خانه فکر و اندیشه ام را سفید امضا به دست او سپرده بودم و او هرانچه می خواست را به خورد ذهن پرسشگر من می داد.
یکی دو بار بعد از مناظره ها سوالات جدی در ذهنم پدید امد ، از او با احتیاط پرسیدم ، او با زیرکی جوابی مسخره امیز از استینش بیرون اورد و پرسشم را در نطفه خفه کرد.
خلاصه اوضاع بر این منوال گذشت و من در فضایی تک رنگ ، سبز سبز سبز سوار بر موج احساس و تصور و رویا پای صندوق سرنوشت رسیدم . باورم این بود که حتما کاندیدای من برنده است چون او طالب اجرای قانون است و از دیکتاتوری و قانون گریزی بیزار است . یادم می امد که در دوره نوجوانیم یار بارانی او که ان زمان رئیس جمهور بود ، مدام فریادش به اسمان بلند بود که : « زنده باد مخالف من » ویا این عبارت معروف که : « اجرای قانون بد ، بهتر از بی قانونی است.» ویا اینکه در سخنرانیهایش در مجامع بین المللی خطاب به رقبای داخلی اش فریاد می زد « اقلیت باید رای اکثریت را بپذیرند و خواسته انها را گردن نهند.» و ...
اخر مگر می شود کسی که این همه از قانون و اجرای ان و مسالمت و تسامح سخن می گفت را مردم نخواهند ؟ ! در ان روز سرنوشت باور من این بود که هرگز .
ساعت یازده شب ( که هنوز صندوقها باز نشده بود و تازه رای گیری به پایان می رسید ، محسن از طریق همان دوستان حزبی اش خبر اورد که : « سبز پیروز شد ، جشن بگیرید و پایکوبی کنید!! » در ان لحظه حقیقتش را بخواهید من هم همراه بچه ها دلی از عزا دراوردیم و... اما اکنون افسوس می خورم که چرا در ان لحظه با خود نیاندیشیدم که اخر از کجا این خبر امده ؟ اقای چیز که رقیبش را متهم به « خرافه پرستی » می کرد ! چطور الان خودش از درون صندوقهای لاک ومهر شده انهم، گسترده در سراسر کشورپهناور ایران ، اینقدر دقیق خبر می دهد؟!!! تنها یک را محتمل است و ان اینکه خود ایشان اهل خرافه باشد و با از ما بهتران سر و سری داشته باشدکه اینچنین در حضور خبر نگاران پیشگوئی می کند .
روز بعداز رای گیری ، زمانی که نتیجه رسمی اعلام شد ، اول شوکه شدم بعد دمق و نهایتا خیلی ناراحت و عصبانی . اخر تمام ساخته های ذهنی من در هم ریخته بود .باورم نمی شد . مگر ممکن بود مردم غیر از ان چیزی که من فکر می کردم تصمیم گرفته باشند ! هرکه را که من دیده بودم ، رنگ شده بود ، حتی امامزاده های کشور هم همه رنگ سبز را برای بیرق و ضریح خود برگزیده بودند . چطور ممکن بود مردم غیر از این را انتخاب کرده باشند!!؟
خلاصه شدم یک بشکه باروت و « محسن » جرقه را زد که « تقلب شده » . خودمانیم این محسن عجب اعجوبه ایست ، وقتی موتورش گرم می شود ، خودش هم دادستان است، هم وکیل مدافع و هم قاضی ! البته نمی دانم چرا پای اجرای حکم که می شود امثال من را جلو می اندازدوخودش بند جیم را اجرا می کند !؟
ان شب هم کف خیابان، پای شعله موتوری که در جلوی چشمان صاحب کتک خورده اش که ناله می کرد و می گفت: « من کارگر شهرداری ام ، به خانه بر می گشتم » داشت می سوخت ، ناگهان سختی قلوه سنگی را در دستم حس کردم ، صدای محسن را می شنیدم که فریاد می زد : « چرا ایستاده ای ؟ بزن . بشکن . »
اولش خواستم مثل همیشه دستور محسن را اجرا کنم اما لختی درنگ کردم ، چهره پدر زحمت کشم را در صورت خون الود ان مرد دیدم ، دستان پینه بسته عمو ودائی کشاورزم را در دستان لرزان و زخمی ان مرد دیدم ، نگاهم به پنجره خانه های اطراف افتاد خودم را در نگاه هراسان جوان کنکوری که در ان نیمه شب خود را برای امتحان سرنوشتش اماده می کرد دیدم ، با خودم گفتم سنگ را بر سر کدام یک بکوبم ؟ اینها همه خودم هستند وبستگانم .
در ان شب به خانه باز نگشتم و تا طلوع صبحی دیگر با خودم اندیشیدم و به خود گفتم: « کجای کار اشتباه کردی؟ »
کار تو که سنگ پرانی و فحاشی نبود ! تو جایگاهت حوزه فکر و اندیشه بود . تورا با اوباش و ارازل چه کار ؟!!
یادم امد که روز اول ورود به دانشگاه چه امال و ارزوهایی در سر می پروراندم . می خواستم دنیا را عوض کنم . می خواستم همه ظلمها و تباهیها را بر اندازم . قصد داشتم به دنبال عدالت باشم و ازادی را برای هموطنانم فراهم سازم . دلم می خواست پیشرفت خودم و جامعه ام را نظاره کنم و... اما حالا من را چه شده است که سر از کوی و برزن بی ادبی در اورده ام ؟
اخر من که به دنبال مدعیان قانون و قانونگرائی حرکت کردم . من که هنگام انتخاب ، انانی را برگزیدم که حرفشان این بود که : « ادب مرد به ز دولت اوست . » کجای کار اشتباه کردم که اینچنین سرنوشتی برایم رقم خورد؟
از ان شب که منتهی به « طلوع صبحی دیگر» شد ، من ماندم و فکر و اندیشه ازاد و فطرت حقیقت طلبم .
دانستم که من باید حقیقت را خودم دریابم.

*آقای موسوی سلام.
به عنوان فرزند و خواهر شهید می خواهم چیزی را به خدمتتان عرض کنم. آقای موسوی من به تو رای دادم. ولی این درست نیست که رای من گلوله شود برای براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و همین طور گلوله شود به سوی مساجد شهرم.
اکنون که تو را عین بنی صدر یافتم رایم را که به تو داده بودم پس می گیرم و آنرا با شاخه گلی از مهربانی تقدیم احمدی نژاد مهربان این یاور مظلومان و حامی مقام معظم رهبری می کنم.تو با فریب رای مرا و امثال مرا در دانشگاه برای خودت دزدیدی و حالا با آن گلوله درست کردی برای دریدن قلب جوانان وطنم .
خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست
حسین حسین شعار ماست شهادت افتخار ماست
فلاح از تهران

*نیروی انتظامی باید با شدت عمل با آشوبگران مقابله کند و میرحسین موسوی و دوستان و همدستانش را به عنوان سردسته اغتشاشگران دستگیر و مراجع قضایی آنها را محاکمه نمایند

*باید برای این آقا که با نام الله اکبر و نام های اسلامی یا حسین به میدان انتخابات ریاست جمهوری آمده و خیانت میکند اشد مجازات را تعین کرد.
سکوت نکنید و موسوی را به سزای اعمالش برسانید.
فرزند شهید

*جالب است آقای موسوی، مسوول تمام خونها وخسارات خود شمایید وبرای جانباختگان که خودکشته اید سوگواری می کنید واقعا خداوند چه زود دستهای پلید را رسوا می کند. این یک برنامه 90سیاسی زنده است که همه مردم آن را به وضوح می بینند

*زمستان میرودو روسیاهی به ذغال میماند. ایشان در مدیریت اول انقلاب چه کارهائی که نکرده است . چهره او غلط انداز است ومردم فکر میکردندآدم محترمی است.چون وی درشروع انقلاب با کجرویها انقلاب را به اینجا رسانده من لقب خشت اول را به او اعطا و لقب ثریا را نیز به دوست او خاتمی میدهم. خشت اول گرنهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج . باید برای حفظ انقلاب و تضمین آینده ای روشن به رئیس جمهور اجازه داد که این دیوار را خراب ودیواری صاف وقائم بنا کند . همانطور که دیدیم شفافیت وصداقت رمز پیشرفت است که باعث شد 40میلیون رای داده شود.

*موسوی مسئول دنیوی و اخروی مرگ هر ایرانی است. به هوش بیا اقای سبز .

*موسوی و همدستانش باید جواب خون جوانان ایران را بدهد

*باید اعلان عمومی شود تا کسانی که از این آقای ... شکایت دارند به فلان سایت مراجعه کنند و آقای هاشمی شاهرودی دستور پیگیری ودادگاهی موسوی را بدهد.
تا کی جوانان ما را تحریک می کند و تا کی فضای کشور را می خواهد ناامن کند وخودش وهمسرش در سد لتیان و در ویلای اختصاصی ... خوش گذرانی کند ؟
اگر راست می گفت آنروز که شورای نگهبان دعوت کرد مردانه می رفت

*با سلام
خواهشمند است به این بازی خاتمه ورزید

*خداوند رحمت کند ایت ا.. دستغیب را در یکی از سخنرانیها بحث زاهد مستجاب الدعوتی را مطرح کرد که نهایتا با کشتن دختر پادشاه در لحظه اخر در چوبه دار به سفارش شیطان با چشم بر او سجده کرد و تنها روزنه امیدی که به بخشش خدا بود را از دست داد وای بر احوال این دو اقا که با این حرکتها و خود رائیها و قدرت طلبیها اخرش به کجا خواهند رسید

*همش باعث این کشتار موسوی است باید جلوشو بگیرید

*نام موسوی به عنوان یک خائن به ملت در تاریخ نظام اسلامی ثبت خواهد شد.او مسئول خون تمام کسانی است که در این اغتشاشات جان خود را از دست دادند.اگر امام(ره) بودند حتما حکم دستگیری وی را شخصا صادر می کردند.خداوند به قلب مظلوم مقام معظم رهبری رحم کند که اینچنین توسط اراذل موسوی خون می شود.

*نیروی انتظامی و رهبری با اقدامات شجاعانه خود دلگرمی مردم را به خود بیشتر کردند .

*به جای نوشتن چنین مطالبی وایجاد تحریک و دعواهای سیاسی وخیابانی ، ضمن متقاعد کردن رئیس جمهور و وزیر کشور مجوزهای لازم را جهت برپایی تجمعات قانونی در مراکزخارج از شهر مانند استادیوم آزادی فراهم کنید تا ضمن اعتراض قانونمند ، بهانه را نیز از دست فرصت طلبان ومعاندین بگیرید .
این ایام می گذرد ولی دوستی دوستان واقعی نظام اسلامی بایستی پایدار بماند.
میر حسین سرمایه معنوی امام راحل و این کشور وخادم ملت بوده وبا این مطالب ارائه شده و تخریب ایشان ، سرمایه معنوی سالهای دفاع مقدس را به دست خودتان نابود نکنید .

*ما هم خسته شده ایم و مایلیم به زندگی عادی برگردیم. از این که مجبور باشیم ساعت معینی به خانه برگردیم و همه کارها نصفه و نیمه بماند خسته شدیم. کاش زودتر تمام شود...

*ساکاشولی ایران کور خونده اینجاکشور امام زمان است

*حق با موسوی است دولت باید خسارت مردم را بدهد و عوامل حمله به مردم و تجمعات باید محاکمه شوند

*به قول آن مثل قدیمی " تا مرد سخن نگفته باشد عیب وهنرش نهفته باشد " ای کاش آقای موسوی دهانش را باز نمیکرد تا خاطره نخست وزیری ایشان با همان جلد زرینی که امام و رهبری برای افکار و کارهای ایشان درست کرده بودند ، در اذهان باقی میماند و روزهای مکدر را نمیدیدیم این تحریکات را نمیدیدیم این بی اعتنایی به رهبری را نمیدیدیم این چراغ سبز به دشمنان را نمیدیدیم این هزینه کردن برای براندازی را نمیدیدیم و این حرفها را نمیشنیدیم

* ای میر حسین
تو اگر راست میگویی بیا در صداوسیما و مجددا مناظره کن البته در مورد انتخابات. که فکر کنم چیزهای باقیمانده ته زنبیلت رو خالی کنی

*کاری که منافقین دراول انقلاب با مردم کردند موسوی ویارانش مثل محمد خاتمی وغیره کردند وهیچ جایی درمیان مردم ایران ندارند وباید محاکمه بشوند.

*آقای موسوی شما از جون مردم چی میخوای چرا نمیزاری مردم به راحتی زندگی کنند چرا نمیزاری مردم آسایش خوبی داشته باشند همه مردم میدونن که ریشه اغتشاشات شما هستی دست از کارای غیر قانونی بردار . تا کی میخوای به این کارای غیر قانونی ادامه بدی خیلی متاسفم برات

*ما در دوران ریاست جمهوری مقام معظم رهبری مطالب فراوانی از نا فرمانیها و تخلفات آقای موسوی شنیده بودیم لکن باورش مشکل بود ولی متأسفانه برخوردهای ناشایست وغیر قانونی ایشان جای تردید نگذاشت وبما فهماند او یک عنصر خود خواه ومستکبر قانون گریز و مخالف با اصول قطعی نظام (که فلسفه تشکیل نظام اسلامی بود) میباشد که بامتهم کردن مسئولین خدوم نظام بالاخص رئیس جمهور محترم راه منافقین کوردل را می پیماید.

*واقعا باید میرحسین دستگیر و با او برخورد شود.

*کسی که ادعا میکند یار امام بوده پس چرا قلب مقام معظم رهبری را خون میکند

*در تعجبم چرا این آقا را دستگیر و محاکمه نمی کنند ؟ اگر قرار باشد دستش رو شود که تا کنون شده و همه رسوائی ها را به بار آورده است

*سلام
بنده به موسوی اگر بعنوان یک شهروند قبول دارد اعلام می کنم که ما از کارهای تو بدمان می آید و شاکر و خوشحالیم که انتخاب نشدی

*ما سوالمون اینه که چراموسوی رو بازداشت نمی کنند

*آقای موسوی باید بداند که مردم وکیل نیاز ندارند و خودشان آگاه هستند و خوب و بد را خوب تشخیص میدهند. آقای موسوی به دامان مردم و انقلاب برگرد! این را بدان که جریانات زمان بنی صدر در حال تکرار است.

*واقعا خجالت آوره بس کنید بخاطر پست و کرسی بیش از این مردم را به کشتن ندهید

*با تشکر از ایثار و زحمات نیروهای انتظامی و بسیج و مردم که امنیت را دوباره به تهران تقدیم کردند. آیا آقای موسوی تفاوت اعتراض و اغتشاش و خرابکاری را نمیداند واقعا متاسفم از عملکرد وی و خودبزرگ بینی های ایشان. امیدوارم با خلوص نیت و برای قرب الهی یک مروری به عملکرد خودش در این انتخابات داشته باشد.

*آقای موسوی، دیگر از رسم مردانگی خود دور می شوید و مردم را سپر بلای خود می کنید از لجاجت دست بردارید و خود را بیش ازاین ضایع نکنید قانون فصل الخطاب ادعای قانون گرائی تان باشد

*با سلام چرا دستگاه قضایی اقدام لازم را در این باره انجام نمی دهد ؟

*مسئولین محترم خبرگزاری فارس!
چرا مطالبی را که خوانندگان ارسال می کنند درج نمی کنید؟ حتما باید فرد ارسال کننده مطلب اسم و رسم داشته باشد تا مطلبش درج شود. من هم یک فوق لیسانس هستم که فقط اسم و رسم مرسوم در جامعه را ندارم.
مطلب زیر در مورد نئومنافقینی مثل موسوی است که امیدوارم درج کنید

یک نفر بیانات مقام معظم رهبری را برای موسوی ترجمه کند.

گمان می رود در خانه و اردوگاه موسوی کسی نیست چرا که در خانه اگر کس است یک حرف بس است. بیانات و اوامر دردمندانه مقام معظم رهبری در جمعه تاریخی تهران، چنان روشن و با قدرت بیان شد که که همه ملت از پیر و جوان و خرد و کلان آن را با جان و دل شنیدند و سرلوحه کار خود قرار دادند اما ظاهراً موسوی و حامیان قانون گریز و ولایت ستیزش هنوز در توهم اردوکشی های خیابانی سعی دارند حماسه تاریخی ملت را در 22 خرداد، در کف خیابان ها خدشه دار کنند. به نظر می رسد یک نفر باید بیانات مقام معظم رهبری را برای موسوی ترجمه کند تا آن وقت روشن شود که هنوز هم می خواهد در مقابل انقلاب بایستد و این چنین بر قانون ستیزی و محاربه با نظام اسلامی بپردازد؟!
بزرگان گفته اند آدم های کوچک دیگران را به زحمت می اندازند و آدم های بزرگ خودشان را و ما فهمیدیم چه کسانی در این مملکت بزرگند و چه کسانی کوچک.
مطمئن باشید که موسوی به اردوگاه دشمنان نظام پیوسته و بیانات مقام معظم رهبری در حمایت از ایشان تلاش های دردمندانه برای بازگرداندن ایشان به آغوش نظام بود اما با این روندی که در پیش گرفته بعید به نظر می رسد که از این منجلابی گرفتار شده بیرون آید. حیف از آن همه وقت گران بهایی که مقام معظم رهبری برای دیدار با ایشان صرف کردند و خودشان را به زحمت انداختند تا بلکه الفبای قانون گرایی را به ایشان بیاموزند اما افسوس که این ها مصداق اصابعهم فی اذانهم هستند.
بیانات موسوی چنان وقیحانه صادر میشود که همه به نیات سوء قانون گریزی و ولایت ستیزی او پی می برند. ندیدن این همه آشوب، اغتشاش، خسارات میلیاردی به اماکن عمومی و اموال مردم، کشته شدن دهها انسان بیگناه، به آتش کشیده شدن مساجد، مجروح و مصدوم شدن صدها مامور انتظامی و امنیتی و ... همه نشانه های بسیار روشنی هستند که در نتیجه اعمال برخی حامیان موسوی به جامعه ما تحمیل شده اما ظاهرا موسوی قرار نیست این همه نشانه های روشن از به آشوب کشیدن جامعه توسط خود و اطرافیان و حامیانش را ببیند و در توهم قدرت از دست رفته اش در پای صندوق های رای چنان غرق شده است که حتی تمام منافقین و معارضین قسم خورده انقلاب در خیابان های تهران به رژه روند، او آن ها را مردم مظلومی خواهد خواند که به نتیجه انتخابات معترض هستند.

* موسوی ملعبه بازیگران شبکه های بیگانه شده. دست رادان را می بوسم که با اخلال گران جدی بر خورد می نماید

*بنده با خیلی از کسانی که تشویق به آشوب و در گیری می کنند صحبت کرده ام در این چند روز با کمال تأسف اکثر آنها از اول در انتخاباتها شرکت نکرده اند و در این انتخابات هم بیشتر آنها شرکت نکرده اند به هر دلیلی با نظام مشکل دارند و آزادی می خواهند از نوع غربی آن که باید گفت که آیا اکثریت باید از شما تبعیت کنند یا شما از اکثریت؟ و موضوع بعدی این است که اینها فکر می کنند که اختلاف سلیقه یعنی قبول نداشتن نظام که کاملا " اشتباه می کنند بنده با تعدادی از دوستانم که به موسوی رای داده اند صحبت کردم در روزهای اخیر به دلیل عدم تبعیت از رهبری نظرشان از موسوی بر گشته است و متوجه سوء نیت آنها شده اند خداوند آنها را هدایت کند و به مسیر راستی و دوستی ایران و مردم و....نماید انشاا..

*منم قبول دارم اینها و غرب یک مشت تروریست هستند که باید عوامل این اشوب ها رو به جرم نفاق در ملاعام اعدام کنند

*واقعا موسوی ادم ... هست از یک طرف در گفته های خود به قانون اساسی تکیه می کند ولی خودش اصول قانون اساسی را قبول ندارد از جمله اصل ولایت فقیه و دیگر اصولی راجع به انتخابات وشورای نگهبان.
مسئولین هر چه سریعتر باید با این ادم برخورد کنند .من به عنوان یک فرد شهروند واقعا خونم بجوش می اید وقتی که این آقا صحبت یا بیانیه صادر می کند چطور می تواند این منافقین و ارازل و اوباش را همردیف شهدا قراردهد.

*بسیاری از بزرگان اخلاق دعایشان این بوده وهست که خدایا مارا عاقبت به خیر بگردان واقعا برای موسوی وخاتمی و.... متاسفم حالا که مردم انها را انتخاب نکرده اند به خاطر هوای نفس و علی رغم اینکه خودشان به خوبی می دانسته ومیدانند که مردم به او و دار ودسته اش رای نداده اند حرفهای خودش را زیر پا گذاشته و قانون واخلاق و عزت ایران را که دم از آن میزدند بازیچه جاه طلبی های خودش و خاتمی و.... کرده است خوب است به خود بیایند و از ملت شریف ایران عذر خواهی کنند شاید خداوند متعال گناه بزرگ انها را ببخشد

*اقای مهندس موسوی تو نه تنها در مقابل قانون ایستادگی می کنی بلکه در مقابل ولایت فقیه ایستادگی میکنی پس در مقابل نظام ایستاگی میکنی

*بسم الله

زمستون میره اما روسیاهیش به زغال میمونه.
اصلاحات آمریکایی با رای هوشیارانه مردم مرد.دست و پا زدن عده ای به قیمت ازبین رفتن امنیت نمیتونه اونو برگردونه.

*به نظر من که موسوی را باید به عنوان عامل اصلی قتل و اغتشاشات اخیر دستگیر و محاکمه کنند .خانواده مادر و دختری که در مهد کودک کشته شدند که خودشون علیه موسوی مدعی اند چگونه در امار اراذل و اوباش طرفدار موسوی جای می گیرند ایا اینگونه اظهار نظر موسوی وقاحت ندارد

*من هم به سهم خودم از این اقدام شجاعانه قانونی و مردم مدارانه نیروهای امنیتی تقدیر میکنم و امیدوارم تا بازگشت آرامش کامل این این وضع ادامه داشته باشد

*موسوی از مردم بعنوان ابزار جهت رسیدن به خواسته های که بیگانگان از موسوی و... خواسته اند استفاده می کند وخون بهای این همه خونها بعهده موسوی وخاتمی است

*بسمه تعالی
البته فراموش نکردیم که شگردهایی که منافقین درسالهای 60 از آن برای انحراف افکار عمومی استفاده میکردند تا مردم را درمقابل نظام قرار دهند . بنده به آقایان می گویم که این نحوه صحبت کردن دیگر رنگ باخته است .شاید چند روزی پشت این نقاب مخفی بمانید ولی مطمئن باشید که چهره واقعی شما هم مانند منافقین سال 60 برای مردم هویدا خواهد شد وآن وقت دیگر برگشت دیر است . پس تا دیر نشده خود را به صف نظام ملحق کنید وبه نصایح رهبر فرزانه انقلام گوش کنید واز راه قانون وارد شوید وگرنه باید پاسخگوی عمل خود باشید.

*اقایان تو روخدا سرچشمه را بخشکانید این رای ما به موسوی اشتباه بود قاطعانه برخورد کنید ما ارامش میخواهیم

*باید با عوامل اشوب برخورد شود

*از مقامات امنیتی درخواست داریم میر حسین موسوی را به عنوان رهبر اغتشاش گران دستگیر کند تا اقتدار نظام دیده شود.

*این میرحسین بعد از 7 روز تازه یک اسباب بازی پیدا کرده (اصل 27 قانون اساسی) اما یکی نیست بهش بگه : قانون اساسی یک اصل 40 هم داره.اون رو اول بخون بعد 27 رو تفسیر کن.

*من تا به حال گمان می کردم اغتشاشگران عمدتا ضد انقلاب هستند. اکنون که دیدم مساجد را نیز آتش زده اند، فهمیدم اینان ظاهرا ضد اسلام نیز هستند. از شما خواهش می کنم اطلاع رسانی کنید که برای شکایت از اغتشاشگران و در راس همه رهبر آنان موسوی چگونه باید اقدام کرد؟

*خدارا شکر که پرده ها افتاد و این مهره ی بی ظرفیت رییس جمهور کشورمان نگردید تا دستاوردهای انقلاب را یک شبه بر باد فنا دهد . به امید ظهور هر چه زودتر آقا امام زمان و ریشه کن نمودن ظلم و فساد توسط ایشان.

*به نام خدا - با تشکر از نیروهای نظامی ، انتظامی و مردمی که در برگرداندن امنیتِ صدمه دیده به جامعه؛ که از طرف تعدادی معدود،( البته نسبت به مردم طرفدار آرامش) خدشه دار شده بود ؛ نهایت تلاش و مجاهدت را نمودند.
با آرزوی هدایت برای کسانی که خود را مدعی قانون گرائی معرفی کردند ولی در عمل نشان دادند کمترین توجه را به قوانین جاری کشور و مجاری قانونی آن ندارند.

*مشکل این آقایان رای و تقلب و شورای نگهبان نیست ، مشکل این آقایان اسلام است ، اینها با اصل اسلام مشکل دارند ، کتاب گفتگوی تمدن های آقای خاتمی هم در همین راستا است ، در راستای محو اسلام از عرصه زندگی و جامعه ، اینها دیدند با تکیه بر فلسفه هرمنوتیک هایدگر و گادامر و با تکیه به سروش ها و تقسیم دین به شریعت و فهم از شریعت ، نمی توانند اسلام را از عرصه زندگی ها خارج کنند ، بنابراین دست به اغتشاش می زنند ، عاملان اغتشاش هم خود همینها هستند ، توصیه من به آقای موسوی این است که فریب اصلاح طلبها را نخورد ، اینها کسانی نیستند که پشت آقای موسوی را بگیرند ، اینها فکر کردند می توانند به اسلام صدمه ای بزنند ، دو سه تا رو علم کردند تا بیانه و فتوا بدهند ، با این کارشون ما را یاد جنگ صفین می اندازند که ای وای قرآن ، ای وای جنگ با قرآن ، ای بابا دوران قرآن بر نیزه کردن هم تمام شده است ، امروز ملت به علی مینگرند ، نه به نیزهای قرآن بر سر ، قطعا این بازی ها و این بیانیه های امثال موسوی و خاتمی و اون بابا که فتوا می دهد و می گوید که شرع چه گفته است ، هیچ کدام از روی دلسوزی برای اسلام نیست ، اینها دشمن اسلامند ، به هیچ جا هم نمی رسند ، اینها دارند در خشم خود میمیرند ، خدا چه زیبا فرموده : « موتوا بغیضکم » در خشم و نفرتتان بمیرید ، آری این است پیام خدای احد و واحد به امثال این آقایان ، پیام دیگر خدا به آنها این است که « زهق الباطل » باطل نابود شد ، اصلا باطل از همان بدو تولدش باطل شد ،در آخر می گویم که این واقعه فقط پالایش نظام است و این آقایان چهره اصلی خود را نشان می دهند و کار انقلاب اسلامی را در تشخیص دشمنانش ساده می کند ، دستشان درد نکند ، خدمت بزرگی کردند . ( مجید آقاخانی )

*نیروی انتظامی باید بداند که چه با این آشوبگران مدارا کند ویانه بهر حال مورد اتهام موسوی ودارو دسته اش قرار میگیرد بنابر این لازم است برخورد قاطعانه با این عوامل آشوب داشته باشد که در غیر این صورت اقتدارش از نظر مردم زیر سوال خواهد رفت

*ان شاءالله شکایات شهدا و امام از موسوی هم بماند برای روز جزا.

*من به سادگی این شخص یقین داشتم ولی الان کم کم دارم به نفاق او فکر می کنم.

*لطفاً نظر منم بزارین : من چند روزه کلافم اصلاً این حرفای موسوی همشون دروغ بوده هر چی گفته بر عکسش رو عمل کرده به احمدی نژاد گفته بود که شما مجموعه ای افراط ها و تفریط ها هستید و لی خدا وکیلی موسوی دیگه روی هیتلرم سفید کرده ما نفهمیدیم قانون رو دوست داره یا نه ، غیر قانونی تظاهرات میکنه بعد جالبه انتقاد میکنه که مجوز چرا نمی دین . هر انتقادی کرده بود خودش انجام داده گذاشته گردن احمدی نزاد جالب اینجاست که حالا بدهکارم شدیم غیر مستقیم میگه ما تو این اغتشاشات دخیلیم ، رو نیست که .... من میگم جناب آقای موسوی بی خیال شو شما با امام زمان داری میجنگی این مملکت مال امام زمانه فکر نکن داری حقتو می گیری خودتم میدونی که دروغ میگی، تو شهر کوچیک ما ، من خودم روز رای گیری از دوستام شنیدم که آقایون از جاهایی پیر مرد پیرزنهای بی سواد رو می آوردن برای موسوی رای بگیرن . البته شما مطمئنن می گین اینا از ما نیست از شما هستن . خدا شما رو به راه راست هدایت کنه. شما فوق العاده اید بخدا

*قبل از انتخابات همه از آقای سبز خاطره خوشی داشتند اما الان جز سیاهی چیزی برایش نمانده . این همان حکمت خداست.

*این رفتار های غیر قانونی آقای موسوی مظلومیت مقام معظم رهبری دردوران نخست وزیری موسوی وحقانیت آقای دکتراحمدی نژادرابه همگان نشان داد

*خوش بود گر محک تجربه آید به میان ...این روزها حوصله هیچ کاری را ندارم وهمه اش به خودم فحش میدهم که چرا رای دادم یا اینکه چرا به موسوی رای ندادم تا شاید رای می اورد والان اون 20هموطنم زنده بودند دیدین چکار سرمون اوردن وبا کشور اروممون چکار کردن واگذارت به جدت اقای موسوی

*دوستی قبل از انتخابات می گفت: کشور به حکیمانی خردمند نیاز دارد

حکیمانی خردمند!
شهر را به آتش کشیده
مردم سالاری را ارج نهاده
عزت جهانی برایمان به ارمغان آورده اند!
با شعار کرامت انسانی!
قانون گریزی نگران شان کرده است
و خواب روز و شب را از آنان گرفته است ...

*جناب آقای موسوی با سلام و احترام، آیا وقت آن نرسیده که شما از افراد و احزابی که در 8سال دوره به اصطلاح اصلاحات کشور، نظام، اسلام، امام، مردم و رهبری را به بیگانگان فروختند و رنگ ننگ را بر خود زدند تبری جویید و آیا واقعا وقت آن نرسیده تا شما نامه هایتان را به آنها ندهید تا آنها عقده هایشان را تحت قالب الفاظ رنگارنگ و عوام فریب و با امضای شما ننویسند و شما را به مقابله مستقیم با کلیت نظام اسلامی بکشانند؟ به امید بازگشت شما به خط قانون مداری

*با عرض تأسف باید گفت که نرود میخ آهنین درسنگ! در خانه اگر کس است یک حرف بس است! این آقا خودش را به اون راه زده! فکر کرده مردم نمی فهمند! دست پیش گرفته که پس نیفته! همه این چیزایی که گفتید می دونه اما نمی خواد قبول کنه! لهم قلوب لایفقهون بها...

*سلام
من طرفدار موسوی هستم و خواهم بود
اگه شما ها که میگین تقلب نشده پس چرا دوباره رای گیری نمی کنید؟
تا برای طرفداران موسوی ثابت بشه که تقلب نشده
فقط کاری کنید که بعدش پشیمون نشید
اگه الان کسی جلوی شما رو نگیره اخرت اونجا کسی هست که جلوی شما رو که می گیرد
از خدا میخوام که به همه انسانها سلامتی بده
همین
موفق باشین

*خدایا پیش تو توبه می کنم از رای دادن به این سید

*رهبرا از تو به یک اشاره
از ما به سر دویدن ...

آقای موسوی کاری نکنید که به سرنوشت کسانی دچار شوید که مجبور به فرار از کشور شدند !

*شما اگه واقعا " بی طرفید نظر منم بزارید.چرا صدا وسیما اینقدر سانسور میکنه و دروغ میگه ؟اگه ترسی نداره چرا نمیذاره موسوی بیاد و حرفاشو بزنه؟

*آقای موسوی قبل از انتخبات گفته بودند من یک اصلاح طلب اصولگرا هستم.می خواستم بدونم اگر در آمریکا یک نفر بگوید من جمهوریخواه دموکرات هستم چند نفر آدم عاقل بهش رای می دهد؟!

*این آقایون نگاهی به کشورهای اطراف بکنند ببینند که به علت نداشتن ولی فقیه به چه بلایی گرفتارند چرا نعمت را نمی دانند از آقای موسوی میخواهم از حصار تنگ اطرافیان بیایند بیرون و با عینک دیگری نگاه کنند.  


 

مقام سابق آمریکایی فاش کرد:
توطئه علیه انقلاب ایران با دلارهای آمریکایی

خبرگزاری فارس: یک سیاستمدار اسبق آمریکایی با اشاره به برنامه‌ریزی‌های آمریکا برای بهره‌گیری از تنش‌های بوجود آمده در ایران، خطاب به مدعیان تقلب در انتخابات ایران گفت: آیا شما باور می‌کنید که مردم ایران به کسی رای داده باشند که ایران را به کشوری تبدیل کند که تحت نفوذ آمریکا باشد؟

  

 

 

به نقل از پایگاه اینترنتی "کامن دریمز "، پل کریگ رابرتز، سیاستمدار سابق آمریکایی اخیرا با انتشار گزارشی تحلیلی به افشای نقش دولت آمریکا در طراحی آشوب‌های پس از انتخابات در ایران پرداخته که این گزارش مورد توجه وسیع نشریات انتقادی آمریکا قرار گرفته‌است.
رابرتز با بیان این مطلب که خاطره تلخ دخالت‌های پیشین آمریکا در تجربه‌های دموکراتیک ایرانیان، هنوز در ذهن این ملت باقی مانده است؛ این پرسش‌ها را مطرح کرد که " رسانه‌های آمریکایی به چه میزان به انتخابات کشورهایی مثل ژاپن، هند، آرژانتین و یا دیگر کشورها توجه نشان می‌دهند؟ " و یا "چه تعداد از مردم آمریکا و یا خبرنگاران آمریکایی می‌دانند که چه کسی در راس کشورهایی مثل انگلستان، فرانسه و یا آلمان است؟ چه کسی می‌تواند اسم رهبران سیاسی سویس، هلند، برزیل، ژاپن و یا حتی چین را نام ببرد؟ "
این در حالی است که هم‌اکنون بسیاری از آمریکاییان می‌دانند که رییس‌جمهور کنونی ایران، محمود احمدی‌نژاد است و این آگاهی به این خاطر است که رسانه‌های آمریکایی هر روز اقدام به ایجاد هجمه تبلیغاتی علیه احمدی‌نژاد می‌کنند و وی را خطرناک معرفی می‌کنند.
رابرتز سپس با اشاره به توافق تمامی مسئولین جمهوری اسلامی ایران در جلوگیری از نفوذ آمریکا می‌افزاید: بد جلوه دادن احمدی‌نژاد در رسانه‌های آمریکایی، نشان‌دهنده نادانی ایالات متحده آمریکا است. زیرا رییس‌جمهور ایران تنها تصمیم گیرنده این کشور نیست و هیچ یک از رهبران سیاسی ایران نمی‌خواهند که انقلاب ایران توسط پول‌های آمریکایی و در پوشش انقلاب‌های رنگین مورد آسیب قرار گیرد.
این دیپلمات سابق آمریکایی سپس به سوابق سیاه آمریکا در سرکوب نهضت‌های مردمی ایرانیان اشاره کرده و تصریح می‌کند: ایرانیان تجربه بسیار تلخی از دولت ایالات متحده دارند؛ اولین انتخابات دموکراتیک آنها که پس از خروج کشورشان از اشغال و وضعیت تجزیه در دهه 1950 میلادی برگزار شد، توسط دولت آمریکا محکوم به شکست شد؛ در حقیقت آمریکا به جای نمایندگان انتخاب شده توسط مردم یک دیکتاتور را به قدرت رساند که مخالفینی را که خواستار استقلال ایران و برکناری حاکمان دست نشانده آمریکا از قدرت بودند شکنجه می‌کرد و به قتل می‌رساند.
در ادامه این مقاله آمده: "آمریکای ابرقدرت "، هیچ گاه رهبران اسلامی ایران را به دلیل انقلاب این کشور در اواخر دهه 1970 میلادی نمی‌بخشد! زیرا این انقلاب موجب اخراج دولتی شد که در واقع دست نشانده و تحت نفوذ آمریکا بود. از سوی دیگر دانشجویان ایرانی پس از انقلاب کارکنان سفارت آمریکا را که بعدها " لانه جاسوسی " نام گرفت گروگان گرفتند و با به هم چسباندن اسناد خرد شده، مشارکت آمریکا در انهدام دموکراسی ایران را اثبات کردند.
این مقاله سپس با اشاره به دخالت‌های بی مورد آمریکا در انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر ایران می‌نویسد: رسانه‌های تحت کنترل دولت آمریکا که می‌توان آنها را وزارت تبلیغات و پروپاگاندای آمریکا نامید به انتخاب مجدد محمود احمدی‌نژاد واکنش نشان داده و با پخش بدون وقفه گزارش‌ها از اعتراضات داخلی ایران کوشید تا بروز تقلب در انتخابات ایران را به جهانیان القا کند.
اما رسانه‌های آمریکایی در حالی می‌کوشند انتخابات ایران را بدون هیچ دلیل و مدرکی بی‌اعتبار معرفی کنند که تنها واکنش این رسانه‌ها به تقلبات مستندی که در جریان اولین دور انتخاب جورج بوش به ریاست‌جمهوری آمریکا وجود داشت، رد این مطلب بود.
این سیاست‌مدار سابق آمریکایی در ادامه گزارش خود خاطرنشان می‌سازد: سران کشورهای وابسته‌ای همچون بریتانیای کبیر و آلمان نیز به خط عملیات تبلیغات روانی آمریکا وارد شده‌اند. بطوریکه دیوید میلیبند، وزیر خارجه بدنام انگلستان در دیدار وزرای اتحادیه اروپا در لوکزامبورگ، نسبت به صحت پیروزی احمدی‌نژاد ابراز تردید کرد.
رابرتز می‌افزاید: البته مشخص است که میلیبند هیچ منبع اطلاعاتی مستقلی ندارد و خیلی ساده دستورالعمل‌های واشنگتن را دنبال می‌کند، به طوریکه تنها به ادعای بدون پشتوانه کاندیدای شکست خورده انتخابات ایران استناد می‌کند؛ کاندیدایی که از سوی آمریکا بر احمدی‌نژاد ترجیح داده می‌شد.
از سوی دیگر آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان نیز از سفیر ایران خواست تا " شفافیت بیشتری " در انتخابات ایران ایجاد شود.
رابرتز سپس با اشاره به برخی اظهارات افراطی برخی گروه‌های تندروی آمریکایی که انتخابات ایران را کودتا نامیده بودند این سوال را مطرح کرد که منبع اطلاعاتی رسانه‌های آمریکایی و دولت‌‌های وابسته به آمریکا چیست؟ این دیپلمات سابق آمریکایی در پاسخ به این سوال می‌گوید: این منبع چیزی نیست جز اظهارات کاندیدای شکست خورده ایران که آمریکا نیز ترجیح می‌داد وی پیروز انتخابات ایران باشد.
این در حالی است که نتایج منتشر شده از نظرسنجی مستقل صورت گرفته توسط " مرکز غیرانتفاعی نظرسنجی عمومی " و موسسه " نیو امریکن فادنیشن "، چند هفته مانده به انتخابات ایران از برتری احمدی‌نژاد خبر داده بود. در بخشی از گزارش این نظرسنجی آمده: " متخصصان زیادی انتخابات ایران را غیرمعتبر و خدشه‌دار معرفی می‌کنند اما این در حالی است که نظرسنجی عمومی ما، سه هفته قبل از برگزاری انتخابات نشان داد که احمدی‌نژاد با در اختیار داشتن بیش از نیمی از آرا، از رقبای خود پیشی می‌گیرد.
نویسنده مقاله سپس با اشاره به کمک‌های آمریکا به اغتشاش‌گران در ایران می‌نویسد: گزارش‌های زیادی وجود دارد که از برنامه دولت آمریکا برای بی‌ثبات‌سازی ایران خبر می‌دهند. گزارش‌هایی وجود دارد که حاکی از کمک مالی دولت آمریکا به بمب‌گذاری و کشتار در داخل ایران است.
طبق یکی از این گزارش‌ها، ژنرال " میرزا اسلم بیگ "، رییس سابق ارتش پاکستان روز دوشنبه طی گفتگوی رادیویی اعلام کرد: اسناد بی چون و چرایی وجود دارد که از دخالت آمریکا در قضایای انتخابات ایران دلالت دارد. این " اسناد ثابت می‌کند که سازمان سیا، 400 میلیون دلار در داخل ایران به منظور بروز یک انقلاب مخملی پس از برگزاری انتخابات، هزینه کرده است. "
این دیپلمات سابق آمریکایی سپس با اشاره به برخی سوابق پیشین آمریکا در پیروزی انقلاب‌های مخملی در کشورهایی همچون گرجستان و اوکراین می‌نویسد: قطعا چنین احتمالی نیز مطرح است که کاندیدای شکست خورده ، یعنی میرحسین موسوی به عنوان اجرا کننده خواسته‌های آمریکا خریداری شده و پول دریافت کرده باشد.
این دیپلمات سابق سپس این سوال را مطرح می‌کند که: " آیا موسوی، و یا کاندیدای آمریکا در انتخابات ایران که بطور سختی نیز شکست خورده است، توسط واشنگتن انتخاب شده تا نقش یک حکمران دست نشانده آمریکا را در ایران بازی کند؟ "
دستیار سابق وزارت خزانه‌داری آمریکا می‌افزاید: در صورتی که از نقطه نظر عاقلانه به انتخابات ایران بنگریم باید از ایرانیان پرسید که اگر کشور شما از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی بطور مداوم تهدید به جنگ و یا حتی حمله هسته‌ای شود، آیا شما ترجیح می‌دهید که بهترین مدافع خود را رها کنید و کسی را انتخاب کنید که از سوی آمریکا و اسراییل ترجیح داده شده است؟
وی سپس خطاب به مدعیان تقلب در انتخابات ایران می‌گوید: آیا شما باور می‌کنید که مردم ایران به کسی رای داده باشند که ایران را به کشوری تبدیل کند که تحت نفوذ آمریکا باشد؟
رابرتز در بخش دیگری از گزارش خود با تاکید تاریخ کهن و فرهنگ بالای ایرانیان می‌نویسد: درصد کمی از جوانان ایرانی به دلیل برخی لذت‌جویی‌های شخصی، وابسته به غرب هستند که این افراد به راحتی توسط پول‌های آمریکا سازمان‌دهی می‌شوند تا با دولت ایران و موازین اسلامی این نظام به مخالفت بپردازند.
در حقیقت آمریکا از ایرانیان غرب‌گرا برای بی‌اعتبار ساختن انتخابات و دولت ایران بهره می‌برد.
وی با اشاره به این مطلب که نتیجه انتخابات ایران موجب سخت‌تر شدن کارهای اوباما شده است، می‌افزاید: من به عنوان کسی که تمامی قضایا را از داخل دولت آمریکا می‌بینم می‌گویم که باور دارم هدف نهایی آمریکا از بکارگیری رسانه‌های وابسته برای مخالف نشان دادن دولت ایران با مردم این کشور و بی‌اعتبار نشان دادن انتخابات ایران است. 


 

نشست هفتگی سخنگوی وزارت خارجه 2 و پایانی
CNN رسماً هک کردن سایت وزارت خارجه را آموزش می‌دهد

سخنگوی وزارت خارجه کشورمان با بیان اینکه CNN رسما نحوه هک کردن سایت وزارت خارجه و دولت ایران را آموزش می‌دهد، پرسید: آیا این جنگ سایبری با یک دولت مستقل توسط یک رسانه نیست؟ 


 

به گزارش خبرنگار سیاست خارجی، حسن قشقاوی سخنگوی وزارت خارجه کشورمان در ادامه نشست هفتگی خود با خبرنگاران در پاسخ به سؤالی درباره اظهارات نتانیاهو که خواستار زوال جمهوری اسلامی شده، گفت: رژیم صهیونیستی حداقل مثل بعضی از غربی‌ها به ظاهر سعی می‌کرد در چند روز قبل خیلی موضعی اتخاذ نکند اما از زمانی که احساس کردند اوضاع تحت کنترل است و آرامش حفظ می‌شود، از دیروز به میدان آمده و صهیونیست‌ها تحریکات مستقیم را برای مقابله با آرامش و ثبات در کشور آغاز کردند.
قشقاوی با تاکید بر اینکه اینها راه به جایی نخواهند برد، افزود: ملت ایران ظرفیت بلندی دارد و این انتخابات اولین انتخابات نیست.
وی با بیان اینکه به طور متوسط در 30 سال بعد از انقلاب هر سال یک بار انتخابات داشتیم، گفت: اینها بحث‌های خانوادگی است و همه در چارچوب خانواده بزرگ ایرانی هستند. با سازوکارهای قانونی دموکراتیک می‌توان مسائل را حل کرد و حل نیز خواهد شد.
سخنگوی وزارت خارجه درباره خسارات وارد آمده به نمایندگی‌های دیپلماتیک ایران در خارج از کشور و به ویژه آلمان و واکنش وزارت خارجه در این زمینه که سؤال یکی از خبرنگاران بود، اظهار داشت: سیستم نرم‌افزاری و کنترل امنیتی بر خلاف کشورهای جهان سوم در کشورهای اروپایی بسیار شدید است و آزادی بیان و رفتار در غرب تقریبا زیر صفر می‌باشد.
قشقاوی اضافه کرد: فکر نمی‌کنیم بدون نظر پلیس و هیئت حاکمه با توجه به کنترل‌های شدیدی که به بهانه مقابله با تروریسم و کله سیاه‌ها صورت می‌گیرد، کسی بتواند به یک مرکز دیپلماتیک حمله کند و این خلاف کنوانسیون‌های دیپلماتیک است و کشور پذیرنده موظف است آسایش و امنیت دیپلمات‌ها را حفظ کند.
سخنگوی وزارت خارجه با اشاره به برخورد دوگانه غربی‌ها در این زمینه اظهار داشت: در چارچوب‌های قانونی و حقوقی بین‌المللی اعتراض و اقدامات خود را صورت خواهیم داد.
وی در پاسخ به پرسشی در خصوص آراء ‌ایرانیان خارج از کشور با بیان اینکه هیچ چیز پنهانی وجود ندارد، گفت: آمار توسط وزارت کشور اعلام شده است.
سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به سؤال دیگری با اشاره به حضور 117 خبرنگار ثابت خارجی در تهران، خاطرنشان کرد: برخی از دخالت‌های رسانه‌ای آنها غیرقابل قبول است.
قشقاوی با بیان اینکه 2 سال قبل بعد از کشته شدن 2 نوجوان آفریقایی تبار در فرانسه حجم خشونت‌‌هایی که در پاریس و دیگر شهرها صورت گرفت، صدها برابر آن خشونتی بود که اذعان می‌کنند در تهران است، افزود: آیا BBC تحت عنوان بحران فرانسه نوشت. آیا CNN برنامه عادی خود را قطع کرد و در 24 ساعت 20 ساعت به بحران فرانسه پرداخت؟
وی با ذکر این نکته که CNN رسما نحوه هک کردن سایت وزارت خارجه و دولت ایران را آموزش می‌دهد، پرسید: آیا این جنگ سایبری با یک دولت مستقل توسط یک رسانه نیست؟ آیا این دخالت نیست آن هم به صورت یک ژورنالیسم کاملا غیرحرفه ای، عجولانه و شتابزده؟
به گفته سخنگوی وزارت خارجه آنها می‌خواهند ارتباط دولت با مردم قطع شود.
قشقاوی با بیان اینکه ستاد جنگ روانی در CNN و BBC تشکیل شده، ‌اظهار داشت: BBC فارسی و صدای آمریکا سردمدارانشان فرزندان کسانی هستند که خدمه عبدالبها در حیفا هستند. اینها رسماً فرزندان معنوی نتانیاهو و لیبرمن هستند و هدف‌شان تضعیف انسجام ملی است.
وی با بیان اینکه این برنامه مصوب در پارلمان انگلستان و کنگره آمریکا وجود دارد، خاطرنشان کرد: آنهایی که با آنها کار می‌کنند همه در این جهت هستند یا در جهت تضعیف انسجام ملی و یا تجزیه درازمدت و به برکت آگاهی ملت ایران چنین آرزویی را عملی نخواهند کرد.
خبرنگار دیگری پرسید که آیا اخراج سفرای برخی کشورهای غربی جزو گزینه‌های ایران است؟ که قشقاوی پاسخ داد: نفیا و اثباتا نمی‌توانم چنین چیزی را اعلام کنم.
یکی از خبرنگاران با بیان اینکه اتفاقات چند روز اخیر خیلی‌ها را آزرده از قشقاوی خواست که از نیروهای نظامی بخواهند حداکثر خویشتنداری را داشته باشند که وی در این باره گفت:‌ اولویت هر کشور توسعه یافته، دارای جامعه مدنی و سیستم دموکراتیک، «امنیت» است. آنچه مسلم است این است که هیچ گونه اقدام خشونت‌آمیز و حرکت نظامی به آن گونه وجود ندارد.
وی با بیان اینکه شاهد برخورد پلیس با مردم در کشورهای مدعی حقوق بشر بوده‌ایم، گفت: بیاید آن را با تحمل‌پذیری پلیس ایران مقایسه کنید. اگر کسی در غرب اقدام به تظاهرات غیرقانونی کند، محاسبه مالی می‌کنند ولی نسبت به ما برخورد گزینشی و استاندارد دوگانه دارند.
قشقاوی افزود: حساب یک مشت فرصت‌طلب با مجموعه ملت ایران که جزو خانواده ایران هستند، ‌فرق می‌کند و ما به تک تک آراء 40 میلیون ایرانی احترام می‌‌گذاریم و وزارت خارجه موضع بیطرفی در این زمینه دارد.
سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به سؤالی، افزود: غربی‌ها اقدام به مداخله می‌کنند و ما به عنوان وزارت خارجه اصلاً تمایلی نداریم در این بحث وارد شویم. براساس فرمایش پیغمبر اسلام و اصول اسلامی، «امنیت» مقدم بر انتخابات، دموکراسی و آزادی بیان است.
یکی از خبرنگاران به مصادره‌ دارایی‌های ایران توسط دولت انگلیس اشاره کرد که قشقاوی با بیان اینکه این خبر و اقدام جدید نیست، گفت:‌ بر اساس مکانیسم تحریمی که از نظر ما غیرقانونی و خلاف قواعد بین‌المللی است صورت گرفته و بعد از انتشار این خبر از سفارت ایران خواسته‌ایم که موضوع را بررسی و نتیجه را اعلام کند.
خبرنگاری در باره اقدامات ایران برای تامین نیازهای بهداشتی و درمانی عراق سؤال کرد که قشقاوی پاسخ داد: در تمام تبادل هیئت‌های عالیرتبه بین دو کشور موضوع گسترش همکاری‌ها و استفاده از امکانات ایران برای حل مشکلات برادران و خواهران عراقی‌ بخصوص در حوزه بهداشت و درمان مورد توجه و اهتمام جدی است.
سخنگوی وزارت خارجه با بیان اینکه در ایران امکانات فراوانی تحت عنوان توریسم‌درمانی وجود دارد، گفت: مساعدات خوبی به اتباع عراقی داده می‌شود. این موضوع در دستور کار است که بتوانیم با صدور تجهیزات و ساخت بیمارستان‌ها با همکاری عراق به مردم این کشور کمک کنیم. این امکان برای ما وجود دارد که مجروحین عراقی را بپذیریم البته بر اساس قرارداد باید به پیش برود.
سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به سؤال خبرنگاری در خصوص خواستگاری یکی از شاهزاده‌های سعودی از فائزه هاشمی و اینکه با توجه به اخبار مطرح شده مبنی بر دستگیری فائزه هاشمی روابط ایران با عربستان به چه نحو به پیش خواهد رفت و آیا وهابیت در ایران آزاد می‌شود؟ اظهار داشت:‌ ایشان همسر و فرزند دارد و فکر نمی‌کنم این حرف درستی باشد. 


 

ادبیات موسوی نشان می دهد که وی اعتقادی به قانون ومسیرهای قانونی ندارد
سخنگوی انجمن روزنامه نگاران مسلمان گفت: نوع ادبیات "میرحسین موسوی" نشان می دهد که ایشان علاقه مند به پیگیری امور از طریق خیابان ها هستند واعتقادی به قانون و مسیرهای قانونی ندارند.

به گزارش روز دوشنبه خبرنگار اجتماعی، "بیژن مقدم" در نشست خبری انجمن روزنامه نگاران مسلمان افزود: متاسفانه وقایع اخیر و بیانیه های صادره شده از سوی آقای موسوی نشان می دهند که وی به قانون اساسی هم وفادار نیست.
وی اظهار داشت: بیانیه های که به نام آقای موسوی صادر می شود نشان می دهد که ایشان اعتقادی به ساختارهای قانون اساسی کشور ندارند و حاصل این اعتقاد نیز اتفاقاتی است که در چند روز اخیر در کشور رخ داده و خسارت های که اموال عمومی و شخصی مردم وارد شده است.
مقدم با اشاره به انعطاف بالایی شورای نگهبان در خصوص رسیدگی به شکایات نامزدهای معترض در خصوص انتخابات دهم ریاست جمهوری،‌ افزود: فضای حاکم بر شورای نگهبان در بررسی اعتراضات، بازشماری حدود 10درصد صندوق ها بسیار خوب است و کارهای که در زمینه بررسی شکایات در این دوره از انتخابات برای رفع هرگونه شبهه احتمالی انجام شده در طول تاریح انقلاب اسلامی بی سابقه است.
وی با انتقاد جدی از "عدم حضور میرحسین موسوی در جلسه شورای نگهبان با این استدلال که نظراتش اثری ندارد"، اظهار داشت: این گونه اقدامات علامت سئوال جدی در مورد شخصیت آقای موسوی ایجاد کرده چراکه وی همواره براساس سوابق موجود و همچنین در دوران تبلیغات
تاکیدی جدی بر قانونمندی داشتند و دولت فعلی را دولتی قانون گریز می خواندند.
سخنگوی انجمن روزنامه نگاران مسلمان با اشاره به اینکه وقایع اخیر خسارت های فراوانی را متوجه مردم و کشور کرد، گفت: البته این وقایع برکاتی هم داشت و شخصیت واقعی میرحسین موسوی برعکس اظهارت ، سوابق و دیدگاه های گذشته وی بر همگان روشن شد.
وی در در پاسخ به سئوال خبرنگار در خصوص اینکه پس از فرمایشات مهم مقام معظم رهبری در نماز جمعه این هفته تهران، انتظار همگان از آقای موسوی چیست، خاطرنشان کرد: انتظار این است که آقای موسوی که زمینه ساز سواستفاده برخی از شرایط فعلی شده اند، با حرکتی هوشمندانه و هوشاری در مقابل دشمنان و بدخواهان این اقدامات را جبران کنند.
مقدم گفت: همه کسانی که در چارچوب انقلاب و نظام فکر می کنند، قلبا آرزو دارند موسوی را در خانواده انقلاب ببینند و این هم بستگی به خود آقای موسوی برای استفاده از فرصت باقیمانده در این روزهای تاریخی دارد.
سخنگوی انجمن روزنامه نگاران مسلمان همچنین افزود: درهمین ارتباط شخصیت های انقلاب و نظام نیز می توانند برغم دلخوری های که بعضا برایشان ایجاد شده، مانند همه صحته های پرمخاطره انقلاب نقش و وظیفه محوری خود را ایفا کنند که در این میان از آیت الله هاشمی رفسنجانی انتظار می رود با حضورشان به آرامش شرایط جامعه کنند.
مقدم همچنین در پاسخ به پرسش دیگر خبرنگار در خصوص اقدامات رسانه های خارجی در زمینه سازی برای ایجاد آشوب و اغتشاش در کشور، اظهار داشت: بخشی از اقدامات رسانه های غربی و آمریکایی در چارچوب وظیفه ذاتی آنها در جهت مخالفت و مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران است که سعی می کنند با بزرگنمایی مشکلات و رفتاری مداخله جویانه و تحریک آمیز، زمینه ادامه آشوب و اغتشاش در کشور را فراهم کنند.
مدیرمسئول روزنامه جام جم گفت: آنچه که در این میان مهم است فهم درست اتفاقات اخیر از سوی رسانه های داخلی است که بدانند اگر حقی وجود دارد نباید در پشت آن اراده باطلی شکل بگیرد و در پناه این حرف حق به حقوق شهروندان، بیت المال و کشور تعرض کرد.
مقدم با اشاره به اینکه حرف حق در این زمینه آزادی بیان و حق اعتراض برای نامزدهاست، افزود: اعترضا همیشه بوده و این هم یک حق است و اشکالی هم ندارد و براساس قانون اساسی و مسیرهای مشخص شده قانونی قابل شنیدن، بررسی و تحمل است، اعتراض به نحوه برگزاری انتخابات همواره بوده و در زمان امام راحل هم سابقه دارد و چیز جدیدی نیز نیست.
وی تاکید کرد: ولی امروز شرایط کاملا عوض شده و کسانی در خیابان ها به دنبال به اصطلاح رای خود هستند که اصلا در انتخابات شرکت نکرده اند و براساس خطوط هدایت شده دشمنان انقلاب به دنبال اشوب و درگیری و ایجاد تفرقه در میان مردم هستند.
مقدم افزود: امروز شاهدیم که ماهیت اعتراض به صورت کلی چه در داخل و خارج کشور عوض شده و این اقداملات با نیت و اهدافی خاص دنبال می شود که همگان به ویژه رسانه ها باید با حفظ هوشیاری و آرامش بخشی به جامعه، به وظیفه روشنگری خود عمل کنند.
وی اظهار داشت: از همین روست که می گوییم علامت سئوال جدی در برابر شخصیت میرحسین موسوی بوجود آمده که آیا ایشان قصد داشتند رییس جمهور نظامی شوند که با ساختارهای قانونی و قانون اساسی آن آشنا هستند و یا اینکه به دنبال این بودند که همه ساختارهای قانونی کشور را عوض کنند.
وی با اشاره به اظهارت و سوابق آقای موسوی در زمان مسدولیتشان و همچنین دوران تبلیغات انتخابات، افزود: ضروری است همگان مطالب و دیدگاه های وی را در خصوص ولاین فقیه مطالعه کنند که بخش عمده ای از این مطالب اعتقاد ایشان بوده که در تضاد جدی با رفتار امروزشان است.
به گفته وی، هنر این نیست که نظر ولایت فقیه را در مواردی که اختلافی وجود ندارد بپذیریم، هنر آن است نظر ایشان را زمانی که دارای اختلاف سلیقه هستیم پذیرا باشیم.
سخنگوی انجمن روزنامه نگاران مسلمان تصریح کرد: لازم است آقای موسوی پایبندی خود را به قانون اساسی و مبانی اعتقادی نظام را براساس سوابق گذشته خود به ویژه پس از فرمایشان مقام معظم رهبری به همگان نشان دهند.
وی با اشاره به اینکه اولین اصل برای ریاست جمهوری التزام به قانون اساسی است، افزود: رفتارهای اخیر آقای موسوی خلاف این موضوع را نشان می دهد و خیلی از افرادی که دلسوزانه و از روی اعتقاد از آقای موسوی حمایت کرده اند، امروز دچار چالش جدی شده اند.
این فعال سیاسی و رسانه ای کشور افزود: در این میان رسانه ها نقش مهمی در زمینه آرامش بخشیدن به جامعه و روشن کردن زوایای مختلف وقایع اخیر برای افکار عمومی دارند و باید در جهت ایجاد وحدت ملی و وفاق و همدلی در کشور گام بردارند.
وی با تقدیر از اقدام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در اخراج خبرنگار شبکه بی بی سی از کشور، گفت: این رسانه در چارچوب فعالیت های قانونی رسانه ای، نقش موثری افزایش تنش ها و شورش های خیابانی را برعهده گرفته بود. 

 
                                           وقاحت هر چه تمام تر  
                      روز به روز چهره ی منافقانه شان بیشتر برملا می شود‌ ! 
                                              خوب است بدانید : 
          
                آقای خامنه ای! مردم شما را سر جای تان می نشانند - ابراهیم نبوی
 
جناب آقای سید علی خامنه ای
اظهارات امروز شما همه اتفاقات رخ یافته روزهای اخیر را متوجه حضرتعالی می کند. از سوی دیگر دیروز اعلام شد که سرکار خانم رجایی، همسر شهید رجایی، نخست وزیر و رئیس جمهور محبوب آیت الله خمینی را در حرم حضرت معصومه دستگیر کرده اند و وی را به زندان برده اند، چرا که او نیز مانند میلیونها ایرانی دیگر به ظلم و بی عدالتی که بر این ملت رفته است، اعتراض کرده بود و دولت تحت امر شما صدای او را هم نتوانست تحمل کند. حق نخست وزیر محبوب آیت الله خمینی و نخست وزیر سابق خودتان بر اساس شواهد بسیار و قرائن بیشمار، در انتخاباتی پرشکوه و بی نظیر غصب شده و شما پیش از آنکه حتی پیرمردهای منصوب خودتان انتخابات را تائید کنند، بی صبرانه بر دروغی بزرگ مهر تائید زدید و با همین کار، هم از وظیفه قانونی تان تخلف کردید و هم شرط " عدل" را که از شروط اصلی ولی فقیه است، زیر پا نهادید. اینها همه به کنار، سووالی بزرگتر مطرح است، شما می دانید چه می کنید؟ می دانید به کجا می روید؟

آقای خامنه ای!
مرا به عنوان یکی از نویسندگان سرشناس ایرانی می شناسند، برخی بر این کلمه " خوب" را هم می افزایند، یکی از اینها روحانی شریفی است که هفت سالی قبل که از زندان بیرون آمده بودم گفته بود "آقا گفته اند تو و فلانی نویسنده های خوبی هستید، چرا نمی نویسید؟" و این زمانی بود که تازه از زندان بیرون آمده بودم به جرم نوشتن و روزگارم بخاطر حفظ حرمت همان قلمی که خدای به آن قسم خورده بود و قاضی شما بی حرمتش کرده بود، ویران بود و هنوزم بر این باور بودم که قلمم می تواند جز هدیه کردن لبخندی به ملت شاید کاری دیگر هم بتواند بکند. خوانده بودم روایت شاعرانه و مسحور کننده عبدالفتاح عبدالمقصود را از زندگی " علی بن ابیطالب" و قصد کرده بودم که سه چهار سالی از زندگی ام را بگذارم برای نوشتن زندگی امام حسین. 
این وسوسه تنها در من کافر نبود که سرگذشت آن بزرگان را بسیاری از هم قبیلگان من نوشته اند، از همان عبدالفتاح عبدالمقصود بگیر تا شاعران و نویسندگان بزرگ ایران و عرب و حتی نویسنده بزرگ ایرانی مرحوم غلامحسین ساعدی که می خواست " مقتل" را بنویسد و ما همگی بیش از آنکه اهل شریعت باشیم، سرگشتگانی بودیم که با خدای خویش عاشقانه به مهر و قهر بودیم، نه چون رفقای شما که بندگی و بردگی منش و روش شان در مواجهه با خدای است. من به قول آن پیر، بینوا بندگی سربه راه نبودم، و راه بهشت مینوی من بزروی طوع و خاکساری دیگران نبود، اما جای آفتاب را می دانستم و کلمه را می شناختم و می دانستم که آن کسی می تواند راوی شرق باشد که خورشید عشق در دلش طلوعی کرده باشد، نه آنان که تمام روحشان را شب گرفته است و کلمات شان غروب می کند وقتی که روایت را آغاز می کنند. اما نشد، نشد و نشد آن کار که بشود. داروغگان و شحنگان دستگاه داغ و درفش چنان کردند که رخت بر بستیم از وحشت زندان سکندر و خراجات سنگین تان را هم تاب نیاوردیم و حالا گرفتاری ماست و این غول های بیابان. که می بینید هر چه باشند از آن راهزنان خیابانی چکمه پوش و چماق به دست شریف تر اند. 
باری، شرح خویش را دادن مقصد من نیست، اما بهانه ای است که فراموش نکنید که کدام کس با شما سخن می گوید. چند سالی قبل نیز کاری کرده بودید و من نیز به خشم چیزی نوشته بودم و اسباب زحمت برای من شد و چنان که گفته اند اسباب کینه برای شما. که می گویند کینه های تان سخت است و از دل برون نمی رود، وقتی که آمد. و لابد باید که باز حکایت این روزها را می شنیدم و تصویرش را که در هر رسانه بازتابیده می دیدم و لب سکوت به دندان می گزیدم و راه خاموشی برمی گزیدم...... اما و اما، که این بار گوئی کار چنان از دست بشده است که سکوت معنا نمی دهد، وقتی سه میلیون نفر نفرت شان از بی عدالتی و ظلم را در حد فاصل انقلاب و آزادی در سینه حبس می کنند و تنها به اشارت انگشت داستان پیروزی دزدیده شده شان را می گویند. 

خون را بنا نبود بریزید که ریختید و حد را بنا بود نگه دارید که نگه نداشتید و حرمت را بنا بود حفظ کنید که بی حرمتی کردید و با بی انصافی و بی هیچ عدالتی حق ملتی را پایمال کردید. پایمال کردید حق میلیونها آدم را و بعد مرد دروغگوی شهر بی شرمانه یک ملت بزرگ و شریف را " خس و خاشاک" نامید، همو که غلام حلقه بگوشی بود و خریدیدش، به قیمت فروختن همه آنان که از بزرگان آن قبیله بودند. نمی گویم که عقل، نمی گویم که عدل، نمی گویم که شرافت، نمی گویم که درایت، نمی گویم که هشیاری، نمی گویم که مصلحت داری، نه، اینها را بگذاریم و بگذریم، می پرسم که قیمت را چرا درست حساب نکردید؟ 
می گویند هر چیزی قیمتی دارد، و می گویند هر چه بگیری چیزی می دهی. حساب نکردید این که می گیرید قیمتش چقدر است در مقابل همه آنچه می دهید؟ این غلام بچه ای که در بازار مکاره دروغ و فریب مفت هم گران است، به چه قیمت خریدید؟ به قیمت سرشکستن و زبان بریدن و زخم زدن بر تن ملت خودتان؟ به قیمت کشته شدن خلقی شریف و مردمی آزاده که تنها حق شان را بر اساس قول خودتان می خواهند؟ به قیمت طعن و لعن و نفرین میلیونها انسان که از ترس قداره بندهای چکمه پوش و ریشوهای بی ریشه قمه به دست و نفر بر های ضد شورش در سکوت راه می روند و هیچ نمی گویند تا حداقل در این ساعات سکوت کمی به خودتان فکر کنید؟ 
این غلام بچه را خریدید به قیمت به آسمان رفتن صدای آلله اکبر میلیونها آدمی که حق شان را ظالمانه نقض می کنید؟ یک بی لیاقت بی ادب را چون موجودی وحشی به جان این ملت انداختید و سگان را رها کردید و سنگ های بنای حکومت خودتان را بستید و رئیس مجلس خبرگان تان را در حصر نگه داشتید؟ حداقل حق همسایگی ده بیست ساله و رفاقت چهل ساله با هاشمی را نگه می داشتید، یعنی واقعا به هیچ رفیقی نیاز ندارید؟ آن شنیدم که گفته اید آنان که به خیابان می آیند مسوول جان شان خودشان هستند، چرا؟ آیا خیابان های کشور ملک طلق مرحوم ابوی شماست؟ آیا مردم حق ندارند در خیابانهای شهر از حق شان دفاع کنند؟

آقای خامنه ای!
شما که به آخرت اعتقاد دارید! نمی خواهم به روزهای محشری که در تهران به راه افتاده فکر کنید، به روز محشر آن جهان که باور دارید؟ نمی خواهم به آشکار شدن اسرار یک دروغ ساده لوحانه که ملتی باورش نمی کنند و سرانجام آشکار خواهد شد باور کنید، حداقل به " یوم تبلی السرائر" که اعتقاد دارید؟ چطور می توانید در آن قیامتی که لابد باورش دارید با استاد و معلم تان آیت الله خمینی مواجه شوید و بگوئید که تمام اهل بیت اش را از بیت تان راندید؟ و هر که او از خود می شمرد، جزو غیرخودی ها بشمار آوردید؟ چطور می توانید با او مواجه شوید و بگوئید که در حکومت عدل شما همسر رئیس جمهور محبوب او رجایی را زندانی کردید؟ چطور می توانید با او مواجه شوید و بگوئید حق نخست وزیر او را که محبوب ترین رجل اجرایی کشور نزد آیت الله خمینی بود، انکار کردید و حق مرد صدیقی مانند موسوی را پایمال کردید و دروغگویی چاپلوس را بناحق به جایش گماردید؟ 
چطور می توانید با او مواجه شوید و بگوئید که هاشمی رفسنجانی را که امین ترین اصحاب خمینی بود، در حکومت تان دزد خواندند و فرزندانش را ممنوع الخروج کردند و شما هیچ نگفتید و خوشحال هم شدید؟ چطور می توانید با سردارانی که برای دفاع از ایران در جنگ بشهادت رسیدند مواجه شوید و به آنها بگوئید که خانواده های آنان که امانت شان نزدتان بودند، از خود راندید و مشتی دروغگوی ریاکار را به آنها ترجیح دادید؟ چطور می توانید به آیت الله خمینی بگوئید که بهترین شاگردانش را در تنگنا گذاشتید و یک مشت روحانی قدرت طلب را تنها به این دلیل که شما را دوست می داشتند، بر آنان ترجیح دادید؟ لابد زمانی هست که تا پیش از آن روز به همه این سووالات پاسخ بدهید. شاید به من بگویند که همچون منی که به هیچ چیز اعتقاد ندارم چرا نگران شمایم، نه، من نگران شما نیستم، فقط می خواهم بگویم که همه چیز به این آسانی تمام نخواهد شد. آنها که بارگه داد بودند، از ایوان مدائن شان هیچ نماند، شما می خواهید با این خیابان پاستور چه کنید؟

جناب خامنه ای!
در این روزها صداهایی در شهر بلند است. بشنوید. سی سال قبل مردی دیگر بر صندلی اقتدار این کشور نشسته بود که صدای ملت را دیر شنید، دیر شنید و وقتی شنید قول داد که انتخابات بعدی را عادلانه برگزار کند. اما کار به جایی رسید که برای یافتن گوری هم در این دنیای پر قبرستان سرگردان بود. البته چنان کرده ایم و کرده اید که مردمانی برایش دایم آرزوی آمرزش می کنند و صدبار توبه می کنند که چرا چنان کردند. اما وقت همیشه نیست. گاهی پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد. وقتی توفان آغاز شد، نه از تاک نشان می ماند و نه از تاک نشان. من نگران تغییر حکومت نیستم، نگران خونهایی هستم که ریخته خواهد شد، اگرچه اکنون نیز خون بر سنگفرش های خیابان نشسته است. از عاقبت ظلم بترسید. 
ظلم را مردمان برنمی تابند، آتش شان می زنید زبانه می کشند، می زنیدشان فریاد می زنند، بر سرشان می ریزید رودی می شوند و جاری می شوند و کاری می شود که دیگر از هیچ کاره ای هیچ کاری نیاید. با ظلم حکومت کردن نمی شاید. شاید گفتنش بد نباشد و این سخن را هرگز فراموش نکنید که آن بیت، حصن حصینی نیست که تا ابد آباد بماند و آن حرم را چنان محترم نگاه نداشته اید که وقتی شمشیردارتان همه را بزند، مردمان مقیم حرم بمانند. حکومت جمهوری اسلامی از مسیری دشوار گذشته است، باور نکنید که هماره و با هر ظلمی که بر مردمان برود، تسلیم و رام می مانند. در این انتخابات از صد نفر از بزرگان همین حکومت حداقل هفتاد نفرشان پشت سر میرحسین موسوی بودند و به زحمت بیست نفرشان پشت سر احمدی نژاد، مردم به موسوی رای دادند، شما با تائید تقلب بزرگ انتخابات چنان کردید که هفتاد درصد حکومت هم توسط خودتان حذف شده است. بترسید که اگر هر فرمانی بدهید، حتی اعضای نزدیک به شما هم امرتان را مطاع ندانند.

آقای خامنه ای!
آنچه در این انتخابات رخ داد، تنها یک دروغ بزرگ نبود. دروغی چنان بزرگ و موهن که اثباتش از انکارش بسیار ساده تر است. آنچه مردم را عصبانی کرد و به خیابان کشید، وقاحت و بیشرمی بی حد رئیس جمهور در انکار همه واقعیت ها جلوی دوربین تلویزیون بود، او بدون اینکه به شعور مردم احترام بگذارد، حتی به قدرت محاسبه ریاضی مردم هم بی احترامی کرد. آنچه در این انتخابات مردم را عصبانی کرد این بود که رئیس جمهور اینقدر ارزان رای و فکر مردم را می خواست بخرد. آنچه در این انتخابات مردم را عصبانی کرد این بود که او به چشم مردم هم دروغ گفت و به آنان گفت چیزی را که می بینند اتفاق نیفتاده است. آنچه در این انتخابات اتفاق افتاد این نبود که چرا در شمارش آرای مردم تقلب شد، این بود که چرا آرای مردم اصلا شمارش نشد. آنچه مردم را عصبانی کرده است این است که رئیس جمهور میلیونها ایرانی مخالف خودش را خس و خاشاک نامیده است. آقای خامنه ای! ما آدمیم، خس و خاشاک نیستیم.
از سوی دیگر آنچه در این انتخابات رخ داد این بود که بعد از ۲۸ سال به روی جمعیت خیابانی شلیک شد، فقط بخاطر اینکه آنان حق قانونی شان را می خواستند. پلیس مردمی را کشت که در کمال سکوت و آرامش چهار ساعت در خیابان راه رفته بودند. شوربختانه دولت در این چهار سال آنقدر پول نفت داشته است که همه اراذل و اوباش را به لباس شخصی های دولتی تبدیل کرده است. آنها هستند که با قمه و باطوم به جان مردم افتاده اند. 
در این انتخابات حرمت شهدای جنگ هم شکسته شد، حرمت کسانی که مردم آموخته بودند که آن بزرگان فداکار حافظ ناموس مردم بودند. در این انتخابات حرمت روحانیت و مرجعیت هم شکسته شد. ما به این حرمت نیاز داشتیم و داریم، همیشه باید خانه ای باشد که بتوان از دست ظلم به آن پناه برد. آنچه در این انتخابات رخ داد این بود که به ۲۶ سال از زندگی سی ساله جمهوری اسلامی و به تمام رهبران آن، جز شخص شما، بی احترامی شد. و البته تاریخ به یاد ندارد که حکومتی چنین با خود بیرحمی کرده باشد، تنها بخاطر اینکه انتخاب شخصی دیگر را تاب نمی آورد. آقای عزیز! آنچه بی حرمت شد چنان بزرگ است که براحتی نمی توان از آن گذشت. اما از همه چیز مهم تر این است که شما، با حرمت شکنی روحانیت و دانشگاه و ملت و مجلس و انقلاب و جمهوری اسلامی خودتان را بی حرمت کردید، آیا ادامه عمر دولت احمدی نژاد ارزش این همه بی حرمتی را داشت؟ آیا بخاطر این دولت بی لیاقت که هر روز میلیونها نفر نفرینش می کنند، تا کجا حاضرید بمانید؟

آقای خامنه ای!
بسیاری از سرداران جنگ، بزرگانی اند که حاضر نیستند دروغی به این بزرگی را بپذیرند، آنها اوباش گردن کلفت نیروی ضد شورش نیستند که مثل سگ هار به جان ملت بیفتند، مطمئن باشید در روزی که دور نیست، آنان در کنار مردم خواهند ایستاد. آنانی که بخش از جان شان را برای دفاع از ملت فدیه کرده اند، روبروی ملت نمی ایستند. کارکنان دولت نیز غلامان حلقه به گوش رئیس جمهور نیستند، حتی به کارکنان وزارت اطلاعات تان هم اعتماد نکنید، آنها هم حاضر نیستند از دروغی به این بزرگی دفاع کنند. و از همه مهم تر ملتی هستند که راه خیابان ها را یاد گرفته اند. این ملت دیگر از هیچ کس نمی ترسند. 
متاسفانه یا خوشبختانه چنان راه حضور همه رسانه ها را بسته اید که دیگر هیچ صدایی جز صدای ملت در شهر شنیده نمی شود. نه صدای آمریکا، نه صدای انگلیس، نه صدای اسرائیل و نه حتی صدای روشنفکران، فقط صدای پارازیت دولت حاکم بر رسانه هاست. اما صدای مردم بلند است، بلند تا آسمان. به چه زبان باید بگویند؟ در شعارها می گویند، نمی شنوید؟ سه میلیون نفر با سکوت و انگشت های نشانه شده حرف می زنند، نمی شنوید؟ بر کاغذهایی که در دست شان است، می نویسند، نمی خوانید؟ بر دیوارهای شهر نظرشان را نوشته اند، نمی بینید؟ آیا شبها صدای مرگ بر دیکتاتور و الله اکبر را نمی شنوید؟ چگونه باید بگویند تا بشنوید؟ آنان حق شان را می خواهند، آنها به مردی که یک سال وزیر خارجه و هشت سال نخست وزیر دوران جنگ و بیست سال عضو مهم ترین ارکان قدرت بود، با شادمانی تمام رای داده اند و حالا هم حاضرند تا پای جان از رای شان دفاع کنند. آنها برای دفاع از عدالت شهید داده اند. نمی بینید؟
کاری که باید بکنید کاری ساده است، باید حق مردم را به آنان برگردانید، همان چیزی که هر انسان شریفی از آن دفاع می کند. انتخابات را باید باطل کنید تا مردم آزادانه انتخاب شان را بکنند. این همه چیزی است که مردم می خواهند، اگر این را ندهید، آن وقت ممکن است مجبور بشوید چیزهای بزرگتری را بدهید. مردم ایران با شنیدن خطبه های نماز جمعه شما عصبانی و خشمگین شده اند ولی متانت شان را از دست نمی دهند، آنان به راهپیمایی های گسترده شان ادامه می دهند. آنها بدون نفرت و خشم حق شان را می گیرند. آقای خامنه ای! مردم بزرگوار ایران قدرتمند تر از آن هستند که فرض می کنید، آنها به خیابان آمده اند، در خیابان می مانند، حق شان را می گیرند و شما را هم سر جای خودتان می نشانند. 
در جهان گورستانهای بی شماری است که در آن مردانی خفته اند از قبیله سیاست، که چیزی شبیه به همین حرف های شما را زده اند، آنان یک چیز را فراموش کرده بودند، و آن اینکه شترهای مرگ در کاخ و بیت رهبران هم می خوابند. هیتلر و استالین و پل پت و لنین و شاه و آیت الله خمینی مردند، شما هم بالاخره می میرید. وقتی مرگ بزرگان فرا می رسد دو واکنش در عموم مردم ایجاد می شود، گروهی برمزار مرد بزرگ می گریند و گروهی دیگر نفرینی ابدی را نثارش می کنند. 
آقای عزیز! تا مرگ نرسیده است و دچار نفرین ابدی مردم نشدید، حرف تان را پس بگیرید و بگذارید همان خامنه ای معمولی باشید، آدمی که مردم او را یک آدم بی قدرت، پر کینه و بدون موضع مشخص می دانند، یک رهبر ضعیف که شاید بشود تحملش کرد. اما اگر هوس کنید که ادای بزرگتر از خودتان را در بیاورید و دستور کشتن بدهید، ما باورتان نمی کنیم، شما این کاره نیستید برادر. مردم هم اینقدر ترسو نیستند، مردم ایستاده اند و اگر باد بکارید توفان مردم را درو خواهید کرد. 

                                         
تلویزیون العربیه و علیرضا نوری زاده 
علیرضا نوری زاده که سال ها در اسراییل زندگی کرده و اکنون ساکن لندن است و برای سرویس های امنیتی اسرائیل و انگلیس کار میکند مهره اصلی ارتباط لندن ، تل اویو و العربیه در امور ایران است. نوری زاده که پس از یک رسوائی اخلاقی در مقابل دوربین یک شبکه تلویزیونی ، مجبور به کناره گیری از کار رسانه ای شده بود 
 
هدایت خبری شبکه العربیه توسط اسرائیل
شبکه تلویزیونی العربیه که توسط حکام فاسد سعودی و در راستای اهداف صهیونیست ها در منطقه خاورمیانه راه اندازی شده ، در هفته های اخیر بر شدت فعالیت هایش علیه منافع ملی کشورمان افزوده است.
مدیران این شبکه خبری ارتباط خوبی با اسرائیل دارند . العربیه که از حمایت مالی یهودیان عرب برخوردار است ضربه به جمهوری اسلامی را در راس برنامه های خود قرار داده است.
ارتباط مستقیم با گروههای تروریستی منطقه مانند القاعده. ریگی، منافقین و ..در اخبار این شبکه خبری کاملا آشکار است.
استفاده از نام مجعول برای خلیج فارس از دیگر حرکات مذبوحانه این شبکه تلویزیونی است.
 
العربیه در جریان جنگ غزه به عنوان ستون پنجم برای اسرائیل عمل میکرد و موقعیت نیروهای مقاومت را به اسرائیلی ها گزارش میداد و همین امر باعث دستگیری و اخراج خبرنگار العربیه از منطقه غزه شد.
برخی منابع عربی در منطقه ، از خبرنگاران العربیه در مناطق  مختلف خاورمیانه از جمله ایران به عنوان جاسوسان اسرائیل ( در پوشش خبری) نام میبرند.

العربیه برای ایفای نقش خود در مورد ایران از عناصر مورد وثوق اسرائیل و انگلستان استفاده میکند.

علیرضا نوری زاده که سال ها در اسراییل زندگی کرده و اکنون ساکن لندن است و برای سرویس های امنیتی اسرائیل و انگلیس کار میکند مهره اصلی ارتباط لندن ، تل اویو و العربیه در امور ایران است.

نوری زاده که پس از یک رسوائی اخلاقی در مقابل دوربین یک شبکه تلویزیونی ، مجبور به کناره گیری از کار رسانه ای شده بود ، با تلاش بی بی سی و صدای آمریکا واسرائیل  برای خوش خدمتی به اربابان صهیونیست اش به عرصه رسانه ای بازگشت.

نوری زاده از خبرنگاران روزنامه های زنجیره ای در دوران خاتمی که اکنون در خارج از کشور زندگی میکنند به عنوان منبع استفاده میکند.تا اخبار ایران را با استفاده از سر پل های ارتباطی اش در تهران و لندن، در اختیار  دستگاههای اطلاعاتی اسرائیل و انگلیسی قرار دهد.

وی علاوه بر انعکاس اکاذیب  به عنوان خبرواقعی در این شبکه تلویزیونی و حضور دربرنامه های تفسیر خبری در مورد ایران ، شناسایی عناصر مطلوب برای تهیه خبر و گزارش از ایران را بعهده دارد.
نوری زادهای اخیر اخبار راست و دروغ آشوب های تهران را از روی وبلاگ های فارسی در نقاط مختلف دنیا برداشت کرده و پس از ترجمه به عنوان اخبار ویژه در اختیار اتاق خبر العربیه قرار میدهد.

برخی عوامل نا آگاه در تهران بطور غیر مستقیم در خدمت العربیه هستند.

ماشاا.. شمس الواعظین روزنامه نگار ساکن تهران و   همچنین محمد علی ابطحی( مسئول دفتر سابق خاتمی) از جمله کسانی هستند که مورد توجه العربیه قرار دارد و در مصاحبه های مستقیم وتلفنی از آنان استفاده میشود.

این شبکه خبری از ماشا ا... شمس الواعظین به عنوان دکتر! شمس الواعظین "کارشناس مرکز مطالعات خاورمیانه " نام میبرد!!!! 

                             فرح دیبا هم با اغتشاشگران ابراز همدردی کرد   
 
همسر شاه مخلوع ایران با ارسال پیامی که در شماره روز دوشنبه روزنامه "بیلد" آلمان چاپ شده است،با آشوبگران و اغتشاشگران در در ایران ابراز همدردی کرد.

در این پیام کوتاه آمده است: من با افرادی که توسط پلیس کتک می خوردند ، اظهار همدردی می کنم.
همچنین "مینو براتی" چهارمین همسر "یوشکا فیشر" وزیر خارجه پیشین المان نیز در پیامی در باره اتفاقات اخیر در ایران با ادعای اینکه مردم این کشور تغییر می خواهند، مردم ایران را به ناآرامی و خونریزی بیشتر دعوت کرده است ". 

 
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 31 خرداد ماه سال 1388 ساعت 19:07

 

نامه سرگشاده یک حقوقدان برجسته خطاب به میر حسین موسوی

 

متن این نامه به شرح ذیل است:
بسم الله الرحمن الرحیم
"مصادیق بارز جرائم میرحسین موسوی "
"الفتنة اشدّ من القتل " (سوره بقره آیه 191)
جناب آقای مهندس میرحسین موسوی - کاندیدای محترم ریاست جمهوری
با سلام و احترام؛
خلق حماسه شکوهمند و کم‌نظیر 22 خرداد 88 بدون شک از مقدرات الهی و الطاف رحمانی خداوند تبارک و تعالی است که بر ملت ایران نازل گردید و با هدایتهای داهیانه مقام معظم رهبری - دام‌ظله‌ العالی - به دست ملت غیور و فهیم ایران اسلامی به وقوع پیوست و همچون برگ زرینی در تاریخ پرافتخار انقلاب اسلامی می‌درخشد. حماسه‌ای که بیش از پیش بر عظمت و قدر و منزلت ملت در نزد جهانیان افزود و مایه مباهات دوستان انقلاب اسلامی و مسلمین و مستضعفین جهان شد و دشمنان قسم خورده را بیش از همیشه مأیوس و درمانده کرد.
شکی نیست که شما نیز با شرکت خود به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری در این انتخابات، سهم قابل ملاحظه‌ای در خلق این حماسه عظیم‌ داشته‌اید؛ لکن متأسفانه اعمال، گفتار و مواضع شما و دوستانتان بعد از انتخابات و به خصوص اصرار و پافشاری غیرقانونی شما در اعتراض به اعلام اولیه نتایج انتخابات از طریق کانالهای غیر حقوقی برخلاف قوانین مصرح موضوعه کشور و از راه تحریض و تحریک هوادارانتان به برپایی تظاهرات و اعتراضهای خیابانی، خسارات جبران‌ناپذیر و هزینه‌های سنگین را بر کشور تحمیل نمود که جبران آن به سادگی و به زودی ممکن نبوده و شاید غیر ممکن باشد.
این حوادث خسارات سنگین مادی و معنوی به بار آورد که بدون شک مقصر و عامل اصلی آنها شما هستید. خساراتی چون: ایجاد بدبینی در کسر عظیمی از مردم به صداقت نظام اسلامی و خدشه وارد نمودن به وجاهت انقلاب اسلامی در نزد جهانیان، تألمات روحی قاطبه مردم و مؤمنین، تلخ نمودن کام ملت پس از شیرینی شرکت در انتخابات و ایجاد ترس و دلهره و ناامنی در بسیاری از مردم کشور که این اقدامات غیرقانونی موجبات فعالیت گروهی از محارب و مفاسد را نیز فراهم گردانید تا دست تطاول به سوی بیت‌‌المال و اموال عمومی و خصوصی دراز نموده و با به آتش کشیدن و غارت اماکن و اموال عمومی و خصوصی و سرقت از آنها به مدت یک هفته، کشور را ناامن نمایند تا بدانجا که عده‌ای از مردم عزیز کشور را نیز به قتل رسانده و مجروح نمایند.
شما خواسته‌ یا ناخواسته، در بسیاری از موارد مباشر یا معاون در ارتکاب جرائمی هستید که در این مدت در شهرهای مختلف کشور، بخصوص شهر تهران به وقوع پیوسته است. گرچه خسارات معنوی که اعمال و رفتار و گفتار شما برای کشور به بار آورده قابل جبران نمی‌باشد. اما اعمال شما طبق قانون مجازات اسلامی جرم بوده و توسط دستگاه قضایی قابل پیگیری است که خوبست شما که مدعی قانون‌گرایی هستید به آنها توجه نمایید.
اهم این جرایم عبارتند از:
1- مباشرت در برهم زدن امنیت کشور موضوع ماده 498 قانون مجازات اسلامی
حرکات غیرقانونی شما که با دادن اطلاعیه از هواداران خود می‌خواهید با نماد خاص و به صورت غیرقانونی و بدون کسب مجوز از مقامات ذی‌صلاح، به خیابانها بریزند و خود نیز با حضور در این مجامع موجبات تحریک و تشویق بیشتر قانون‌شکنان را فراهم می‌نمایید از مصادیق بارز برهم زدن امنیت کشور موضوع ماده 498 قانون مجازات اسلامی است. مطابق این ماده: "هرکس با هر مرامی، دسته، جمعیت یا شعبه، جمعیتی بیش از دو نفر در داخل یا خارج از کشور تحت هر اسم یا عنوان تشکیل دهد یا اداره نماید که هدف آن برهم زدن امنیت کشور باشد و محارب شناخته نشود به حبس از 2 تا 10 سال محکوم می‌شود. "
2- مباشرت در اجتماع و تبانی در ارتکاب جرائم
مطابق ماده 610 قانون مجازات اسلامی "هرگاه دو نفر یا بیشتر اجتماع و تبانی نمایند که جرایمی بر ضد امنیت داخلی یا خارجی کشور مرتکب شوند یا وسایل ارتکاب آن را فراهم نمایند در صورتی که عنوان محارب بر آنان صادق نباشد به 2 تا 5 سال حبس محکوم خواهند شد. "
3- مباشرت در افتراء و توهین و هتک حرمت اشخاص
شما در موارد متعدد و با استفاده از الفاظی چون‌ "شعبده‌بازی دست‌اندرکاران انتخابات و صداوسیما "، "صحنه‌آرایی خطرناک "، "متصدیان بی‌امانت "، "توجیه‌گریان دروغگو "، "متقلبان "، "خائن به آرای مردم "، "برنامه‌ریزی پشت پرده برای دستکاری در انتخابات " و.... در اطلاعیه‌هایتان، اقدام به هتک حرمت مقامات مسئول در انتخابات، موضوع مواد 609، 697 و 698 قانون مجازات اسلامی نموده‌اید. مطابق ماده 609 قانون مجازات اسلامی "هرکس با توجه به سمت، یکی از رؤسای سه قوه یا معاونان رئیس جمهور یا وزرا یا یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا نمایندگان مجلس خبرگان یا اعضای شورای نگهبان یا قضات یا اعضای دیوان محاسبات یا کارکنان وزارتخانه‌ها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و شهرداریها در حال انجام وظیفه یا به سبب آن توهین نماید به 3 تا 6 ماه حبس و یا تا 74 ضربه شلاق و یا 50 هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم می‌شود. "
مطابق ماده 697 قانون مجازات اسلامی "هرکس به وسیله اوراق چاپی یا خطی یا به وسیله درج در روزنامه و جراید یا نطق در مجامع یا به هر وسیله دیگر، به کسی امری را صریحاً نسبت دهد یا آنها را منتشر نماید که مطابق قانون آن امر جرم محسوب می‌شود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت نماید جز در مواردی که موجب حد است به یک ماه تا یک سال حبس و تا 74 ضربه شلاق یا یکی از آنها حسب مورد محکوم خواهد شد. "
ماده 698 قانون مجازات اسلامی: "هرکس به قصد اضرار به غیر یا تشویق اذهان عمومی یا مقامات رسمی به وسیله نامه یا شکواییه یا مراسلات یا عرایض یا گزارش یا توزیع هرگونه اوراق چاپی یا خطی با امضا یا بدون امضا اکاذیبی را اظهار نماید یا با همان مقاصد اعمالی را برخلاف حقیقت رأساً به عنوان نقل قول به شخص حقیقی یا حقوقی یا مقامات رسمی تصریحاً یا تلویحاً نسبت دهد اعم از اینکه از طریق مزبور به نحوی از انحاء ضرر مادی یا معنوی به غیر وارد شود یا نه علاوه بر اعاده حیثیت در صورت امکان، باید به حبس از 2 ماه تا 2 سال و یا شلاق تا 74 ضربه محکوم شود. "
4- مباشرت و معاونت در تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران
شما با برپایی تظاهرات غیر قانونی و ایراد سخنان خلاف واقع علیه نظام و ایراد اتهامات متعدد و در بیانیه‌های خویش مانند "طرح بازی بزرگ توسط مقامات "، "حاکمیت دروغ و استبداد "، "روند پرمخاطره "، "تخلفات و کارشکنی‌های متعدد و نارسایی‌های گسترده "، "تزلزل ارکان نظام "، وجود "توجیه‌گران دروغگو " در نیروهای مؤثر نظام، "برخوردهای غیرقانونی و خشونت‌بار با منتقدان " منجر به مصدومیت و شهادت هموطنان، "اقدامات وحشیانه در کشتار مردم "، "برخوردهای سبعانه " و "حمله به بانکها و ادارات و اموال مردم توسط اصحاب "، "تقلب و دروغ برای تکمیل طرح خود " هم مباشرت در تبلیغ علیه نظام اسلامی می‌نماید و هم با فراهم آوردن خوراک تبلیغاتی برای شبکه‌های خبری رسانه‌های خارجی و دشمنان نظام آنان را در ارتکاب این جرم معاونت می‌نمایید.
مطابق ماده 500 قانون مجازات اسلامی "هرکس علیه نظام جمهوری اسلامی ایران یا به نفع گروهها و سازمانهای مخالف نظام به هر نحو فعالیت تبلیغی نماید به حبس از 3 ماه تا یکسال محکوم خواهد شد. " و طبق بند 3 ماده 43 ذیل قانون "هرکس عالماً عامداً وقوع جرم را تسهیل کند " معاون جرم محسوب می‌شود.
5- مباشرت و معاونت در اخلال نظم و آسایش و آرامش عمومی و ممانعت از کسب و کار
با توجه به اینکه تجمعات شما بدون مجوز قانونی بوده و موجب اخلال در نظم و کسب و کار مردم می‌گردد از مصادیق بارز ماده 618 قانون مجازات اسلامی می‌باشد که مطابق آن "هر کس با هیاهو و جنجال و حرکات غیر متعارف یا تعرض به افراد موجب اخلال نظم و آسایش و آرامش عمومی گردد یا مردم را از کسب و کار باز دارد به حبس از 3 ماه تا یکسال و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد " و مطابق ماده 620 همین قانون اگر به صورت دسته جمعی واقع شود مرتکب به حداکثر مجازات مقرر محکوم خواهد شد.
6- معاونت در محاربه و افساد فی‌الارض
مطابق ماده 183 قانون مجازات اسلامی "هر کس که برای ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم دست به اسلحه ببرد، محارب و مفسد فی‌الارض می‌باشد " و طبق تبصره 3 این ماده "میان سلاح سرد و سلاح گرم فرقی نیست. "
هم‌چنین مطابق ماده 187 همین قانون "هر فرد یا گروهی که طرح براندازی حکومت اسلامی را بریزد و برای این منظور اسلحه و مواد منفجره تهیه کند و نیز کسانی که با آگاهی و اختیار امکانات مالی مؤثر یا وسایل و اسباب کار و سلاح در اختیار آنها بگذارند محارب و مفسد فی‌الارض می‌باشند " و نیز مطابق ماده 687 قانون فوق‌الذکر "هر کس در وسایل و تأسیسات مورد استفاده عمومی از قبیل شبکه‌های آب و فاضلاب، برق، نفت، گاز، پست و تلگراف و تلفن و مراکز فرکانس و مایکروویر (مخابرات) و رادیو تلویزیون و متعلقات مربوط به آنها اعم از سد و کانال و انشعاب لوله‌کشی و نیروگاههای برق و خطوط انتقال نیرو و مخابرات (کابلهای هوایی یا زمینی یا نوری) و دستگاههای تولید و توزیع و انتقال آنها که به هزینه یا سرمایه دولت یا با سرمایه مشترک دولت و بخش غیردولتی یا توسط بخش خصوصی برای استفاده عمومی ایجاد شده و همچنین در علایم راهنمایی و رانندگی و سایر علائمی که به منظور حفظ جان اشخاص یا تأمین تأسیسات فوق یا شوارع و جاده) نصب شده است، مرتکب تخریب یا ایجاد حریق یا از کار انداختن یا هر نوع خرابکاری دیگر شود بدون آنکه منظور او اخلال در نظم و امنیت عمومی باشد به حبس از 3 تا 10 سال محکوم خواهد شد. "
که بنا بر تبصره یک همین ماده "در صورتی که اعمال مذکور به منظور اخلاق در نظم و امنیت جامعه و مقابله با حکومت اسلامی باشد مجازات محارب را خواهد داشت "
از آنجا که تمامی جرائم فوق‌ به وقوع پیوسته است لذا جنابعالی نیز که با اصرار و تأثیرات متعدد مبنی بر پیگیری اعتراض خود از طرق غیرقانونی و با آگاهی از عواقب کار و عمل غیر قانونی خود وقوع این جرائم را تسهیل نموده‌اید،‌معاون در جرائم مذکور محسوب می‌شوید.
7- معاونت در اخلال در نظم جامعه و ایجاد خوف موضوع تبصره‌های مولد 203 و 208 قانون مجازات اسلامی
8- معاونت در منازعه موضوع ماده 615 قانون مجازات اسلامی
9- معاونت در احراق و تخریب و اتلاف اموال موضوع مواد 675 الی 671 قانون مجازات اسلامی
ممکن است ایراد شود که برای تحقق معاونت در جرم "وحدت قصد " با مباشر جرم ضرورت دارد که باید اشاره نماییم که تکرار یک عمل توسط جنابعالی، با وجود اطلاع‌ از امکان بروز حوادث مجرمانه، و نیز اعلام شما مبنی براینکه حاضرید همه گونه هزینه‌ای را بپردازید می‌تواند قرینه‌‌ای بر قاصد بودن شما باشد.
در پایان، امیدوارم با اندکی تأمل و تجدیدنظر در رفتارهای خویش که شاید خسارت آن کمتر از 8 سال جنگ تحمیلی عراق و استکبار جهانی علیه کشورمان نباشد، دوباره به آغوش نظام اسلامی بازگشته و به جبران اشتباهات خویش بپردازید که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: "حاسبوا قبل ان تحاسبوا " 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 31 خرداد ماه سال 1388 ساعت 18:57

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم 

بسم الله الرحمن الرحیم 

فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا ...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 30 خرداد ماه سال 1388 ساعت 02:21

باس‌زاده مشکینی گفت: تاکنون هیچ گروهی بر اساس قانون مصوب برگزاری تجمعات، برای راهپیمایی درخواست مجوز نکرده و بر همین اساس برای هیچ گروهی مجوز راهپیمایی و تشکیل تجمع صادر نشده است. 

 

 

محمود عباس‌زاده مشکینی مدیر کل سیاسی وزارت کشور در گفتگو با خبرنگار سیاسی، برپایی راهپیمایی و تشکیل تجمعات را از حقوق قانونی گروه‌های دارای مجوز دانست و اظهار داشت: گروه‌هایی که از کمیسیون ماده 10 احزاب مجوز گرفته باشند می‌توانند طبق ماده 30 ، 31 و 32 آئین نامه اجرایی قانون احزاب که مصوبه 9 تیر 61 است، در کشور تجمع و یا راهپیمایی داشته باشند.
وی در ادامه به ماده 30 این قانون اشاره کرد و گفت: طبق ماده 30، تقاضای برگزاری راهپیمایی و اجتماعات باید یک هفته قبل از موعد برگزاری آن به صورت کتبی و حضورا توسط نماینده رسمی و معرفی شده آن گروه به وزارت کشور تسلیم شود.
مدیر کل سیاسی وزارت کشوردر ادامه اظهار داشت: بر اساس ماده 31 این قانون گروه‌ها موظف هستند برای انجام راهپیمایی و یا تشکیل تجمعات، تعهدی مبنی بر عدم حمل سلاح و عدم اخلال نسبت به مبانی اسلام و امنیت کشور به وزارت کشور تسلیم کنند.
عباس‌زاده مشکینی در ادامه به ماده 32 این قانون اشاره کرد و گفت: گروه‌ها موظف هستند قبل از انجام راهپیمایی و یا تشکیل اجتماعات خود و در زمان تسلیم درخواست حضوری‌شان موارد ذیل را مشخص کرده و مدارک لازم را به مسئولین ارائه دهند؛
الف- موضوع راهپیمایی و یا اجتماع و هدف از آن
ب- تاریخی برگزاری و ساعت آغاز و پایان آن
ج- مسیر راهپیمایی و ابتدای و انتهای آن
د- محل سخنرانی و قرائت قطعنامه پایانی
ه- مشخصات کامل مسئولین اجرایی و انتظامات مراسم با معرفی کتبی از گروه مربوطه
و- سخنرانان و موضوع سخنرانی
ظ- شعارهای راهپیمایی
خ- یک نسخه از قطعنامه تهیه شده
ح- یک نسخه از طرح و شیوه انتظامات داخلی
وی با اشاره به موارد فوق اظهار داشت: هیچ گروهی بر طبق این قاعده حضورا درخواست مجوز راهپیمایی نکرده است، چون اصولا درخواست‌ها باید حضوری باشد تا در کمیسیون ماده 10 احزاب طرح شده و بعد در مورد آن تصمیم‌گیری شود.
مدیر کل سیاسی وزارت کشور در خصوص اخبار منتشر شده بر روی برخی از سایت‌‌ها مبنی بر ارائه درخواست برگزاری مجوز راهپیمایی در روز شنبه 30 خرداد، یادآور شد: یک سری برگه‌هایی به فرمانداری‌ها فکس شده که غالبا مشکوک، غیر معتبر، غیر مستند و بدون تاریخ، آرم و شماره هستند و حتی برخی از این درخواست‌های مخدوش در روزهای تعطیل مثل عصر روز پنجشنبه به فرمانداری تهران فکس شده است که به دلیل عدم حضور متقاضی، اساساً قابل بررسی نیستند.
عباس‌زاده مشکینی در پایان با بیان اینکه این برگه‌ها تنها برای فرار از پاسخگویی و فرار از قانون ارائه می‌شود، تاکید کرد: طبق قانون و آئین‌نامه مصوب، تاکنون کسی حضورا برای درخواست مجوز به وزارت کشور مراجعه نکرده است. 
 

 


 

عضو برجسته دفتر حضرت امام خمینی(ره) با بیان اینکه نظر رهبر فرزانه انقلاب فصل‌الخطاب است، تأکید کرد: ‌هر نوع تخطی از کلمه به کلمه سخنان رهبر انقلاب گناه بزرگ، خیانت به اسلام و جمهوری اسلامی و راه امام(ره) ، شهدا و خون شهداست.  

 

 

 

حجت‌الاسلام والمسلمین محمد حسن رحیمیان عضو برجسته دفتر حضرت امام خمینی(ره) در گفتگو با خبرنگار سیاسی با بیان اینکه انتخابات 22 خرداد به عنوان یک حماسه بزرگ تاریخی در جمهوری اسلامی ایران ثبت شد و در این جهت هیچ شبهه‌ای نیست، اظهار داشت: بالاترین درصد مشارکت مردمی در دنیا یعنی مشارکت 85 درصدی در انتخابات 22 خرداد شکل گرفت و مردم به کاندیداهایی که مورد تأئید جمهوری اسلامی بودند، رأی دادند، یعنی این رأی، رأی به جمهوری اسلامی بود.
وی تأکید کرد: دشمن در برابر این حماسه بزرگ شوکه شده و به همین جهت به هر دسیسه‌ای برای لوث کردن، زیر سوال بردن و ضربه زدن به این حماسه و تشکیک در انتخابات دست می‌زند.
این عضو دفتر حضرت امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه متأسفانه برای اولین بار در این دوره شاهد آن بودیم که افرادی که در این انتخابات رأی نیاوردند، به جای تمکین به را‌هکارهای قانونی، راهکارهای دیگری را مطرح کردند که موجبات سوءاستفاده دشمنان را فراهم کرد، افزود: جریان‌های نفوذی زیر سایه این افراد و گروه‌ها و در امتداد حرکت‌های آنها کارهای بسیار ناشاسیتی را مرتکب شدند و متأسفانه در چند شب گذشته شاهد فجایعی مانند به آتش کشیدن اماکن عمومی، ماشین‌ها، اموال بیت‌المال و کارهای زشت دیگری از این قبیل بودیم. البته یقین داریم کسانی که این رفتارهای زشت را مرتکب می‌شوند، طرفداران کاندیداها و به دنبال مصالح انقلاب و نظام نیستند بلکه یقینا آنها از دشمنان اسلام و انقلاب و جمهوری اسلامی و دشمنان همین کاندیداها خط می‌گیرند.
رحیمیان در ادامه با اشاره به فرمایشات امروز مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز جمعه تهران، نظر رهبر انقلاب را فصل‌الخطاب توصیف و تأکید کرد: بعد از صحبت امروز مقام معظم رهبری، از نظر قانون و شرع مقدس اسلام و بر اساس تفکر امام(ره) و تأکیدات ایشان، همه اقشار، گروه‌ها و جناح‌ها که خود را متعلق به انقلاب و اسلام و راه امام می‌دانند، اینجا باید امتحان خود را پس داده و با تبعیت محض از مقام معظم رهبری وفاداری خود را به راه امام(ره) نشان دهند؛ چرا که امام فرمود "پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد. "
وی با تأکید بر اینکه امروز هر نوع تخطی از کلمه به کلمه سخنان رهبر انقلاب گناه بزرگ، خیانت به اسلام و جمهوری اسلامی و راه امام(ره) و شهدا و خون شهداست، خاطرنشان کرد:‌ از فردای امروز و بعد از سخنان مقام معظم رهبری می‌توانیم وفاداران به راه امام(ره) را از خائنین و کسانی که از منافقین و بیگانگان خط می‌گیرند، شناسایی کنیم.
این عضو دفتر حضرت امام خمینی(ره) در پایان تصریح کرد:‌ هر گونه حرکت خارج از مدار رهنمودهای مقام معظم رهبری، خلاف شرع، عقل و قانون است و یقینا ملت ایران هر کسی که از این چارچوب تخطی کند را از خود طرد کرده و هر فرد و جریانی که خلاف رهنمودهای رهبر معظم انقلاب حرکت کند را در جامعه خود مرده به حساب می‌آورند.  


 شیخ‌الاسلامی گفت: در ماجراهای اخیر که همه فعالین عرصه انتخابات، نامزدها، طرفداران و ستادهای آنان از درون خانواده انقلاب و مدعیان تبعیت از رهبری هستند، شایسته است که امتثال امر خود از سخنان مقام معظم رهبری را در نماز جمعه تهران را اظهار کنند. 

 

 

عبدالرضا شیخ الاسلامی رئیس دفتر رئیس جمهور در گفت و گو با خبرنگار سیاسی با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران از حضور باشکوه و تاریخی ملت ایران در انتخابات دهم ریاست جمهوری تشکر کرد و گفت: رهبر معظم انقلاب امروز در نماز جمعه همه مطالب را مطرح کرده و در حقیقت بسته‌ای کامل از همه نکات و جهات را بیان فرمودند.
وی افزود: با این سخنان بسیار منطقی، قانونی، هوشمندانه و کامل رهبر معظم انقلاب همه گروه ها جناح‌ها و افراد تکلیف خود را فهمیدند و قطعا فرمایش ایشان فصل الخطاب است.
شیخ الاسلامی ادامه داد:همیشه همه مطالب، پیام‌ها و مواضع مقام معظم رهبری به عنوان ختم ماجراها است و همه باید به آن گردن بنهند به خصوص در ماجراهای اخیر که همه فعالین عرصه انتخابات، نامزدها، طرفداران و ستادهای آنان از درون خانواده انقلاب و مدعیان تبعیت از رهبری هستند شایسته است که امتثال امر خود از سخنان مقام معظم رهبری را در نماز جمعه تهران را اظهار کنند.  


 

 سخنگوی دولت گفت: سخنان ارزشمند و تعیین کننده رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه تهران فصل الخطاب و اتمام حجت بود. 

 

 

غلامحسین الهام در گفتگو با خبرنگار سیاسی، در پاسخ به سوالی درباره سخنان مهم مقام معظم رهبری در نمازجمعه تهران، گفت: سخنان ارزشمند و تعیین کننده رهبری فصل الخطاب و اتمام حجت بود و اجتماع عظیم ملت در نماز جمعه تهران و در کلیه استانها، مهر تایید بر اعتماد متقابل نظام و مردم بود که در شرایط امروز مصداق بارز آن سلامت انتخابات است.
وی افزود: رهبر معظم انقلاب به نکته بسیار دقیقی توجه دادند و آن اینکه انتخابات، خود فصل الخطاب است و سلایق، نظرات و عقاید متفاوتی که برای مدیریت کشور وجود دارد، با رای مخفی مردم و در انتخابات به نقطه تصمیم نهایی ملت می‌رسد و از این جهت، انتخابات فی‌نفسه فصل الخطاب تمامی مناقشات خواهد بود.
الهام تصریح کرد: اگر بنا باشد بعد از انتخابات، مناقشات به صورت حضوری و خیابانی ادامه یابد، انتخابات بی‌معنا خواهد بود و اردوکشی خیابانی، جدال و دوئل، روش‌هایی نامعقول، غیرمنطقی و زورمدارانه است.
وی ادامه داد: اتفاقی که این بار به وسیله یک جریان و با حمایت خارجی واقع شد، بدعتی بود که باید خیلی زود به آن فیصله داده شود والا آغاز دیکتاتوری، فساد و حذف مردسالاری خواهد بود.
الهام گفت: کسانی که در تبلیغات خود به قانونگرایی تکیه داشتند، در عمل باید به قانوت تمکین کنند و اولین نقطه آن رعایت قانون در مورد نتیجه انتخابات است.
وی افزود: آقای موسوی در تبلیغات انتخاباتی خود، تصریح داشتند که کسانی که می خواهند رئیس‌جمهور شوند باید حافظ جان و مال و ناموس مردم باشند و اکنون باید به همین بیان خود پایبند بوده و حقوق مردم و جان مردم را به خاطر نپذیرفتن نتیجه انتخابات در معرض تهدید قرار ندهد.
سخنگوی دولت تصریح کرد: اقداماتی که تاکنون انجام داده‌اند با مسامحه از آن عبور شده است ولی با بیان و کلام منطقی، روشن، قانونی و قاطع مقام معظم رهبری، اگر از این به بعد بخواهند ادامه دهند، همه مسئولیت‌های کیفری، مدنی و سیاسی آن بویژه در مورد جان و مال و امنیت مردم بر عهده طراحان و هدایت کنندگان این جریان خواهد بود.
الهام ادامه داد: باور ما این است که در استمرار این حرکت، مردم و رای دهندگان به آن نامزد، نقش نخواهند داشت و تنها کسانی آن را ادامه می دهند که اهداف و اغراض غیرملی و مجرمانه دارند و آب به آسیاب دیکتاتوری می ریزند و محکوم به شکست و فنا خواهند بود؛ چرا که جامعه ما از نظر اخلاقی تحمل بالایی دارد ولی از نظر سیاسی تحمیل‌پذیر نیست. 


 عضو شورای مرکزی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت: فرمایشات رهبری باید از سوی تمامی کسانی که به نحوی در دایره نظام جمهوری اسلامی فعالیت می‌کنند به عنوان فصل‌الخطاب مورد قبول قرار گیرد. 

 

 

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا جمشیدی عضو شورای مرکزی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار سیاسی فرمایشات مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران را مبین جایگاه بلند ولایت و رهبری در نظام اسلامی دانست و اظهار داشت: مقام معظم رهبری با درایت و بینش و هوشیاری عمیق به تبیین شرایط حساسی که ملت و نظام مقدس جمهوری اسلامی در آن قرار گرفته، پرداختند و با هدایت و درایت ویژه خود وظایف خواص و عموم ملت و تمام علاقه‌مندان به نظام جمهوری اسلامی را مشخص کردند.
وی افزود: این فرمایشات همان طور که برای علاقه‌مندان به ولایت و نظام مقدس جمهوری اسلامی فصل‌الخطاب است باید از سوی تمامی کسانی که به نحوی در دایره نظام جمهوری اسلامی فعالیت می‌کنند به عنوان فصل‌الخطاب مورد قبول قرار گیرد.
عضو شورای مرکزی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نکته برجسته فرمایشات امروز رهبری را توجه به قانون دانست و گفت: مقام معظم رهبری در فرمایشات امروز خود به قانون‌گرایی، قانون‌مداری، رعایت آرامش و متانت در رفتار همه کسانی که می‌خواهند در پیشرفت و پیشبرد اهداف جمهوری اسلامی سهیم باشند تاکید ویژه‌ای داشتند.
جمشیدی درس اصلی اظهارات امروز رهبری را توجه به قانون در تمام حرکت‌های جریانات سیاسی و توجه به مصالح عالیه نظام دانست و یادآور شد: همان طور که مردم به وظیفه خود در روز انتخابات عمل کردند، گروه های سیاسی، خواص جامعه و عناصر تاثیرگذار نیز باید در حمایت از حماسه 22 خرداد و دستاوردهای مردم حرکت کنند که این مسئله تنها در سایه تلاش برای جلوگیری از فراهم‌کردن زمینه نفوذ و رخنه دشمن میسر می‌شود.
وی افزود: اگر افراد و گروه‌های سیاسی به دنبال سلایق شخصی خود رفته و توجه به قانون و اهداف عالیه نظام نداشته باشند زمینه‌ساز آشوب‌های دشمن و ورود آنها به صفوف نیروهای خودی می‌شوند.
عضو شورای مرکزی جامعه مدرسین در پایان اظهار داشت: برای جلوگیری از این اتفاقات، همه جریانات سیاسی باید به مسیر قانونی برگشته و خواسته‌های خود را از راه‌های قانونی پیگیری کنند و به فعالیت‌های خارج از قانون پایان دهند. 


 عضو کمیسیون امنیت ملی گفت: سخنان رهبری در این دوره از انتخابات با توجه به مسائلی که در کشور بوجود آمد، اتمام حجتی با کاندیداها و افرادی بود که مردم و جوانان را به حضور در خیابان‌ها دعوت می‌کردند. 

 

 

زهره الهیان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار سیاسی، با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری در نماز جمعه این هفته تهران، گفت: مقام معظم رهبری در این سخنان به قانونگرایی اشاره داشتند و اینکه مردم ایران با مشارکت 80 درصدی و آرای بیش از 40 میلیون بر مبنای قانون حضور یافتند و این افراد به نوعی نسبت به آینده کشور حساس بودند و با این حضور در روند پیشرفت ایران شرکت کردند.
وی افزود: رهبری این تأکید و توصیه را به کاندیداها داشتند که در همین قانون اساسی باید مسائل و مطالبات خود را دنبال کنند و با کشاندن مردم به خیابان‌ها فرصت را به بدخواهان و منافقان ندهند، چراکه براساس مواردی که مشخص شده، عوامل این ناامنی‌ها مردم و کاندیداها نیستند بلکه ریشه آن به برخی افراد فرصت‌طلب و عوامل سرویس‌های جاسوسی دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران و برخی افراد پشت پرده که در داخل نقشه‌های دشمنان را اجرا می‌کنند، بازمی‌گردد.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: دشمنان نظام در حقیقت با نفوذ در راهپیمایی‌ها و تجمعات مردم ، می‌خواهند به اهداف خود دست پیدا ‌کنند و این امر به ضرر کشور و مردم ایران است و آرامش را از جامعه سلب می‌کند.
الهیان با اشاره به وجود روند قانونی در کشور گفت: ما همیشه در روند حرکت کشور و انتخابات‌ قانون را داشته‌ایم و در انتخابات‌ گذشته نیز افرادی که موفق به کسب رای نمی‌شدند، به رای مردم احترام می‌گذاشتند.
وی تأکید کرد: سخنان رهبری در این دوره از انتخابات با توجه به مسائلی که در کشور بوجود آمد اتمام حجتی با کاندیداها و افرادی بود که مردم و جوانان را به حضور در خیابان‌ها دعوت می‌کردند.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در پایان گفت: اگر آشوبی بوجود بیاید که مردم خسارت ببینند، مسئولیت خسارت‌ها برعهده افرادی است که مردم را به حضور در خیابان‌ها تشویق می‌کنند. 


 حجت‌الاسلام والمسلمین دعایی تأکید کرد: سخنان مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز جمعه امروز تهران فصل‌الخطاب است. 

 

 

به گزارش خبرنگار سیاسی، پس از فرمایشات مهم مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران در خصوص تجمعات خیابانی حامیان برخی کاندیداها پس از انتخابات ریاست‌جمهوری، در تماسی با حجت‌الاسلام والمسلمین محمود دعایی عضو مجمع روحانیون مبارز نظر وی را در خصوص این سخنان رهبری و اینکه آیا پس از فرمایشات رهبر انقلاب برگزاری تجمع مجمع روحانیون مبارز صحیح است یا خیر، جویا شدیم که وی اظهار داشت: مصاحبه نمی‌کنم؛ نظر رهبری فصل‌الخطاب است.
بر اساس این گزارش، مجمع روحانیون مبارز از چند روز گذشته بر روی پایگاه اطلاع‌رسانی خود، خبری مبنی بر درخواست مجوز از وزارت کشور برای راهپیمایی عصر روز شنبه و در حمایت از میرحسین موسوی مخابره کرده است.
این گزارش می‌افزاید: رهبر معظم انقلاب در بخشی از سخنان بسیار مهم خود در خطبه‌های نماز جمعه تهران با اشاره به برگزاری برخی تجمعات حامیان کاندیداهای ریاست‌جمهوری پس از برگزاری انتخابات، حل و فصل همه اختلافات را در سر صندوق رأی، فلسفه انتخابات خواندند و خاطر نشان کردند: انتخابات برای این است که در صندوق های رأی معلوم شود که مردم چه می خواهند نه در کف خیابانها.
ایشان تأکید کردند: "اگر قرار باشد بعد از هر انتخابات، آنهایی که رأی نیاورده اند اردوکشی خیابانی کنند و در مقابل این حرکت، کسانی هم که رأی آورده اند طرفدارانشان را به خیابانها بکشانند پس اصلا چرا انتخابات برگزار می شود؟ ضمن آنکه مردم چه گناهی کرده اند که باید به علت این کارهای ما، از کسب و کار و زندگی خود باز بمانند. " 

 


 نماینده تهران در مجلس گفت: پس از سخنان رهبری نباید افراد به وسیله برخی تحریک شوند و به خیابانها بیایند و اگر کسی حرکتی بر خلاف سخنان رهبری انجام دهد آب به آسیاب دشمن ریخته است و امروز مردم یکپارچه پشت سر رهبری هستند و پاسخ آشوبگران را خواهند داد. 

 

 

فاطمه آلیا عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار سیاسی، با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری در نماز جمعه این هفته تهران گفت: یکی از موارد حیات بخش بودن و هدایتگر بودن نعمت ولایت فقیه در جامعه اسلامی زمانی است که برخی درصدد ایجاد بحران هستند و یا زمانی که شبهاتی در جامعه ایجاد شده است و در این زمان نقش وجود رهبری موثر است.
وی افزود: رهبری با تحلیل شرایط موجود و ریشه‌یابی و آسیب‌شناسی در واقع گرد و غبار شبهات و شائبه‌ها را کنار زدند و حقایق را برای امت ایران روشن کردند.
نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به چکیده سخنان رهبری گفت: مقام معظم رهبری اعلام کردند آن چیزی که در نظام اسلامی ایران رخ داده در چهار جوب قوانین بوده و اگر اشکالی نیز وجود دارد باید از راه قانونی آن را حل و فصل کرد؛ لذا دشمنان نباید از برخی حرکت‌ها این جرات را پیدا کنند که در امور داخلی ایران مداخله کنند.
آلیا ادامه داد: سخنان رهبری حجت را بر همه تمام کرد و مردم جامعه باید هوشیار باشند و حامیان و هواداران برخی نامزدها باید مراقب باشند و صف خودشان را از آشوبگرانی که ماه‌ها سرمایه‌گذاری مالی و توطئه چینی کردند جدا کنند و رهبری نیز برای افرادی که در شک بودند روشنگری کردند.
وی با اشاره به سخنان برخی افراد در تحریک هوادارنشان برای حضور در خیابان‌ها گفت: پس از سخنان رهبری نباید افراد به وسیله برخی تحریک شوند و به خیابانها بیایند و اگر کسی حرکتی بر خلاف سخنان رهبری انجام دهد آب به آسیاب دشمن ریخته است و امروز مردم یکپارچه پشت سر رهبری هستند و پاسخ آشوبگران را خواهند داد.


  دبیرخانه شورای امنیت کشور خطاب به میرحسین موسوی تاکید کرد: وظیفه ملی جنابعالی اقتضاء می‌کند که از تحریک و تلاش برای تشکیل اجتماعات غیرقانونی پرهیز نمایید و در صورت دعوت و تحریک به این اجتماعات، مسئولیت عواقب ناشی از آن بر عهده جنابعالی خواهد بود. 

 

 

 به گزارش به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی وزارت کشور، متن کامل پاسخ دبیرخانه شورای امنیت کشور به نامه مورخه 27/3/88 میرحسین موسوی بدین شرح است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای میرحسین موسوی
با سلام
نامه مورخه 27/3/88 جنابعالی خطاب به شورای امنیت کشور حاوی مسائلی است که توجه شما را به آن جلب می کنیم:
1- انتساب اعمال مجرمانه همانند تخریب اموال و وسایل نقلیه مردم به نیروی انتظامی.
2- حمایت از اجتماعات غیرقانونی که منجر به برهم زدن نظم و امنیت، تخریب اموال و اضرار به مردم و نقض حقوق شهروندان عزیز گردیده است که جنابعالی از آن اجتماعات به عنوان اجتماعات خودجوش و مسالمت آمیز نام برده اید.
3- با تأکید جنابعالی بر اینکه موارد مذکور را مشاهده کرده اید، لازم است، مشاهدات خود را در اختیار دبیرخانه شورای امنیت کشور بگذارید.
البته به نظر ما این یک شبکه سازمان یافته است که به احتمال زیاد توسط گروهک های وابسته به بیگانگان سازمان یافته اند و با اراده و تصمیم قبلی نظم و آرامش و امنیت عمومی را بهم می زند و به حقوق شهروندان تعرض می نماید که البته قبلاً دستور رسیدگی لازم توسط فرماندهی نیروی انتظامی به موضوع صادر شده است.
متقابلاً وظیفه و مسئولیت ملی جنابعالی اقتضاء می کند که به جای انتساب اتهام به نیروهای انتظامی و یا نظامی که فرزندان این کشورند و شبانه روز جهت امنیت شهروندان تلاش می کنند، از تحریک و تلاش برای تشکیل چنین اجتماعات غیرقانونی پرهیز نموده و از این اجتماعات حمایت ننمایید.
قطعاً به این نکته مهم توجه دارید که در صورت دعوت و تحریک به این اجتماعات غیرقانونی مسئولیت عواقب ناشی از آن بر عهده جنابعالی خواهد بود.
دبیرخانه شورای امنیت کشور  

  


دیگر علی(ع) تنها نیست ! (یادداشت روز کیهان)

 

کیهان در ستون یادداشت روز شماره شنبه خود نوشت:

دیروز، انگار بار دیگر علی(ع) بود که به خطبه ایستاده بود، اما نه در کوفه و در میان مردمی که قدر او را نمی شناختند و به روز حادثه تنهایش می گذاشتند، بلکه در تهران، ام القرای کنونی جهان اسلام و در حلقه توده های بهم فشرده و عظیم ملتی که در اجرای فرمان ولی خدا سر از پا نمی شناسند، از «باید»ها که می گفت، ملت با تکبیرهای بلند و برخاسته از ژرفای دل با او همدلی می کردند؛ به این نشان که ای ولی خدا! «از تو به یک اشاره و از ما به سر دویدن» و نوبت به «نباید»ها که می رسید، خروش مردم، سقف آسمان را می شکافت که «ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند». وقتی با مراد غایب - که خود سایه اوست- به نجوا ایستاد، بغض جمعیت ترکید، دعا و اشک به هم آمیخت که «تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد»... نسیمی وزیدن گرفت، گویی به نوازش آقا آمده بود و ابری به بارش آمد و همراه با جماعت گریست... بغض آسمان هم ترکیده بود... کلام آقا، ولی مثل همیشه فصل الخطاب بود و غیر از بخش پایانی آن، همه شیرین و روح نواز...
¤¤¤
30 سال پیش که امام راحل ما(ره) «دین» و «سیاست» به هم آمیخته در اسلام ناب و جدا شده از دوران بنی امیه و بنی عباس را بار دیگر به هم آمیخت و جمهوری اسلامی ایران را بنا نهاد، نظام سلطه جهانی با همه توان به مقابله با «اسلامیت» نظام برخاست و دنباله های داخلی آن، نق زدن آغاز کردند که تاکید بر «اسلامیت» باعث کمرنگ شدن «جمهوریت» شده است! بی آن که حضور گسترده و کم نظیر و همیشگی «جمهور مردم» در تمامی مقاطع 30 ساله را به روی خود آورند!
مقابله با «اسلامیت» که مخصوصاً طی دوران اصلاحات و از سوی برخی مدعیان نفوذ کرده در این جبهه و با هماهنگی محافل بیگانه در تمامی عرصه های سیاسی و فرهنگی ادامه داشت، نهایتاً راه به جایی نبرد و مردم از 7 سال قبل، «سراب آب نمای» مدعیان اصلاحات را وانهادند و به آموزه های اصیل خط امام(ره) روی آوردند. این رویکرد، که با چشیدن طعم شیرین اصولگرایی و گفتمان امام و انقلاب همراه بود، روز به روز گستره بیشتری یافت تا آنجا که در انتخابات بی نظیر و شکوهمند 22 خرداد، حضور 40 میلیونی مردم و شرکت 85 درصدی آنان، اردوگاه نظام سلطه جهانی را با ضربه ای سنگین تر از همیشه روبرو کرد. حضور 85 درصدی مردم در انتخابات کمترین تردیدی باقی نگذاشته بود که نظام جمهوری اسلامی ایران هر دو عنصر «اسلامیت» و «جمهوریت» را در بالاترین درجه ممکن و فراتر از حد انتظار در خود جای داده است، بنابراین جدا کردن «اسلام» از «جمهور» که همه تلاش 30 ساله دشمن را به خود اختصاص داده بود، نه فقط به جایی نرسیده، بلکه نتیجه ای معکوس به بار آورده بود. مروری- هرچند گذرا- بر اخبار و گزارش هایی که خبرنگاران خارجی و دیپلمات های غربی مقیم ایران در اولین ساعات پس از آغاز رأی گیری به مراکز متبوع خود مخابره کرده اند و نیز، تحلیل ها و تفسیرهای اولیه مقامات سیاسی و استراتژیست های آمریکایی و اروپایی به وضوح از شوک شدیدی حکایت می کند که از انتخابات بی نظیر 22خرداد و حضور 85 درصدی مردم در آن دریافت کرده اند.
گفتنی است یکی از نامزدهای ریاست جمهوری که آشکارا شعار «تغییر» می داد کمترین آراء ممکن، یعنی حدود 8/0درصد از 85درصد کل آرای مردم را به دست آورد- کمتر از 400 هزار رأی- یعنی فقط 8/0 درصد از رأی دهندگان خواستار «تغییر» بوده اند. اکنون با توجه به این که در جریان رفراندوم برای انتخاب نظام جمهوری اسلامی ایران، 2/98درصد از مردم خواستار نظام جمهوری اسلامی بوده و فقط 8/1 درصد آنان نظام دیگری را می پسندیدند، به آسانی می توان نتیجه گرفت که مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران نسبت به سال 58 نه فقط - برخلاف تبلیغات گسترده دشمنان- بیشتر نشده اند بلکه تعداد آنها یک درصد نیز کاهش یافته است، که این نیز گواه غیرقابل تردید دیگری بر گسترش دامنه باورمندی مردم به نظام جمهوری اسلامی ایران است.
و اما، دشمن سیلی خورده از حماسه 22خرداد و ناامید از تلاش 30 ساله برای جدا کردن اسلامیت از جمهوریت، اکنون با توجه به آنچه گذشت در پی راه کاری برای مقابله با «جمهوریت» می گشت. توضیح آن که آمریکایی ها چندماه قبل از انتخابات پیروزی چشمگیر اصولگرایان را پیش بینی کرده بودند و دقیقاً به همین علت و برای زیر سوال بردن نتیجه انتخابات، پیشاپیش شایعه تقلب در انتخابات را ساخته و در شیپور فریب خویش دمیده بودند، ولی مردم سلامت انتخابات را طی 30 سال گذشته بارها آزموده بودند و حضور پرشور آنان خود گویاترین گواه براین باور بود. بنابراین دمیدن در توهم تقلب در انتخابات با توجه به ساختار نظام و گردش کار دقیق و قانونمند انتخابات، نمی توانست راه به جایی ببرد. مخصوصاً آن که حضور 40 میلیونی و شرکت 85درصدی مردم که برای آنان غیرقابل انتظار بود، راه را بر هرگونه توهم پراکنی بسته بود اما، در این هنگام جماعتی که به گواهی نظرسنجی ها و ده ها شاهد و قرینه دیگر از ابتدا نیز پیروزی آنان دور از انتظار بود در اقدامی سؤال برانگیز که ان شاءالله از روی غفلت بوده است! این فرصت- بخوانید بهانه- مورد نیاز دشمن را در اختیارش نهادند و با القای گسترده این توهم که در انتخابات تقلب شده است! جمعی از هواداران پاک دل و بی غرض را به خیابان ها کشیدند و گروه هایی از اراذل و اوباش اجاره ای را در میان آنها جای داده و به آشوب و غائله آفرینی روی آوردند. همزمان با این اقدام مشکوک مقامات آمریکایی، اروپایی و صهیونیستی با همه توان به حمایت از این جریان و مخصوصا هواداری از آشوبگران برخاستند و در حالی که رأی 40 میلیونی و شرکت 85 درصدی مردم در انتخابات مرز روشن و پررنگی میان «ملت» از یکسو و دشمنان بیرونی کشیده بود. برخی از خواص آلوده به چرب و شیرین دنیا و تشنه قدرت و مقام با جرزدن در بازی سالم و قانونی رقابت-ان شاءالله بی آن که بدانند و بخواهند- به یاری دشمن برخاستند و با همراهی و حمایت نظام سلطه بین الملل، کوشیدند این مرز روشن و پررنگ میان ملت و دشمن را به مرزبندی درون ملت تبدیل کنند و عجیب و تأسف آور آن که برای تأمین منافع حقیر مادی و دنیایی خود که ارزشی بیش از یک «دستمال» نداشت، حاضر شدند « قیصریه»ای را به آتش بکشند.
بهانه های خواص آلوده- و نه مردمی که اکثراً بی خبر از اصل ماجرا بودند- به اندازه ای سخیف و مسخره بود که جرأت در میان گذاشتن آن با مردم را نیز نداشتند. در انتخابات تقلب شده است! خب! در کدام صندوق؟ کدام حوزه؟ مگر نمایندگان شما در تمامی حوزه ها و صندوق ها از آغاز تا پایان شمارش آراء حضور نداشتند؟! مگر در تبلیغات تلویزیونی و پیش چشم دهها میلیون نفر از مردم ادعا نمی کردید «بنده اگر با مشکلی روبرو شوم به قانون مراجعه می کنم، برخلاف فلانی که در فلان جا و بهمان جا قانون را نادیده گرفته است»؟!، پاسخ به همه این پرسش های منطقی، فقط هو و جنجال هماهنگ داخلی و خارجی بود و تکرار این خواسته غیرقانونی و دشمن پسند که انتخابات باید باطل شود!! چرا؟! چون به نفع ما نبوده است!! حق مردم چه می شود؟!... به ما مربوط نیست؟! قانون مداری چه؟! و...
آخرین بهانه بعد از ناکارآمدی بهانه های دم دستی این بود که احمدی نژاد رجل سیاسی نیست و نباید صلاحیت او تائید می شد!!... بخوانید اصلاً چرا کاندیدا شد! مسخره نیست؟! معلوم است که هست. و احتمالاً برخاسته از نوعی عصبانیت و نه، خدای نخواسته لجاجت با ملت.
دیروز رهبرمعظم انقلاب ضمن تاکید بر این واقعیت که تمام 40 میلیون رأی دهنده صاحب نظام هستند و رقابت سلیقه های سیاسی، از یکسو طبیعی و از سوی دیگر بعد از پایان انتخابات، بایستی به رفاقت تبدیل شود، آب پاکی را روی دست های ناپاک آمریکا و اسرائیل ریختند! و با صلابتی مثال زدنی از ایستادگی در برابر خواسته های غیرقانونی خبر داده و جناح های سیاسی را به برادری و دوستی دعوت فرمودند.
سخنان دیروز آقا هم «فصل الخطاب» است و هم «اتمام حجت» و انتظار آن است که همگان رأفت رهبری در اوج صلابت و نصیحت ایشان در قله اقتدار و قدرت را پاس بدارند و هر دو سوی ماجرا قدر «نعمت ولایت» که موهبتی الهی است را بدانند. دشمنان بیرونی و غفلت زدگان داخلی و برخی از آلودگان بدسابقه نیز باید پنبه ابطال انتخابات را که اهانت به مردم، خیانت به اسلام، دشمنی با جمهوریت و نظام و همراهی با دشمنان است از گوش خویش خارج کنند ، آرامش مردم شریف و شیرینی حضور حماسی و 40 میلیونی آنان را برای رسیدن به جیفه حقیر مادی و گروهی خود بر هم نزنند که ادامه ماجرا به نفع آنها نیست. زیرا در عصر کنونی که عصر خمینی(ره) است، دیگر علی(ع) تنها نیست و به جای درد دل با چاه بی زبان و ساکت نخلستان های کوفه با مردان و زنان پاکباخته و پا به رکاب ولایت سخن می گوید و همه جا از او به یک اشاره است و از عاشقان سینه سرخ به سردویدن.
 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 27 خرداد ماه سال 1388 ساعت 21:01

انقلابیون دیروز، متوهمین امروز!؛ به کجا چنین شتابان ؟

در چند روز گذشته شاهد اتفاقات جالب توجه بوده ایم. این نوع اتفاقات که ناشی از دست پاچگی و سرخوردگی اصلاح طلبان است، بعضاً چهره ی خودشان را با پاردوکسی خیره کننده روبرو می کند. آنچنان که بعضی از این چهره ها بطور واضح و روشن سخنان رهبر فرزانه مان را نه تنها نقض، بلکه به  تقابل واداشته است!

  1. سخنان دیروز دختر آقای هاشمی رفسنجانی در جمع حامیان میرحسین که به سمت ساختمان صدا و سیما در حرکت بود، بسیار قابل تامل بود و بیانگر شکافی عمیق در جمع اصلاح طلبان بود. خشم و عصبانیت وی از ادبیات بکار رفته کاملا محرز و مشخص بود. آنقدر که اسطوره و قهرمانی را که تا پیش از دهمین انتخابات ریاست جمهوری با رای 22 میلیونی، یک چهره ی بسیار محبوب و منطقی بود، متهم به "بی عرضگی" و همینطور افشا کننده ی بعضی حقایق نمود! فائزه مستقیماً بیان می کند:

« از مشکلات اساسی ما این بود که خاتمی کاره ای نبود. من عامل اصلی این دیکتاتوری ها را خاتمی می دانم؛ در حادثه 18 تیر خاتمی، مسیر را به سمتی برد که اسامی را اعلام کرد و دست همه اصلاح طلبان را رو کرد تا 18 تیر بوجود آمد و نظام هم هوشیار شد که اگر نجنبد مثل زمان شاه، خواهد رفت و از اینجا دیکتاتوریها آغاز شد . »

 البته نیازی به توضیح بیشتر ندارد، چرا که ظاهراً در انظار همه ی اصلاح طلبان، هر افشای حقیقتی "محکوم" می باشد و بطور کلی مردم باید از حقایق بی خبر باشند و صرفاً به سر دادن فریاد "دانستن حق مردم است" بسنده کنند. متهم کردم نظام جمهوری اسلامی و شورای نگهبان به "نقشه کشیدن برای تقلب قبل از انتخابات با چاپ 17 میلیون تعرفه اضافه و پر کردن آن به نفع آقای احمدی نژاد"، و همینطور شرکت در تجمع غیر قانونی و ترقیب و تشویق هواداران میرحسین موسوی به ادامه این تجمعات خیابانی که در بسیاری از موارد باعث تخریب اموال بیت المال و کشته شدن تعدادی از همشهری هایمان شده است، مستقیماً امنیت ملّی کشور را نشانه رفته و اگر خوشبینانه نگاه کنیم، انتقال سخنان رئیس جمهور و وزیر امور خارجه امریکا و رئیس جمهور فرانسه به معترضین می باشد. البته این فرایند در نامه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به رهبر عزیزمان که بدون سلام نیز بود، به چشم می خورد. چراکه بسیاری از تحلیلگران معتقد بودند با استفاده از نوعی پتانسیل روانی "تحریک و ترقیب مردم به اغتشاش" به خوبی انجام شد. سخنان همسر آقای هاشمی رفسنجانی هنگام اخذ رای به خبرنگاران حوزه انتخابیه جماران، سیاسیت شوهرش را برای بی اطلاعان بسیار روشنتر و واضحتر ساخت! آنگونه که آشکارا می گوید:

« " اگر تقلب نشود، موسوی رئیس‌جمهور می‌شود، ولی خدا نکند تقلب کنند که اگر اینگونه شود، مردم به خیابان‌ها می‌آیند و اعتراض می‌کنند".»

 و مسئله جالبتر این است که اروپا و امریکا مستقیماً از این حرکتهای قانون شکن و ضد هنجارهای اجتماعی-اخلاقی-فرهنگی به شدت دفاع کرده و برخورد قانونی با این افراد را "نقض حقوق بشر" می خوانند !!!

  1. در مصاحبه خانم زهرا رهنورد، همسر آقای موسوی با شبکه بی بی سی هم نه تنها تضاد با مقام معظم رهبری، بلکه القای نوعی بی منطقی که ناشی از احساس خشم و نفرت از توده مردم است، کاملاً مشهود است. ایشان نیز مانند آقای موسوی، بدون ارائه سند و مدرک، فقط ادعا می کند که این ادعا نمایانگر واضح "خیال پردازی و وهم انگاری" می باشد. زهرا رهنورد می گوید:

« "آذربایجان و ترک زبان ها هیچ وقت فرزند خودشان را نمی گذارند که به کس دیگری رای بدهند. " »

وی در ادامه می گوید:

« " خود من لر هستم و موسوی هم بارها گفته من داماد لرستان هستم. بنابراین اهالی لرستان موسوی را نمی گذارند به آقای احمدی نژاد رای بدهند. این دو تا ملاک است و باقی موارد هم شبیه همین است. " »

شایان ذکر است که "روزنامه واشنگتن پست" در 15 روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری مستقیماً به برنده شدن آقای احمدی نژاد و تمایل توده ی مردم را به ایشان اذعان می کند! وی که از نتیجه انتخابات شوکه شده بدون ارائه هیچ مدرک و منطقی می گوید :

« " ما نمی دانیم چگونه با این صندوق ها عمل شده و رای ها چگونه دست برده شده و چه بوده فقط می دانیم که نسبت موسوی به احمدی نژاد 5/4 به 1 یا چهار به یک یا جاهای دیگر ممکن است مثلا 3 به 5/1 باشد. " »

  1. نوع نگرش آقای موسوی به مسئله «تقلب در انتخابات» چشم بسیاری را خیره کرد. به جای ارائه یک سند محکمه پسند محکم در اولین و دومین بند از متن اعتراضیه به شورای نگهبان، اعتراض به  مناظرات و مطالب مطروحه توسط کاندیدا، بیان شده که این مطلب بیشتر شبیه «آسمان به ریسمان بافتن است تا اثبات ادعای تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری». ظاهراً ایشان شخصیت هایی مثل "طلحه و زبیر" را فراموش نموده اند که به جای اثبات ادعای خود و حامیان، از عملکرد آقای هاشمی رفسنجانی در انقلاب و جنگ سخن می گویند! به زغم ایشان، افترا و تهمتهایی که توسط فائزه هاشمی، اکبر هاشمی و حتی خودشان به دولت نهم وارد شد، نه تنها به اصل نظام و مقام معظم رهبری ضربه نزد، بلکه پایه های آن را استوارتر هم ساخت! بعد از گذشت سی سال از انقلاب اسلامی، هنوز باید از بیان مفسدین اقتصادی که به چپاول و غارت بیت المال مشغولند، هراسان باشیم؟ آقای موسوی! به جای اینکه حرفهای یاوه ی دشمنان تابلو دار انقلاب اسلامی را تکرار کنیم، آیا بهتر نیست مواضع حضرت امام خمینی (ره) که خودتان در دورانی نخست وزیر ایشان بوده اید، یکبار دیگر مرور کنیم ؟!

  1. در اغتشاشات اخیر پایتخت که قبلاً توسط برخی عناصر گوشزد شده بود، مجدداً آقای موسوی چشم خود را بر حقایقی روشن می بندد و به راحتی انگ ننگ خیانت بر بیت المال را متوجه حامیان دولت می کند! در یکی از آخرین بیانیه های ایشان آمده است:

« همانگونه که مردم فهیم تهران در تجمع روز دوشنبه به روشنی نشان دادند ما در پی اعتراض آرام به روند ناسالم برگزاری انتخابات و تحقق هدف ابطال انتخابات و تجدید آن بر اساس راهکارهایی هستیم که عدم تکرار تقلب های فضاحت بار انتخاب پیشین را تضمین کند. لذا حساب ما از کسانی که با آشوب و تخریب اموال خصوصی و عمومی فضای جامعه را متشنج کنند و آن را به سوی هرج و مرج ببرند جداست. بلکه اطلاعاتی که به دست ما رسیده است نشان می دهد این اصحاب تقلب و دروغ هستند که برای تکمیل طرح خود به بانک ها و ادارات و اموال مردم حمله می کنند و آنها را تخریب می نمایند. بنابراین عموم مردم را به هوشیاری در برابر این نقشه فریبکارانه و تداوم اعتراض با حفظ آرامش دعوت می کنم. مردم می دانند چه کسانی خوابگاه دانشجویان را ویران کردند و دانشجویان پسر و دختر را کتک زدند یا در شمال میدان آزادی مردم را به شهادت رساندند. راهی که ملت برای رسیدن به پیروزی و احقاق حقوق نقض شده اش انتخاب کرده است، استفاده از روش های صلح آمیز و دوری از خشونت است. » این در حالی است که «پایگاه خبری-تحلیلی شهاب نیوز» می نویسد :

« در پایان مراسم ناگهان صدای چند شلیک پیاپی به گوش رسید و اوضاع را در هم ریخت. این شلیک‌ها که حداقل یک کشته و سه مجروح در پی داشت، باعث حمله تظاهرکنندگان خشمگین به مقر پایگاه [...] شد که نهایتاً باعث به آتش کشیدن این پایگاه شد.

گفتنی است درگیری‌های خشونت‌بار میان معترضان و پلیس ضد شورش و نیروهای بسیجی شامگاه امروز دوشنبه نیز در چند نقطه تهران ادامه داشت. در یکی از شدیدترین درگیری‌ها در میدان کاج (سعادت آباد)، چهار موتورسیکلت متعلق به نیروهای بسیجی به آتش کشیده شد و درگیری‌های شدیدی میان مردم و گارد ویژه رخ داد. مناطق پونک و جنت‌آباد شمالی نیز شاهد چنین مسایلی بود. همچنان درگیری‌هایی نیز در مناطق ونک، کوی دانشگاه تهران و منطقه گیشا رخ داد.»

مسئله در خور توجه دیگر آن است که بیان دیدگاههای مردمی که توسط شبکه خبر و شبکه اول سیما پخش می شود، حاکی از آن است که « تخریب بیت المال و ویرانه کردن شهر توسط حامیان موسوی انجام نمی گیرد، بلکه ضد انقلاب و عوامل بیگانه ای هستند که سعی در ناامن جلوه دادن کشورمان و تحریک و تشویق به جنگ داخلی دارند ! اما ایشان در ادامه بیانیه خود می گوید :

« دولت با همکاری سازمان صداوسیما کوشش می کند این موج سبز مردمی را وابسته به بیگانگان جلوه دهد. غافل ازآن که اقبال به رسانه های خارجی نه ناشی از توفیق این رسانه ها در جلب مخاطب و یا وابستگی این جریان مردمی به خارج بلکه حاصل بی تدبیری و فضای بسته رسانه ای موجود است. دولتی که رسیدن صدای مخالفانش را از طریق چند روزنامه و پایگاه خبری طاقت نمی آورد لاجرم به دست خود، نگاه جامعه را به رسانه های بیرون از مرزها معطوف می کند؛ موج سبز اعتراض های ما تنها منعکس کننده یک خواست مستقل و به حق داخلی است که به مداخله دیگران، خوش آمد نمی گوید. »

بجای آرام کردن هواداران خود و تشویق آنان به برادری و اتحاد که پیام رهبر فرزانه مان است، میرحسین موسوی که یکی از مهمترین دلایل حضور خود را در عرصه انتخابات « قانون گریزی دولت نهم » عنوان می کرد، بدون اخذ هیچ گونه مجوزی از مراجع ذیربط و جلوگیری از اغتشاشات و درگیری های احتمالی بعدی، در بیانیه بعدی می نویسد :

« همانگونه که می دانید طی روزهای گذشته و در نتیجه برخوردهای غیرقانونی و خشونت بار با منتقدان و معترضان نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری شماری از هموطنانمان مصدوم و تعدادی نیز به شهادت رسیده اند. اینجانب ضمن عرض تسلیت به خانواده های شهدا و همدردی با مصدومان و مجروحان از همگان درخواست می کنم بعد از ظهر روز پنج شنبه بیست و هشتم خردادماه به هرصورت ممکن، اعم از اجتماع در مساجد و تکایا و یا برگزاری راهپیمایی های مسالمت آمیز با استفاده از نمادهای سوگواری همدردی خود را با بازماندگان اعلام کنند و بدیهی است که خود نیز در این مراسم شرکت خواهم کرد. »

چگونه است که رهبر معظم انقلاب با اشاره مستقیم به سم پاشی دشمن در عرصه انتخابات و ناامن جلوه دادن انتخابات ایران در سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران سخن می گوید و ما شاهد همین ادعاها توسط آقای موسوی و خانم رهنورد و فائزه هاشمی بدون ارائه هیچ ادله ی منطقی و محکم و یا گزارشی مستند که به چندین هزار صندوق اخذ رای دستبرد زده شده و این اختلاف سنگین را موجب شده، هستیم. البته اگر این ادعاها واقعیت داشته باشد، نشانگر بی کفایتی و سوء مدیریت کمیته ای است که آقای موسوی برای صیانت از آراء طراحی کرده بودند و این وظیفه آقای محتشمی پور، رئیس کمیته صیانت از آراء بوده است.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 27 خرداد ماه سال 1388 ساعت 00:00

نمونه ای کوچک از اراجیفی که دیروز آقایان «قانون مدار» و «کسانی که شعار ادب مرد به ز دولت اوست سر داده اند» :  البته در اجتماعی کاملا قانونی و کاملا آرام. فقط نمی دانم چرا در اخبار شبکه سراسری اعلام شد : هیچگونه مجوزی از سوی وزارت کشور به این تجمع داده نشده است ! 

راهپیمایی هم آنقدر آرام بود که نمی دانم چرا ۷ نفر کشته شدند و دهها نفر زخمی شدند ؟! 

این همه اتوبوس و خودروهای شخصی لابد خود به خود آتش گرفتند !! 

جایگاه های خودروهای عمومی خود به خود همگی تخریب شدند !! 

جدا متعجب از این همه قانون مداری هستم !  

تجمع اینهمه قانون مدار را تابحال ندیده بودم !  

چهره ی خانمهای بزک کرده با لباسهای زننده و پیشانی بند سبز رنگ «یا زهرا» واقعاْ دیدنی بود ! 

دورغ بزرگی که سر داده بودند هم شنیدنی بود ! 

فریاد «الله اکبر» سر داده بودند !

  

 احمدی دروغ گو، ۶۳ درصدت کو
خس و خاشاک تویی، دشمن این خاک تویی
می جنگم، می میرم، رأیمو پس می گیرم
ایرانی با غیرت، حمایت ، حمایت
مدعی عدالت، خجالت ، خجالت
دولت کودتاچی، استعفا، استعفا
این است شعار مردم، رفراندوم، رفراندوم 
 ما همه سرباز توییم موسوی، گوش به فرمان توییم موسوی

یا حسین، میرحسین، یا حسین، میرحسین
میر سین، میرحسین، حمایتت می کنیم
ما منتظر میرحسین هستیم، اگه امروز نیاد، همینجا هستیم
وای اگر موسوی حکم جهادم دهد
میرحسین کجایی، منتظریم بیایی
ایول ایوله، ایول، موسوی یله، ایول
مرگ بر دیکتاتور، چه شاه باشه چه دکتر
هاله نورو دیده، رأی مارو ندیده
احمدی حیا کن، مملکتو رها کن
برادر رفتگر، محمودو وردار ببر
احمدی دزده، رأیو می دزده
رأی مارو دزدیدن، داره باهاش پز می دن
دولت تقلب می کند، رهبر حمایت می کند
احمدی دزده، رأیو می دزده
سید ما یک رنگه، احمدی رنگ به رنگه
این مردک بی ریشه، یک شبه سید میشه
بسیجی حیا کن، مفت خوریو رها کن
نفت و طلا رو برده، سیب زمینی آورده
نفت و طلا رو برده، خرج بسیجی کرده
آخر هفته، احمدی رفته، آخر هفته، احمدی رفته
نن جون مهدی فهمید، این کوتوله نفهمید
صدای و سیمای ما، ننگ ما، ننگ ما
نحست وزیر امام، یک کلام، یک کلام
می کشم ، می کشم، آنکه برادرم کشت
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
تقلبم حدی داره، یه میلیون، دو میلیون، نه اینکه هجده میلیون
این ۶۳ درصد که میگن کو، این ۶۳ درصد که میگن کو
توپ، تانک، بسیجی، دیگر اثر ندارد
تا احمدی نژاده، هر روز همین بساطه
توپ ، تانک فشفشه، محمود باید شسته شه
نترسیم، نلرزیم، ما همه با هم هستیم
احمدی کوتوله، رأی ما موسوی بود
نوشتیم موسوی، خونده شده احمدی
دولت سیب زمینی، نمی خوایم، نمی خوایم
احمدی کم آورده، پخ زیادی خورده
ما بت شکنیم، شیشه شکن نیستیم
احمدی گوساله، بازم بگو فوتباله
احمدی بهوش باش، ما مردمیم ،نه اوباش
هرکی که ناموس داره، موسویو دوس داره

 

 

 

 لطفاْ توجه کنید! اینان همان کسانی هستند تا قبل از برگزاری انتخابات، صدای «میزان، رای ملت است» گوش فلک را کر کرده بود !!!  

اما اکنون چشم خود را بر روی بیست و چهار میلیون نفر می بندند و بر خیال بافی های خود پافشاری می کنند که «ایران فقط پایتخت است!!» 

البته از کوزه همان طراوت که در اوست !!!  

نمی دانم چرا زمانی که خاتمی با رای بیست و یک میلیونی رئیس جمهور شد، کسی تقلب نکرد!!  

احتمالاْ آن زمان به فرمایش «بعضی ها» ناظرین بین المللی تشریف آورده بودند و یا آقای جنتی عضور شورای نگهبان نبود و یا آقای ناطق نوری همسوی حضرات نبود !  

آن هنگام مردم فهمیده بودند، اما اکنون فائزه می فرماید: «مردم ایران احمق هستند!» البته از این نوع افاضات سرکار خانم فائزه هاشمی رفسنجانی کم ندارد! برای اطلاع بیشتر به افاضات جدیدشان توجه کنید : 

 ... 

«««به گزارش ایرنا فرزند هاشمی رفسنجانی طی گفتگویی در حاشیه مراسم غیرقانونی روز دوشنبه در میدان آزادی درباره ادعای تقلب در این دوره گفت: همه نمایندگان کاندیداها و همه ناظران را اخراج کردند ؛سرِ شمارش آرا و تجمیعِ آرا و تمامی مراحلی که قانون گفته آنها را راه ندادند.
وی با اشاره به اینکه این ناظران می بایست از17 خرداد حضور می داشتند ولی به آنها اجازه ندادند ، افزود: کادر ناظران را اعلام نکردند و همه را گفتند که باید لیست را سرصندوقها بگیرند مثلا خود من یک لیست 6 نفره را برای یک صندوق معرفی کردم ولی آنها را جای دیگری فرستادند چون اسم نماینده ها روی صندوق ها هست.
وی درباره سایر تخلفات انتخاباتی با اعلام اینکه صندوقها پراز{آرای} احمدی نژاد است ، آرای مردم را سندسازی دانست و ادعا کرد: تعرفه ها هم باید بگویم که اصلا تعرفه ها ساعت 12 ظهر دراغلب شهرستانها تمام شد و به جایی تعرفه نرساندند به جز یکی دو شهرستان .
دختر هاشمی رفسنجانی ادامه داد: ساعت 10 شب هم ، محصولی اعلام کرد که باید رأی همه مردم که مراجعه کردند گرفته شود اما درِ صندوق ها را بستند ،پیامکها راقطع کردند سایتها رابستند این در حالی بود که مردم پشت درها حضورداشتند و رأی نداده بودند .
وی افزود: اینها خودشان تقلب کردند و این یعنی این انتخابات از پایه زیر سئوال رفته است، از پایه مخدوش است و نمی توانند بگویند آرا بازشماری شود چون صندوقها درست است .

فائزه هاشمی در ادامه تهمت زدن‌های خود گفت: مگر اینها 57 میلیون تعرفه چاپ نکردند یعنی 17 میلیون بیش از رأی دهنده ها ؛ پس این 17 میلیون کجا رفت ؟ اینها را پرکردند و ریختند داخل صندوقها ، صندوقها را کامل کردند. وی مدعی شد: از آنجایی که ناظران را اخراج کرده بودند کسی صورتجلسه ها را امضا نکرده حتی کسانی هم که حضور داشتند امضا نکردند بنابراین اینها سندی ندارند .فائزه هاشمی در ادامه با ارائه تحلیلی درباره نقش پدرش در معادلات نظام، از همگرایی بسیج و سپاه و دکتر احمدی‌نژاد با نظام انتقاد کرد.

*مردم مقصر هستند/جامعه ما قهرمان ساز و اسطوره کش است
دختر هاشمی رفسنجانی ،مردم را مقصر واقعی این جریانات دانست و گفت: اصولا کشورهای جهان سوم همیشه دغدغه دارند و آرامش ندارند ؛ خوب همین رأی های مردم را ببینید در کشور یکسری افکاری حاکم است اما باید بدانیم که یک فکر همیشه نمی تواند جریان داشته باشد .
وی ادامه داد: ما یک دموکراسی نیم بندی در کشور داریم مثلا من یک دوره در انتخابات شرکت می کنم و با رأی بالا رأی می آورم ولی در یک دوره دیگر رأی نمی آورم .اساسا تاریخ ما مشکل دارد و به لحاظ روانشناسی ، جامعه ما "قهرمان ساز و اسطوره کش " است یعنی عده ای را یک روز می بریم بالا و یک روز می اندازیم پایین. سیستم روانشناسی جامعه ما اشکال دارد.
این مدعی اصلاح طلب درباره دوره فعالیت خاتمی هم اظهار داشت : یکی از مشکلات اساسی ما این بود که خاتمی کاره ای نبود . من عامل اصلی این دیکتاتوری ها(!) را خاتمی می دانم ؛ در حادثه 18 تیر خاتمی ،مسیر را به سمتی برد که اسامی را اعلام کرد و دست همه اصلاح طلبان را رو کرد تا 18 تیر بوجود آمد و نظام هم هوشیار شد که اگر نجنبد مثل زمان شاه ، خواهد رفت و از اینجا دیکتاتوریها آغاز شد . وی در ادامه گفت :این روند باعث شد در انتخابات بعدی اصلاح طلبان رأی نیاورند و قدرت بگیرند الان هم اینجوری شده است ،سربابام هم که دیدید چه بلایی آمد بنابراین معتقدم باید این اعتصابات ادامه یابد. فائزه هاشمی درباره اینکه چرا هاشمی و خاتمی در دوران فعالیتشان نیروهای خود را برای مقابله با چنین موضوعاتی در سازمانها قرار ندادند تا این روند فعلی را کنترل کنند ،گفت :باید بگویم خاتمی در دوره فعالیتش عرضه نداشت و آنقدر در دوران فعالیتش تقلب شد که حاج آقا (هاشمی رفسنجانی) نتوانست با آنهمه تقلب ،رأی بیاورد ؛ آخرش هم خاتمی اعلام کرد که انتخابات سالم برگزارشده چون خودش برگزار کننده بوده و در این باره خیانتهای بسیاری کرد . هاشمی ادامه داد: ما اصلاح طلبان هم هرجا که بوده ایم سوخته ایم و بعد از دوم خرداد هم بین اصلاح طلبان تفرقه شد .
وی با انتقاد ازاصلاح طلبان درباره حضور همزمان 5 نامزد در دوره قبل ریاست جمهوری گفت :اگر در آن دوره ، اصلاح طلبان این 5 نامزد را یکی می کردند و پشت سر هاشمی قرار می گرفتند کار همان مرحله اول تمام شده بود ؛ معین و مهرعلیزاده با حضورشان می خواستند چکار کنند ؟!
دختر هاشمی رفسنجانی در ادامه این گفتگو خاطرنشان کرد: خاتمی مشکلات زیادی دارد واگر هم می آمد نمی توانست کاری بکند، مگر خاتمی دفعه قبل چکار کرده بود فقط رأی داشت و گرچه رأی آورد اما دشمنانش هم زیاد بودند اما موسوی چون نبوده دشمن هم نداشته است و اصولگرایان هم حامی او بودند و حامی خاتمی نبودند؛اصلا موسوی خیلی بهتر است.
وی با اشاره به اینکه لاریجانی و روحانی می توانستند در این دوره شرکت کنند و اگر می آمدند این اتفاقات نمی افتاد ،درباره صحبت های احمدی نژاد در مناظره با موسوی گفت: ما از احمدی نژاد شکایت کردیم و به صداو سیما اعلام کردیم که می خواهیم جواب دهیم اما صداو سیما مجوز نداد .
دیروز شکایت نامه دادم و فکر می کنم اول هفته مطرح شود .
فائزه هاشمی معتقد است که آنها(مراجعی که به آنها شکایت کرده است) نمی توانند بپیچانند چون مدرکی ندارند . ضمن آنکه ازآنجایی که بخش هایی از مردم عوام هستند پدرش مجبور شده راجع به احمدی نژاد نامه بنویسد .
وی در پایان درباره صحبتهای پدرش با احمدی نژاد هم گفت:پدرم در حرم امام به احمدی نژاد گفته که هم درباره من وهم درباره بچه هایم و دیگران اشتباه می کنی یا این حرفهایت را خودت اصلاح کن یا اگر بخواهی شعار بدهی پیگیری می کنم و ما ول نمی کنیم .»»»  

 ... 


 

پی نوشت :  

   ۱- البته با عرض معذرت از همه ی عزیزان، جهت اطلاع عرض می کنم که خود ببینند چقدر «قانون مدار» هستند و شعارهایشان هم چقدر مطابق ادب و احترام و شعور سیاسی است!  

مشتی اراجیف شعار گونه ای که جز اراذل و اوباش اینها را نمی گویند !!! 

  ۲-  چقدر جالب! «پایگاه خبری-تحلیلی شهاب نیوز» که اخیراْ رفع فیلتر شده، اعتراف بسیار صادقانه و زیبایی کرده ! البته این اعترافات خواندن دارد. چرا که از حامیان سرسخت میرحسین موسوی است ... بخوانید :

خشونت باز فرا رسید  


« به رغم آرامش این راهپیمایی بی‌سابقه؛ در پایان مراسم ناگهان صدای چند شلیک پیاپی به گوش رسید و اوضاع را در هم ریخت. این شلیک‌ها که حداقل یک کشته و سه مجروح در پی داشت، باعث حمله تظاهرکنندگان خشمگین به مقر پایگاه [...] شد که نهایتاً باعث به آتش کشیدن این پایگاه شد.
گفتنی است درگیری‌های خشونت‌بار میان معترضان و پلیس ضد شورش و نیروهای بسیجی شامگاه امروز دوشنبه نیز در چند نقطه تهران ادامه داشت. در یکی از شدیدترین درگیری‌ها در میدان کاج (سعادت آباد)، چهار موتورسیکلت متعلق به نیروهای بسیجی به آتش کشیده شد و درگیری‌های شدیدی میان مردم و گارد ویژه رخ داد. مناطق پونک و جنت‌آباد شمالی نیز شاهد چنین مسایلی بود. همچنان درگیری‌هایی نیز در مناطق ونک، کوی دانشگاه تهران و منطقه گیشا رخ داد.»

 

 ... 

!!!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo